با سلام
در یکی از سایت ها و خبری با عنوان (خانمها بجاي مهريههاي سنگين این شرط را بگذارند) توجه بنده را به خود جلب کرد .در خبر ارسال شده یک وکیل دادگستری عقد نکاح را یک قرار داد بر شمرده در حالی که به خانم ها پیشنهاد می کند در عقد برای رفع نابرابری میان زن و مرد شروطی را برای مردان بگذارند.در حالی که نه زن و نه مرد در یک عقد چنین اختیاری را بدون توافق طرف مقابل نخواهد داشت چرا که تنها زن می تواند این شروط را پیشنهاد یا به قولی ایجاب نماید و مرد باید آن را قبول نموده تا آثار حقوقی و قانونی بر آن بار شود .اما به نظر با توجه به آمار بالای طلاق در کشور سخنان ایشان بیشتر ایجاد خصومت و گرفتاری و عدم ارتباط صحیح میان زن و مرد و سوء استفاده از شروط در بدو زندگی زناشویی می نماید و اینکه رسالت یک حقوقدان حل و فصل و آگاهی دادن است نباید با گسترش نا به جا و بدون فرهنگ سازی چهره ای قراردادی به یک عقد سنتی مانند نکاح داده شود تا همان حرمتی هم که مانده از بین برود .
قواعد ازدواج در جامعه اسلامی ما بیشتر از آنکه قرار دادی باشند مبتنی بر عرف است و بسیاری از زوجین شروط ضمن عقد را بر روال معمول پذیرفته و امضا می نمایند .نکاح مبتنی بر شخصیت طرفین شکل می گیرد و حتی شروط ضمن آن هرچند محکم و قوی باشد تضمینی بر بقای عقد وجود نخواهد داشت .پیمانی که بر مبنای شخصیت و روان و عاطفه و اعتماد ایجاد می گردد بسیار محکم تر و با دوام تر از شروط قرار دادی ضمن آن خواهد بود .
استاد گرامی مسلما شما خود به عنوان یک حقوقدان و وکیل دادگستری از تحمیل چنین شروطی در بدو یک ازدواج خرسند نخواهید شد چرا که هرچند قانون چنین اختیاری را به طرف مقابل شما برای طرح چنین شروطی داده است لاکن در عرف معمول است که به ازدواج به دید یک سنت نیک و مذهبی نگریسته شود تا یک قرار داد .همچنین می دانیم برخی از شروط در قرار داد ها مورد سوء استفاده قرار می گیرند و این در قرار داد های کنونی واضح است که یک طرف قرار داد به واسطه شروط ذکر شده قدرت بیشتری برای اعمال سلیقه خود دارد .
این که دیگران را تشویق به امری نماییم که بازتاب آن مشخص نیست به نظر شایسته نخواهد بود و می توان به عنوان نمونه شرط وکالت در طلاق را یکی از عوامل افزایش واقعه طلاق در کشور دانست و قرار دادن این شروط به بهانه برابری زن و مرد بیش از آنکه نفعی عاید جامعه و خانواده ها نماید ایجاد اختلال خواهدنمود .به نظر شما آیا افزایش واقعه طلاق در کشور بنابر آمار یک امر مثبت است ؟!و آیا ایجاد شروط دلخواه و موردی طرفین از این امر جلوگیری می کند یا آن را تشدید می نماید در ثانی بسیاری از جوانان توان پرداخت مهر و حتی برخی از خواست های مالی همسران خود را ندارند و از ترس این موارد تن به ازدواج نمی دهند حال بیاییم و با گسترش دامنه شروط بر علیه مردان شعار تساوی میان زن و مرد بدهیم و نسخه تداوم زندگی را بپیچیم ؟این موارد به نظر بیشتر ایجاد استرس و ترس از ازدواج را سبب می شود تا ترویج و اشاعه آن.همچنین در اسلام اصل بر سهولت ازدواج است و افزایش شروط و گسترش دامنه آن با چنین اصلی منافات دارد.در ثانی تفسیر چنین شروطی و سوء استفاده احتمالی از انها باب تازه ای از مراجعه به محاکم دادگستری و دادگاههای خانواده را خواهد گشود که اتلاف وقت و افزایش آمار پرونده های دادگستری و فشار ناشی از حجم انبوه پرونده و متقابلا تامین بودجه این موارد را بر قوه محترم قضاییه در پی خواهد داشت و در آخراین شروط و آثار منفی بازتاب آن با اصل قضا زدایی نیز متناسب نبوده و نخواهد بود .پس بیاییم به جای شرط و شرط گذاری کمی به فکر فرهنگ سازی و ترویج راههای دوام زندگی باشیم.
با تشکر :مسعود عرفانیان
نظر دوست گرامی جناب آقای توحید بختیاری :
سلام
سخنان این استاد گرامی را چند روز پیش در ایسنا خواندم.
بسیار جای تاسف است که برخی تداوم زندگی مشترک را، در افزایش قید و بندهای بعضاً غیر شرعی حین عقد نکاح و در منگنه گذاردن مرد می دانند.رابطه معناداری میان مهریه بالا و طلاق وجود دارد.
رابطه معناداری میان حق طلاق بدون قید و شرط (که از نظر بسیاری از حقودانان باطل مبطل، اما از نظر قانونگذار صحیح است) و آمار طلاق وجود دارد.اگر این قید و بندها موثر بود باید پس از اجرای چنین قید و بندهایی آمار طلاق پائین می آمد که صد البته نیامد.زندگی بر اساس مهر و محبت شکل می گیرد و مهریه نیز از باب مهر و نحله است.چه اینکه اگر زنی بخواهد طلاق بگیرد به راحتی از مهرش صرف نظر می کند و عموماً زن هایی که قصد آزار شوهر را دارند اقدام به اجرا گذاشتن مهر می کنند.از طرفی این شروط را کسانی می گذارند و بر آن تاکید بسیار دارند که اساساً تمالی به تداوم ازدواج ندارند و معمولاً خیلی سریع از حقوقی که برای خود ساخته اند بهره می برند.حال به جای ترویج ازدواج آسان و اساس قرار دادن تشکیل خانواده، دنبال قولنامه ای کردن عقد نکاح هستیم که این بزرگترین توهین به انسان ها و شعور انسان ها است.
نظر جناب آقای محمد مهدی حسنی وکیل دادگستری
جناب عرفانیان عزیز
سلام ضمن عرض خسته نباشید و با عرض پوزش
با نظر شما و سایر دوستان که با آوردن چنین شرط هایی در سند ازدواج مخالفند، مخالفم. درست است که عرف چنین شروطی را نمی پذیرد. ولی بایستی فرهنگ سازی کرد. مقاومت در برابرِ برابری زن و مرد، مانند تفکرات فمنیستی صرف پذیرفته نیست و هر دو از طریق جاده (میانه) منحرف است. طلاق علل اجتماعی و روانی و اقتصادی فراوان دارد که پرداختن به آن در یاداشت حاضر میسر نیست. و این تفکر که اگر به زن ها رو داده شود، آستر هم می خواهند خواست، اندیشه متحجرانه و با یافته های امروزین مغایر است.اینجانب در سال 87 و پیش از حقوقدان محترم مصاحبه کننده با ایسنا و در پستی زیر عنوان : بحثی در شروط ضمن عقد نکاح به نفع زنان ( دختران جوان و دم بخت بخوانند) به نحو موجز اما با ذکر دلیل لزوم وجودی، برخی از شروط اضافی به نفع زنان - علاوه بر آنچه در نکاحیه های رسمی آمده- را آورده ام. و می توانید به یاداشت مزبور که همان لینک داده شده مراجعه فرمایید. اما پس از گذشت یک سال و اندی تنها تغییر عقیده ای که داده ام این است که بایستی به جای تعیین مهریه ناچیز و اندک، مهریه متعارف واقعی و نه نجومی هم آورده شود. اگر عمر مجال داد در این باره بیشتر صحبت خواهیم کرد. موفق باشید.
نظر جناب عباسی کارشناس ارشد حقوق جزا و جرم شناسی و بازپرس ويژه قتل
به نام خدا
جناب آقای عرفانیان! مطلب خوب شما را در پاسخ به پیشنهاد آقای دکتر ادیب مطالعه کردم و با نظر شما موافقم. البته این به معنای آن نیست که مخالف پیشنهاد آقای دکتر باشم به هر حال هرکس برای برون رفت از مشکلات موجود راهکارهایی ارائه می دهد که همه این دیدگاهها مورد احترام و توجه هستند. بنده بخش عظیمی از مشکلات بوجود آمده در خصوص ازدواج و مسائل پیرامون آن را فاصله گرفتن از تعلیم ناب اسلامی در خصوص : فلسفه ازدواج، انتخاب همسر، نحوه ارتباط زناشویی، وظایف زن و مرد نسبت به یکدیگر، مهریه، جهیزیه و ... می دانم. به عنوان نمونه در روایات رسیده از ائمه به پرداخت مهریه تاکید ویژه ای شده است در روایتی از پیامبر نقل است: کسی که به مهریة همسرش تجاوز و ظلم کند او درپیشگاه خدا زناکار خواهد بود. وسائل الشیعه،ج15،ص22 امام صادق(ع) هم در روایتی می فرمایند:کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است. فروع کافی، ج 5، ص، 383. حال قضاوت کنید در ازدواج هایی که در جامعه فعلی شکل می گیرد در زمان عقد آیا قصد مرد پرداخت مهریه است؟ مسلماً خیر، که در این صورت به تعبیر امام صادق مصداق دزدیم. پیامبر (ص) مهریه فاطمه(س) را با در نظر گرفتن موقعیت و شرایط اقتصادی امام علی(ع) در نظر گرفت و مهریه سریعاً پرداخت شد. حالا ما چقدر مهریه را اینگونه در نظر می گیریم و اینگونه پرداخت می کنیم. بنا نیست و عادلانه هم نیست که ما از شریعت ناب خود صرفاً و یک سویه حق طلاق برای مرد، تعددزوجات، نکاح موقت و ... را ترویج و قانونگذاری کنیم و مابقی تعالیم و آموزه های دینی را رها کنیم.
حتی در خصوص تشخیص مقتضای ذات عقد نکاح هم هنوز علمای حقوق به جمع بندی مشخصی نرسیده اند یادم می آید بحثی مطرح بود: در صورتی که در عقد ازدواج شرط شود که مرد حق همبستری با زن را نداشته باشد آیا این شرط خلاف ذات عقد بوده و شرط و عقد هر دو باطل است یا اینکه فقط شرط باطل بوده و عقد صحیح است یا شاید شرط صحیحی است و هم عقد و هم شرط صحیح می باشند؟ استاد عزیز دکتر لنگرودی در دو تالیف خود ابتدا اعتقاد داشتند چون شرط خلاف ذات عقد نکاح است هم شرط و هم عقد هر دو باطلند و در تالیف دیگر خود به فاصله چند سال از نظر اول خود عدول کرده و نظر دادند هم شرط و هم عقد صحیح است. علت این اختلافات که در نظر دیگر حقوقدانان هم مشاهده می شود ناشی از این است که در شناخت مقتضای ذات عقد نکاح هنوز تردید وجود دارد، اگر ارضاء جنسی مقتضای عقد نکاح بود در این صورت در مورد عیوبی که در قانون برای فسخ نکاح تعریف گردیده و آن عیوب مانع از ایجاد رابطه جنسی می شوند، با توجه به منتفی شدن مقتضای عقد باید حکم به بطلان عقد داده می شد نه ایجاد حق فسخ، همین امر نشان می دهد در نکاح ارتباط جنسی اصل نبوده و این ارتباط عاطفی و روحی است که اصل محسوب می شود. ما چه اندازه در تحکیم روابط عاطفی و روحی بین زن و مرد کوشیده ایم. ما وقتی هنوز در فلسفه ازدواج اصول و فروع آن تردید داریم چگونه در قانونگذاری می توانیم موفق باشیم. ختم کلام اینکه در یکی از پرونده ای قتل به مردی برخورد کردم که در شهر ساکن بود و حاضر نبود برای رفع حاجت و دفع ادرار خود فاصله 20 قدمی را تا دستشویی طی کند و ادرار خود را در ظرفی ریخته و به زنش می داد تا خالی کند...... تو خود حکایت مفصل بخوان از این مجمل.....
نظرات آقایان :(۱.نظر جناب آقای علی قنبریان علویجه وکیل دادگستری
۲.نظر جناب آقای حسين کريمی پارچين کارشناس ارشد حقوق و وکیل دادگستری ۳. نظر جناب آقای عدیلی پور مدیریت محترم سایت حقوق سرا۴.نظر دوست گرامی جناب آقای توحید بختیاری۵. نظر جناب آقای آرش کیخسروی وکیل دادگستری۶.نظر همکار گرامی جناب آقای مجید سلیمانی مدیریت وبلاگ حقوقدانان اراک ۷.نظر همکار گرامی جناب آقای مجید سلیمانی مدیریت وبلاگ حقوقدانان اراک ۸.نظر مدیریت محترم وبلاگ برگ سبز حقوق ۹.نقد و نظر جناب آقای رضا مقصودی - مدیر سایت حقوقی راه مقصود ۱۰.نظر مدیریت وبلاگ فقه پلی است برای حقوق )
به علت کمبود فضای کافی در ادامه مطلب آورده شده است .لطفا مشاهده فرمایید .با تشکر
ارسال نظر و مشاهده دیگر نظرات
در ادامه مطلب متن سخنان این وکیل دادگستری و استاد محترم را مشاهده نمایید .نظر دیگر دوستان نیز به علت کمبود فضا در صفحه نخست وبلاگ درادامه مطلب آورده شده است.