پیامدهای توانمندسازی زنان در حرفه وكالت
حرفه وكالت از جمله مشاغلی است كه در جوامع سنتی اساساً از جمله پیشههای مردانه به شمار میآید . به همین خاطر ، حضور زنان در این حرفه در ایران تا كنون كمرنگ بوده است ؛ به گونهای كه تقریباً تنها یك دهم وكلا را زنان تشكیل میدهند . جدا از این مساله ، تكالیف خانگی زنان و نیز محدودیتهایی كه در زمینه ورود زنان به مناصب قضایی وضع گشته بود ، موجب كاهش روند رشد حضور زنان در این حرفه شده است . با این حال ، در نتیجه برطرف شدن برخی از این گونه محدودیتها و علاقمندی خود زنان ، روند صعودی حضور زنان در حرفه وكالت آغاز گشته است كه مهمترین نمود آن.....
چكیده
حرفه وكالت از جمله مشاغلی است كه در جوامع سنتی اساساً از جمله پیشههای مردانه به شمار میآید . به همین خاطر ، حضور زنان در این حرفه در ایران تا كنون كمرنگ بوده است ؛ به گونهای كه تقریباً تنها یك دهم وكلا را زنان تشكیل میدهند . جدا از این مساله ، تكالیف خانگی زنان و نیز محدودیتهایی كه در زمینه ورود زنان به مناصب قضایی وضع گشته بود ، موجب كاهش روند رشد حضور زنان در این حرفه شده است . با این حال ، در نتیجه برطرف شدن برخی از این گونه محدودیتها و علاقمندی خود زنان ، روند صعودی حضور زنان در حرفه وكالت آغاز گشته است كه مهمترین نمود آن افزایش شمار كارآموزان زن میباشد . به رغم وجود این مشكلات و محدودیتها ، وكلای زن تا كنون توانستهاند توانمندیهای بسیاری از خود نشان بدهند . یكی از مهمترین جلوههای این موفقیت راه یافتن زنان به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری بوده است كه پس از حدود پنجاه سال بار دیگر امسال متحقق شد . مطمئناً حضور زنان در سطح مدیریتی كانون وكلا میتواند پیامدهای مثبتی از نظر شكسته شدن كلیشههای ذهنی موجود در سطح جامعه در زمینه مردانه بودن شغل وكالت و نیز توانمندیهای زنان در این حرفه تخصصی داشته باشد . برای افزایش توانمندیهای زنان در حرفه وكالت و نیز در سطوح مدیریتی ، پیشنهادهایی مطرح میشود از جمله اینكه نظام سهمیهبندی در ورود به این حرفه و نیز در انتخابات هیات مدیره اتخاذ شود تا دست كم ۳۰ درصد از افراد تازه وارد به این رشته و اعضای هیات مدیره را زنان تشكیل بدهند .
كلیدواژهها :
وكالت ، توانمندیهای زنان ، كلیشههای ذهنی ، مشاغل مردانه ، مناصب مدیریتی .
* توانمندیهای زنان در حرفه وكالت
زنانی كه با انواع مشكلات و محدودیتها در شغل وكالت روبرو بودهاند ـ كه برخی از آنها پیش از این ذكر شد ـ دستاوردهای بسیار برجستهای را نیز از خود بر جای گذاشتهاند . جدا از مساله كمیت ، كیفیت حضور زنان در این حرفه نیز به گونهای برجسته بهبود یافته است . در خصوص نوع توانمندیهای زنان در حرفه وكالت نیز دو دیدگاه قابل تشخیص است . دیدگاه نخست این توانمندیها را صرفاً به صورت فردی در نظر میگیرد و به ابعاد اجتماعی آن چندان اهمیت نمیدهد . اما دیدگاه دوم این قضیه را بیشتر در ابعاد اجتماعی آن مورد توجه قرار میدهد .
یكی از مصاحبه شوندگان توانمندی زنان در این حرفه را با شخص شاغل در این حرفه در ارتباط میبیند و آن را با مهارتهای علمی ، ادراكی و شخصیتی آنان متناسب تشخیص میدهد . بدین ترتیب ، مساله توانمندیهای زنان در حرفه وكالت به صورت یك كل در سطح وكلای زن ، مورد نظر ایشان نیست ، بلكه قضیه صرفاً ابعاد شخصی و فردی دارد . این در حالی است كه یكی دیگر از صاحبنظران ابعاد قضیه را بیشتر در سطح كلیت وكلای زن مورد توجه قرار میدهد و توانمندیها و ویژگیهایی را بر میشمارد كه از جمله نقاط قوت و مثبت اكثریت وكلای زن محسوب میشود . وی در این خصوص بیان میكند :
«زنان وكیلی كه در جامعه كار میكنند ، بسیار دقیقتر از مردان هستند و هنگامی كه میبینند موكلشان حق دارد ، برای اثبات حق وی سماجت عجیبی از خود نشان میدهند . همچنین وكلای زن اهل زد و بند نیستند ، موكلان بیشتر به آنها اطمینان دارند و هیچ دسیسهای در كارشان وجود ندارد ؛ به همین خاطر ، موكلان چه زن و چه مرد با وكیل زن بیشتر احساس راحتی میكنند . »
نكتهای كه در بالا در خصوص پاكدستی مفروض زنان مطرح شده است ، هم اكنون مورد اعتقاد بیشتر صاحبنظران مطالعات زنان است . حتی دلیل اینكه در بسیاری از كشورها هم اكنون گرایش بر این است كه میزان حضور و مشاركت زنان در سطوح مدیریتی چه مناصب سیاسی و چه در بخشهای اقتصادی خصوصی یا دولتی افزایش پیدا كند ، اعتقاد به این نكته است كه زنان معمولاً كارنامه پاكتری دارند و از فساد اقتصادی و دیگر زد و بندهایی كه در حرفههای گوناگون بیشتر به وسیله مردان صورت میگیرد ، بركنار هستند . این مساله مطمئناً در خصوص حرفه وكالت نیز به نوعی صادق است و حتی به خاطر حساسیت این حرفه ابعاد گستردهتری نیز پیدا میكند .
یكی از زنان عضو هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز در خصوص تلاشی كه زنان برای به دست آوردن جایگاه مناسب خویش در حرفه وكالت از خود نشان دادهاند ، ابراز میدارد :
«در سال ۱۳۴۸ كه من پروانه وكالت گرفتم ، غیر از من ، ۱۳ وكیل زن در ایران كار میكردند . اما امروز شمار آنها به ۵۰۰ تا ۶۰۰ نفر رسیده است . {این آمار وكلای زن كل كشور را در بر میگیرد و كانونهای وكلای غیر از مركز را نیز شامل میشود ـ نگارنده} به هر حال زنهای وكیل با تلاش بسیار وجود خودشان را قبولاندند . »
اصولاً وكالت دادگستری ، بر خلاف بسیاری از مشاغل دیگر ، مستلزم قدرت كاری زیاد است . هر قدر هم كه كار و تشكیلات دفتر وكالت یك وكیل مرتب باشد ، باز هم نمیتواند خود را از فشار كار و خستگی زیاد نجات دهد ، به خصوص در مواردی كه باید از دعاوی متعدد و در فاصله كوتاه دفاع كند . همین ویژگیهای شغلی موجب میشود كه زنان وكیل بیش از زنانی كه به دیگر مشاغل بپردازند ، از خود انرژی صرف كنند . البته به همان میزان آثار و پیامدهای رفتار حرفهای زنان وكیل نیز بسیار بیشتر از برخی دیگر پیشههاست .
یكی از مصاحبه شوندگان نیز در این خصوص چنین ابراز نظر میكند : « اشتغال زنان به وكالت و نحوه عمل آنها این دستاورد مهم را داشته است كه میزان اعتماد جامعه به وكلای زن بیشتر است كه این امر حاكی از سلامت بیشتر و پایبندی زنان در امری است كه به عهده گرفتهاند . داشتن احساسات مشترك در زمینههایی همانند دعاوی خانوادگی موجب میشود كه وكلای زن در چارچوب دفاع از حقوق زنی رنجدیده در واقع از حقوق همه زنان و از جمله خودشان دفاع كنند و توانایی زنان را مانند مردان توانا عرضه نمایند . بیگمان طرح صحیح مسائل حقوقی و دفاع منطقی از آنها هیچ گاه در پشت درهای بسته دادگاهها و میان اوراق پروندهها باقی نمیماند و این جریان صحیح آثار خود را آشكار خواهد ساخت . »
آثار توانمندسازی زنان در وكالت بر كل جامعه
حرفه وكالت به طور خاص و اشتغال زنان به طور عام ، علاوه بر آثار مثبتی كه برای خود زنانی كه به كار مشغول میشوند ، بر جای میگذارد ، نتایج سودمندی نیز برای همه زنان و نیز كل افراد جامعه به بار میآورد . زیرا اشتغال زنان موجب میشود كه آنان از میزانی از استقلال مالی برخوردار شوند و بدین ترتیب امكان چانهزنی خود را در درون مناسبات خانوادگی بهبود بخشند و سهم بیشتری در زمینه تصمیمگیریهای درون خانواده پیدا بكنند . از سوی دیگر ، اشتغال زنان به ویژه در رشتههایی غیر از مشاغلی همچون معملی یا پرستاری ـ یعنی رشتههایی كه با نقش سنتی زنان ، یعنی مادری ، سنخیت ندارند ـ موجب میشود كه جامعهپذیری جامعه در جهت شكسته شدن كلیشههای ذهنی نادرست در خصوص نقش زنان در جامعه و توانمندیهای حرفهای آنها شتاب پیدا كند . از همین رو ، اعتقاد برخی از صاحبنظران بر این است كه حتی حضور نمادین زنان در برخی از حرفهها و مشاغل ، به ویژه مشاغل نسبتاً حساس و تخصصی ، برای كلیت جامعه سودمند است . زیرا صرف این واقعیت كه زن اجازه آن حضور را پیدا میكند ، در ذهنیت جوانان و كودكان قالبها شكسته میشود . زیرا دیدن تصویر این گونه زنان فعال در عرصه اقتصادی و اجتماعی بر كودكانی كه در حال همانندسازی هستند ، تاثیر مثبتی بر جای میگذارد . همچنین حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی و بر عهده گرفتن نقشهای مهم اجتماعی كه حرفه وكالت یكی از آنها به شمار میرود ، امروزه یكی از الزامات توسعه همهجانبه اجتماعی ، انسانی ، اقتصادی و سیاسی به شمار میرود . در واقع ، «الزام حضور و مشاركت زنان در جامعه ، ناشی از صرف ظاهرسازی و اقدامات نمادین نیست ، بلكه از این واقعیت نشات میگیرد كه تجربه بسیاری از كشورها نشان داده كه در هر جامعهای كه سهم زنان در فعالیتهای اجتماعی و نیز در سطوح مدیریتی افزونتر گشته ، آن جامعه از رشد و توسعه پایدارتری برخوردار شده است . »
مساله تاثیر حرفه وكالت و لزوم ارائه تصویری مثبت از این حرفه بر ذهن مردم ، نه تنها در مورد وكلای زن ، بلكه در خصوص همه وكلا مورد تاكید آنانی بوده است كه در صدد كشف تاثیر اجتماعی حرفه وكالت بودهاند . برای نمونه ، یكی از وكلای مرد در این خصوص مینویسد :
«وكیل باید به خاطر داشته باشد تصویری كه از شخصیت و نحوه عمل او در موكلین ، و از طریق آنان در ذهن دیگران به وجود میآید ، به تدریج همانند كارت شناسایی ، مشخصه وجود و فعالیت میگردد و تنها با آن تصویر ، ویژگیها شناخته میشود . »
این قضیه در مورد زنان وكیل ابعاد بسیار برجستهتری به خود میگیرد ؛ زیرا حرفه وكالت جزء نقشهای سنتی زنانه تعریف نمیشود و از این رو ، جامعه با چشمانی بسیار تیزبینتر به عملكرد زنان شاغل به این حرفه مینگرد تا دریابد كه آیا آنان از توانمندی لازم برای انجام این كار برخوردارند یا خیر . بنابراین موفقیت و توانمندیهایی كه هر یك از وكلای زن از خود نشان میدهند ، به حساب همه وكلای زن و در سطحی بالاتر به حساب همه زنان نوشته میشود . با توجه به همین منطق ، ابعاد عملكردها و توانمندیهای زنان در حرفه وكالت از صرف شخص خودشان و گروه وكلا فراتر میرود و به نوعی كلیت جامعه را شامل میشود . بنابراین ، «اگر چه حرفه وكالت دادگستری شغلی خصوصی به حساب میآید ، انعكاس فراوان و غیر قابل انكاری در عرصه عمومی دارد . »
در خصوص تاثیر مثبت اشتغال زنان در حرفه وكالت بر حمایت از حقوق زنان و بهبود وضعیت كل زنان جامعه ، میان صاحبنظران تقریباً اتفاق نظر وجود دارد . هر چند برخی این تاثیر را به صورت محدودتر در خصوص موكلان زن در نظر میگیرند و برخی دیگر آن را به كل جامعه تسری میبخشند . برای نمونه ، یكی از وكلای زن در این خصوص ابراز میدارد :
«اشتغال زنان به طور عام ، و اشتغال زنان در مشاغل تخصصی به طور خاص ، قطعاً در فرهنگ جامعه و نگرش كلی به سوی زن موثر میباشد . در حرفه وكالت نیز مسلماً حضور زنان وكیل در این راستا و به ویژه در حمایت از حقوق زنان تاثیرگذار میباشد . زیرا زنان به خاطر جنسیت یكسان با زنان وكیل ، احساس راحتی بیشتری با آنان میكنند و در نتیجه در مسائل مربوط به “حقوق زن ، ” مراجعات زنان بیشتر به سوی زنان وكیل میباشد . »
همان طور كه ملاحظه میشود ، در اینجا هر دو بعد قضیه مورد توجه قرار گرفته است ؛ یعنی اینكه از یك سو حضور زنان در مشاغل تخصصی همانند وكالت به شكسته شدن انگارههای نادرست و كلیشههایی كه از نقش زنان وجود دارد ، یاری میرساند ، و هم در مورد زنانی كه به طور فردی به وكلای زن رجوع میكنند ، احتمال دستیابی آنان به حقوقشان بیشتر است . زیرا هم خود بسیار راحتتر به طرح مشكلاتشان میپردازند و هم وكلای زن انگیزه بالاتری برای پیگیری حقوق موكلان زن خویش دارند .
یكی دیگر از مصاحبه شوندگان نیز در مورد بخش دوم كاملاً با اظهارات بالا موافق میباشد و بیان میكند كه «مسلماً قبول وكالت زنان بسیار تاثیر دارد ، به ویژه با درك كامل مشكلات مطروحه توسط زنان و طرح آزادانه برخی مسائل محرمانه به وكیل زن . » اما در خصوص بخش نخست و تاثیر اجتماعی گستردهتر عملكرد وكلای زن ، وی چندان خوشبین نیست و ابراز میدارد كه «لكن تاثیر حمایتگرانه مورد تردید است . زیرا حمایت باید از راه قانون و مراجع ذیربط به طور كلی و همسو به عمل آید . بهبود وضعیت زنان نیز به موازات همان مسائل بالا میتواند صورت گیرد . » البته این سخن را نمیتوان به معنی نفی آثار مثبت اجتماعی در زمینه تغییر نگرش افراد جامعه نسبت به توانمندیهای زنان تلقی كرد . بلكه مسالهای كه در اینجا مورد توجه قرار گرفته ، این است كه وكلای زن از امكان تغییر قوانین در جهت حمایت مناسبتر از زنان برخوردار نیستند ، هر چند میتوانند به ایجاد این خواسته و طرح آن در سطح جامعه یاری برسانند .
یكی دیگر از صاحبنظران ابعاد مساله را بیشتر از نظر آشنایی با حقوق زنان و تلاش برای رفع تبعیض مورد توجه قرار میدهد . از نظر وی ، آثار مثبت این قضیه «برای خود زنانی كه علاقمند هستند در رشته حقوق تحصیل كنند ، این است كه با حقوق خود آشنا میشوند و با تبعیضاتی كه در قانون وجود دارد ، روبرو میشوند . به همین خاطر ، زنان حقوقدان تلاش كردند تا مساله تبعیض در حقوق زنان در مسائل خانوادگی حل شود . »
یكی از زنان عضو هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز از پتانسیل بسیار زیادی كه در این زمینه وجود داشت و مورد بهرهبرداری قرار نگرفت ، شكایت دارد و از وكلای زن انتقاد میكند كه رسالت خویش را در این زمینه به خوبی انجام ندادهاند . وی میگوید :
«خانمهای وكیل در این مورد بسیار كمكاری كردند . این واقعیت را نمیتوان انكار كرد كه رسالتی به عهده وكیل زن بوده است . خانمهای وكیل و حقوقدان ، جز شماری اندك به رسالت خودشان عمل نكردند و آن شمار اندك با انتشار چندین مقاله و تشكیل جلساتی چند ، دیدگاههای خویش را ابراز داشتند . ولی در عمل موثر نبوده است . اما علیالقاعده در خصوص بررسی اشتغال زن ، من كاملاً اعتقاد دارم كه باید تاثیر مثبت داشته باشد و من حمایت وكلای زن از قشر محروم زن را بسیار اندك میدانم ؛ چون ابزار كار ما قوانین موجود است و ما فراتر از آن نمیتوانیم عمل كنیم و با همان قوانین ، باید حقی را برای زنی زنده كنیم و یا حقی را برای او بگیریم . »
در خصوص سخنان بالا میتوان خاطر نشان ساخت كه وكلای زن حتی اگر هیچ كار خاصی هم به قصد حمایت از زنان و كمك به احقاق حقوق آنان انجام ندهند ، صرف اینكه به كار وكالت خویش میپردازند و از این راه باورهای جامعه را در خصوص توانمندیهای زنان اصلاح و تصحیح میكنند ، تا حدی رسالت خویش را در جهت دفاع از حقوق زنان به انجام میرسانند . البته اگر وكلای زن به طور خاص نیز بهبود وضعیت زنان جامعه و ارتقاء جایگاه حقوقی آنان را مورد توجه قرار دهند ، مطمئناً خدمات بسیار بیشتری را به همه زنان و كلیت جامعه به انجام میرسانند .
اینك پس از شناخت اجمالی توانمندیهای زنان در حرفه وكالت ، در اینجا به بررسی حضور زنان در سطوح مدیریتی كانون وكلای دادگستری مركز میپردازیم .
بالا
فهرست اصلی
* درآمد
حرفه وكالت از جمله مشاغلی است كه تا كنون زنان اساساً حضور كمرنگی در آن داشتهاند . این در حالی است كه این حرفه از جمله مشاغل تاثیرگذار در جامعه به شمار میرود . در واقع ، در حالی كه در حدود پنجاه سال از هنگام نخستین ورود زنان به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز میگذشت ، در انتخابات اسفند ماه ۱۳۸۰ ، دو زن به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز راه یافتند كه این خود نویدبخش تحولاتی مثبت به سود زنان در این حرفه شده است . هدف این مقاله این است كه ابعاد گوناگون حضور زنان در حرفه وكالت ، شامل گستره ، مشكلات و محدودیتها ، توانمندیها ، آثار این توانمندیها بر كلیت جامعه ، و حضور زنان در ردههای مدیریتی كانون وكلا را مورد ارزیابی قرار دهد و روشن سازد كه حضور قوی زنان در این حرفه چه تاثیری بر باورهای جامعه در زمینه توانمندیهای شغلی و حرفهای زنان بر جای میگذارد .
تا كنون عدم حضور جدی زنان در حرفه وكالت ، قضاوت و دیگر حرفههای وابسته موجب شده است كه زنان جامعه از كمكها و حمایتهایی كه میتوانند از حضور دیگر زنان در این حرفهها برخوردار شوند ، محروم گردند . در این مقاله ، با استفاده از مصاحبههایی كه با زنان راه یافته به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز و چند تن از دیگر وكلای زن صورت گرفته است ، آثار موفقیت حرفهای زنان در این حرفه بر كل زنان جامعه بررسی میگردد و به بیان مشكلات و محدودیتها و توانمندیهای زنان در این حرفه از زبان آنها پرداخته میشود . انتخاب این وكلا نیز بر اساس آشنایی نگارنده با آنها بوده است . در این مصاحبهها ، پنچ پرسش از مصاحبه شوندگان پرسیده شد و سپس تحلیلی از محتوای پاسخهای داده شده صورت گرفت . این پرسشها عبارت بودند از :
۱ . در مقایسه با وكلای مرد ، وكلای زن با چه مشكلاتی روبرو هستند و تا كنون به رغم وجود این مشكلات ، توانمندیهای آنان در این حرفه به چه صورت بوده است ؟
۲ . به نظر شما اشتغال زنان در حرفه وكالت چه تاثیری در حمایت از حقوق زنان و بهبود وضعیت كل زنان در سطح جامعه بر جای میگذارد ؟
۳ . چه تلاشهایی برای حضور زنان در هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز صورت گرفت و چرا پس از حدود ۵۰ سال سرانجام امسال این امر دوباره متحقق شد ؟
۴ . به نظر شما حضور چند تن از زنان وكیل در هیات مدیره كانون وكلای دادگستری چه تاثیری در وضعیت كل وكلای زن و باورهای جامعه در خصوص توانمندیهای زنان باقی میگذارد ؟
۵ . چه راهكارهایی را برای افزایش توانمندیهای زنان در حرفه وكالت پیشنهاد میكنید ؟
در پایان این مقاله ، راهكارهایی در دو حوزه مطرح میشود ؛ نخست اینكه چگونه میتوان دستاوردهایی را كه زنان در حرفه وكالت به دست آوردهاند ، به همه دیگر زنان جامعه گسترش بخشید . دوم ، چه راهكارهای مشخصی را میتوان برای افزایش توانمندیهای زنانی كه به حرفه وكالت اشتغال دارند ، به انجام رساند . این راهكارها هم زنان مایل به ورود به عرصه وكالت را در بر میگیرد ، و هم زنانی را كه هم اكنون به این حرفه اشتغال دارند . به ویژه مساله حضور جدیتر زنان در مناصب مدیریتی در كانون وكلای دادگستری مورد توجه قرار میگیرد و راهكارهایی برای از میان بردن نابرابری كنونی در این زمینه مطرح میگردد . روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش نیز روش توصیفی است كه با استفاده از نظرات گوناگون مطرح شده به تحلیل پرسشهای پژوهش پرداخته شده و برای گردآوری دادههای از دو روش كتابخانهای و مصاحبه بهرهگیری شده است . البته لازم به ذكر است كه به خاطر كمبود و یا نبود منابع پژوهشی خاص در خصوص مساله وكالت زنان ، این مقاله بیش از هر چیز بر انجام مصاحبه تكیه دارد .
بالا
فهرست اصلی
* مروری بر ادبیات پژوهش
تا كنون در خصوص مساله اشتغال زنان در حرفههای گوناگون ، پژوهشهای نسبتاً بسیاری صورت گرفته و حجم این گونه پژوهشها به ویژه در سالهای اخیر رو به افزایش بوده است . اما این امر در خصوص برخی از حرفههایی كه شاید از نظر افكار عمومی جامعه چندان زنانه به شمار نمیروند ، چندان چشمگیر نیست . یكی از این گونه مشاغل حرفه وكالت است . این مشكل هم به دلیل یاد شده است و هم به این خاطر كه از همان آغاز پیدایش این حرفه ، شمار زنان مشغول به این كار در ایران اندك بوده است و این روند پس از انقلاب اسلامی ایران با منع زنان از حضور در منصب قضاوت ، شدت بیشتری گرفت .
این در حالی است كه در سالهای پیش از انقلاب اسلامی ، در نتیجه استقبال زنان تحصیل كرده حقوق برای استخدام در دادگستری ، «عدهای از زنان تحصیل كرده حقوق قضایی به عنوان قاضی به استخدام وزارت دادگستری در آمدند و بر عده زنانی كه در كسوت وكیل دادگستری ، مشاور حقوقی ، و یا مددكار اجتماعی در دادرسیهای كیفری مشاركت و همكاری داشتند ، افزوده شد . البته زنان در تاریخ وكالت دادگستری ایران حدود پنجاه سال سابقه مشاركت دارند و هرگز در مورد اشتغال زنان در امر وكالت دادگستری منع قانونی وجود نداشته است . »
در سال ۱۳۷۴ ، با انجام اصلاحاتی در قانون شرایط انتخاب قضات دادگستری مصوب سال ۱۳۶۱ ، زنان توانستند بار دیگر با پایه قضایی جهت تصدی پستهای مشاورت و قاضی تحقیق در مراجع قضایی كشور حضور یابند . اما این حضور تنها به احراز پست مشاور قاضی و قاضی تحقیق محدود شده است ، و زنان حق انشاء رای ندارند . از این رو ، این اصلاحیه را فقط میتوان گامی برای اعاده موقعیت زنان در نظام قضایی تلقی كرد كه تاثیر مثبتی در گرایش زنان به حرفه قضاوت و رشتههای وابسته به آن داشته است . اما حقوقی كه به موجب آن به زنان داده شده است ، هرگز جای حق قضاوت را نمیگیرد و باید با اصلاحات بیشتر راه را برای حضور بیشتر زنان در حرفههای ناشی از رشته حقوق باز كرد .
بالا
فهرست اصلی
* گستره حضور زنان در حرفه وكالت دادگستری
بر طبق آمار ارائه شده از سوی روابط عمومی كانون وكلای دادگستری مركز به نگارنده ، در سال ۱۳۸۱ از میان ۳۰۹۳ وكیل دادگستری عضو كانون وكلای دادگستری مركز ، ۲۷۲۸ نفر آنان را مردان و ۳۶۵ نفر را زنان تشكیل میدهند ؛ بدین ترتیب ، ۸/۱۱ درصد وكلا از میان زنان هستند . این آمار هر چند ظاهراً اندك است ، باید در نظر داشت كه پس از انقلاب اسلامی ، زنان از اشتغال به مناصب قضایی منع شدند و نیز محدودیتهایی در ورود دختران به رشته حقوق قضایی در دانشگاهها برقرار شد . بدین خاطر ، عدم به كارگیری زنان در منصب قضاوت ، در انتخاب رشته حقوق قضایی از سوی دختران نیز تاثیر منفی داشت ، هر چند باعث عدم توجه كامل آنان به این رشته نشد . البته این محدودیتها در دانشگاهها هم اكنون كاملاً برطرف شده است . شایان ذكر است كه در سال ۱۳۷۳ ، از مجموع ۱۷۸۰ نفر وكیل دادگستری در كانونهای وكلای دادگستری كشور به جز فارس و آذربایجان ، ۲۰۱ نفر از آنان را زنان تشكیل میدادند كه ۱/۱۰ درصد را شامل میشود .
بنابراین نگاهی به آمارها نشان میدهد كه میزان حضور زنان در حرفه وكالت در طی چندین سال گذشته بهبود داشته است . آنچه كه بیش از همه مدعای بالا را به اثبات میرساند ، توجه به آمارهای مربوط به شمار كارآموزان وكالت است . هم اكنون از مجموع ۲۰۸۶ نفر كارآموز وكالت در كانون وكلای دادگستری مركز ، ۳۵۷ نفر آنان را زنان تشكیل میدهند كه برابر با ۱۷ درصد از مجموع كارآموزان خواهد بود . این در حالی است كه شمار وكلای زن ۸/۱۱ درصد است . همچنین نكته جالب اینجاست كه شمار كارآموزان زن تقریباً با وكلای زن كنونی برابر است ، در حالی كه شمار كارآموزان مرد تنها دو سوم وكلای مرد كنونی میباشد . این مساله از رشد بسیار بیشتر شمار زنان حاضر در حرفه وكالت حكایت میكند . همچنین در صورتی كه فرض كنیم همه كارآموزان زن و مرد كنونی در یك یا دو سال آینده به جرگه وكلا خواهند پیوست ، آنگاه نسبت وكلای زن به ۱/۱۶ درصد خواهد رسید كه رشدی تقریبا ۵ درصدی را نسبت به وضعیت كنونی نشان خواهد داد . همان طور كه گفته شد ، به خاطر افزایش علاقمندی زنان برای ورود به حوزههای كاری مرتبط با رشته حقوق ، شمار وكلای زن با سرعت بیشتری افزایش پیدا خواهد كرد .
در مجموع ، در خصوص گستره حضور زنان در حرفه وكالت میتوان گفت كه الگوی كلی نابرابری در خصوص اشتغال زنان در سطح جامعه ، در حرفه وكالت نیز به چشم میخورد ؛ به گونهای كه هم اكنون در حدود یك دهم وكلا را زنان تشكیل میدهند . اما این شكاف در حال كاهش است . كاهش یافتن نابرابری در میزان حضور زنان در حرفه وكالت با نگاهی به آمار مربوط به كارآموزان وكالت كاملاً قابل مشاهده و اثبات است . البته سرعت پر شدن این شكاف همانند برخی از دیگر حوزهها همانند حضور زنان در دانشگاهها نیست ، اما میتوان امیدوار بود با تحولی كه در زمینه پذیرش نقشآفرینی زنان در مناصب قضایی صورت گرفته است ، شمار وكلای زن نیز افزایش پیدا كند . به ویژه این مساله از این لحاظ قابل توجه است كه به ویژه در سالهای اخیر بسیاری از وكلای جدید ، قضاتی هستند كه پس از پنج سال كار قضاوت یا بیشتر استعفاء داده یا با پایان مدت خدمت ، بازنشسته شدهاند و سپس به حرفه وكالت روی آوردهاند . طبیعتاً به خاطر عدم حضور زنان در حرفه قضاوت ، این امكان برای آنان فراهم نبوده است و از این رو به كاهش نسبت وكلای زن و یا كندی رشد شمار آنان انجامیده است . در حالی كه اگر در آینده شماری از زنان دارای مناصب قضایی نیز به همین شیوه وارد كار وكالت شوند ، نسبت كلی حضور زنان در این حرفه نیز افزایش خواهد یافت .
بالا
فهرست اصلی
* مشكلات و محدودیتهای زنان در حرفه وكالت
به طور كلی اشتغال زنان در ایران و نیز بسیاری از دیگر كشورها ، به ویژه كشورهای جهان سوم ، با موانع و مشكلاتی روبرو است . طبیعتاً این مساله در خصوص حرفه وكالت نیز مصداق دارد و از جنبههایی بیشتر نیز هست . زیرا بر اساس كلیشههایی كه در جامعه سنتی وجود دارد ، حرفه وكالت اصولاً پیشهای مردانه است و برای زنان چندان مناسبت ندارد . به طور كلی ، مقایسه سهم نسبی درآمدی زنان و مردان نشان میدهد كه سهم نسبی درآمدی مردان در سال ۱۳۶۷ برابر با ۴/۹۲ درصد و در سال ۱۳۷۶ برابر با ۳/۹۰ درصد بوده است . در حالی كه این سهم برای زنان از ۶/۷ درصد در سال ۱۳۶۷ به ۷/۹ درصد در سال ۱۳۷۶ افزایش یافته است . این امر ناشی از فقدان فضای اجتماعی مناسب برای كار زنان است كه به دلیل موانع فرهنگی ، حقوقی و اقتصادی ، امكان گسترش مشاركت اقتصادی زنان به ویژه اشتغال آنان را فراهم نیاورده است . همان طور كه گفته شد ، این شكاف در زمینه مشاغلی كه اساساً زنانه تلقی نمیشوند ، همچون وكالت دادگستری ، چشمگیرتر است . در واقع ، زنان «در این اواخر تا اندازهای به مشاغلی كه به عنوان “مشاغل مردان” تعریف شده ، هجوم آوردهاند ، اما تا كنون فقط به میزان محدودی به این مشاغل دست یافتهاند . از طرفی ، زنانی هم كه از نظر اقتصادی موفق هستند ، ناچارند با دنیایی خود را هماهنگ سازند كه احساس میكنند كاملاً به آن تعلق ندارند . »
بررسیهایی كه در كشورهای گوناگون شده است ، نشان میدهد كه بسیاری از زنان مایل نیستند كودكشان را برای زمان طولانی ـ كه در صورت داشتن كار تماموقت برایشان ضروری است ـ در مراكز روزانه مراقبت از كودكان رها كنند . این مساله در میان زنان ایرانی كه بسیار عاطفیترند ، پررنگتر مینماید . بنابراین ، مراقبت از فرزندان بدون مشاركت همسرانشان را باید یكی از مشكلات مهم زنان در زمینه اشتغال به شمار آورد . در حرفه وكالت كه كاری بسیار سنگین است و میزان تحرك جغرافیایی در آن نسبتاً زیاد است ، این دشواری برای وكلای زن بیشتر احساس میشود .
به طور كلی ، در خصوص مشكلات زنان در حرفه وكالت دو دیدگاه وجود دارد . نخستین دیدگاه معتقد است كه وكلای زن با مشكلات و محدودیتهای بیشتری روبرو هستند كه ناشی از جنسیت آنان است . اما در دیدگاه دوم این تفكیك و تمایز انكار میشود و به مشكلات موجود جنبه شخصی و غیرجنسیتی داده میشود . برای نمونه ، یكی از افراد معتقد به دیدگاه نخست میگوید :
«اولین مشكل وكلای زن وضعیت خانوادگی است . زن وكیل فرزند دارد . مادر است . زن وكیل همسر دارد . با توجه به اینكه كودكان به سرپرستی مستقیم مادر نیاز دارند ، از نظر روحی ـ روانی ، زن وكیل تحت فشار است . حتی اگر وی پرستار هم برای كودك داشته باشد ، ممكن است پرستار برای نگهداری كودك به موقع نیاید ، و با توجه به وقت دادرسی ، زن وكیل مجبور میشود فرزندش را حتی با خود به دادگاه ببرد . اما مرد وكیل این مشكلات را ندارد . زیرا در خانه مسوولیت نگهداری فرزندان و اساساً كار خاصی را بر عهده ندارد . »
البته این وكیل دادگستری در ارتباط با مشكلات وكلای زن به مساله دیگری نیز اشاره دارد كه به دستگاه قضایی و كلانتریها مربوط میشود ، به ویژه در خصوص افرادی كه در دستگاه قضایی و كلانتریها كار میكنند و نحوه برخورد آنان با وكلای زن چندان مناسب نیست . در پاسخ به همین پرسش در خصوص مشكلات یكی از وكلای زن عضو هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز در آغاز وجود مشكلات جداگانه برای زنان وكیل را رد میكند ، اما در ادامه خود به مواردی كه شخصاً با آنها روبرو بوده است ، و در راستای تایید دیدگاه نخست میباشد ، اشاره میكند :
«ما مطلقاً نباید وكیل زن را از وكیل مرد جدا كنیم . چون ما در جامعه برای زن مشكلات بسیار داریم ، برای وكیل هم مشكلات وجود دارد . اما اینكه به طور تفكیك برای زن وكیل مشكلات خاصی وجود داشته باشد ، این طور نیست و من با آن برخورد نكردم . البته خانمها راه درازی را طی كردند تا اینكه وجود خودشان را به دستگاه قضایی بقبولانند . مشكلاتی هم بوده است ؛ به گونهای كه یادم هست در سال ۴۹ - ۱۳۴۸ كه كار را شروع كردیم و به محاكم میرفتیم ، با توجه به تعداد كم وكیل زن ، برای آنها جای سوال بود كه آیا شما واقعاً وكیل دادگستری هستید و با تعجب و تردید برخورد میكردند . اما همان افراد بعداً این مساله را كمكم پذیرفتند . »
بر خلاف اظهارات بالا ، طرفداران دیدگاه دوم برداشت دیگری از مشكلات وكلا دارند و با دیدگاه نخست مخالف هستند . برای نمونه ، یكی از دیگر وكلای زن اساساً مقایسه میان وكیل زن و مرد و تفكیك آنها را چندان درست نمیداند و معتقد است كه جنسیت هیچ تاثیری در این شغل ندارد . حتی یكی از دیگر زنان عضو هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز از این دیدگاه هم پیشتر میرود و ابراز میدارد :
«مشكلات حرفه وكالت شامل وكلای زن و مرد میباشد ، لكن اگر مقایسهای هم به عمل آید ، شاید در بیشتر موارد وكلای مرد مشكلات بیشتری داشته باشند . مشكلات وكلای زن فقط در ارتباط با نگاه افراد از دید فرهنگ حاكم بر جامعه است كه در محول نمودن وكالت یا در مراجعات و برخورد با مسائل تاثیرگذار خواهد بود . »
همان طور كه ملاحظه میشود ، دو زن وكیل عضو هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز وجود مشكلات خصوصی و خانگی برای زنان را چندان جدی و قابل طرح نمیدانند . اما به رغم اظهار نظر ایشان مبنی بر عدم تفكیك میان وكلای زن و مرد ، هر دوی آنها تصدیق میكنند كه نوع نگاه جامعه به وكلای زن ، هنوز با نگاه به وكلای مرد برابر و یكسان نیست . حتی این مساله را در دستاندركاران حرفه قضاوت و نیروی انتظامی نیز میتوان مشاهده كرد كه هنوز هم وكالت زنان برایشان به صورت امری عادی درنیامده است و خود همین قضیه مشكلاتی را برای زنان در پیگیری حرفهشان پدید میآورد .
یكی از دیگر وكلایی كه مورد مصاحبه قرار گرفته است ، در راستای دیدگاه دوم ، معتقد است كه «در انجام وظیفه حرفهای مشكلی كه ناشی از زن بودن وكیل باشد ، وجود ندارد . مشكلات موجود برای زنان و مردان یكسان و منصرف از جنسیت آنهاست مانند مشكلات موجود در قوانین ، در ساختار قوه قضائیه و غیره . »
در جمعبندی بحث بر سر مشكلات ، محدودیتها و عوامل بازدارنده موجود بر سر راه زنانی كه به حرفه وكالت روی آوردهاند و یا خواهان ورود به این شغل هستند ، میتوان گفت كه سه مشكل مهم وجود دارد . نخست ، مشكلاتی كه زنان در محیط خانه به عنوان همسر و مادر با آن روبرو هستند ؛ به گونهای كه این نوع مسوولیتهای خانگی موجب میشود فشار كاری بیشتری نسبت به مردان بر آنان وارد شود و بخشی از وقت آنان را كه میتواند صرف پیشرفت شغلی شود ، به خود مشغول بدارد . دومین مشكل به نوع خاص نگاه جامعه به حرفه وكالت باز میگردد كه آن را اساساً حرفهای مردانه در نظر میگیرد . این مشكل به رغم گذشت بیش از ۵۰ سال از حضور زنان در این حرفه همچنان به گونهای باقی است ، اگر چه تا حدی كمرنگتر شده است . به سبب همین مشكل شاید ارجاع پروندههای قضایی به زنان جز در موارد مربوط به مسائل خانوادگی ، در دیگر زمینههای حقوقی ، با اندكی تردید صورت میگیرد . سومین مشكل به نوع مواضع رسمی در خصوص اشتغال زنان در این حرفه باز میگردد . از آنجا كه پس از انقلاب اسلامی زنان از حضور در مشاغل قضایی محروم شدند ، این تصور پدید آمد كه ورود زنان به رشته حقوق قضایی در دانشگاهها نیز نمیتواند چندان سودمند باشد و آینده شغلی مناسبی را برای آنان تضمین كند . به همین خاطر ، همه دیگر حرفههایی كه از رشته حقوق ناشی میشوند ، از جمله وكالت ، دچار آسیب شد . البته این روند از اوایل دهه ۱۳۷۰ با اصلاح قوانین مربوط به اشتغال زنان در مناصب قضایی كاهش یافت . اما طبق معمول ، از میان رفتن كامل آثار منفی آن جریان ، به اندكی زمان نیاز دارد .
اینك پس از طرح مشكلات ، محدودیتها و عوامل بازدارنده موجود در برابر زنان در حرفه وكالت ، به این بحث میپردازیم كه به رغم وجود این مشكلات توانمندیها و نقاط قوت زنان در این حرفه به چه صورت بوده است .
بالا
فهرست اصلی
* توانمندیهای زنان در سطوح مدیریتی كانون وكلا
از همان زمانی كه در اوایل دهه ۱۳۰۰ ، دادگستری به صورت امروزین در ایران تاسیس شد ، وكلایی نیز به كار در دادگستری پرداختند . اما تاسیس كانون وكلای دادگستری به صورت امروزین اندكی با تاخیر صورت گرفت . در اسفند ماه ۱۳۳۱ ، «لایحه قانونی استقلال وكلای دادگستری» توسط دكتر مصدق ، نخستوزیر وقت ، تصویب شد . از این زمان حرفه وكالت به صورت نهادینه در ایران پیگیری شد . در كانون وكلای دادگستری ، هیات مدیرهای با حضور ۱۲ عضو اصلی به اداره امور میپردازند . اما جدا از ورود یك زن به هیات مدیره كانون در همان سالهای نخست تاسیس آن ، تا اسفند ۱۳۸۰ هیچ زن دیگری به عضویت در هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز دست نیافته بود تا اینكه سرانجام در انتخاباتی كه برای تعیین اعضای هیات مدیره جدید برگزار شد ، این امر تحقق پیدا كرد . صرف موفقیت زنان در دستیابی به عضویت هیات مدیره كانون وكلا ، از نظر بسیاری از صاحبنظران ، به معنی جهش بزرگ زنان در پیشرفتهایی است كه تا كنون در حرفه وكالت به دست آوردهاند و این موفقیت مهمترین جلوه آن پیشرفتها میباشد .
در خصوص تلاشهایی كه برای عضویت زنان در هیات مدیره صورت گرفت ، گفته میشود كه «شاید برای نخستین بار بود كه زنان وكیل با گردهمایی و همدلی ، در این امر به طور جدی و فعالانه مشاركت كردند و موفق هم شدند . ضمن آنكه با توجه به تعداد محدود وكلای زن ، قطعاً همكاری آقایان وكیل نیز در این خصوص موثر بوده است . لذا چنین استنتاج میشود كه این باور در آقایان وكیل به وجود آمده بود كه حضور زنان در هیات مدیره ضروری است . »
با توجه به شمار اندك وكلای زن ، مسلماً با راه یافتن زنان به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری مركز ، به درستی میتوان اعتقاد پیدا كرد كه دست كم وكلای مرد به توانمندیهای وكلای زن پی بردهاند و آن را به رسمیت شناختهاند و به همین خاطر نیز حاضر شدهاند آنان را برای عضویت در هیات مدیره برگزینند . البته مطمئناً تحرك خود وكلای زن و رایزنیهایی كه در این خصوص صورت دادهاند ، در ایجاد این باور در مردان وكیل بیاثر نبوده است . در این خصوص ، یكی از مصاحبه شوندگان صرفاً اراده زنان را برای تحقق حضور زنان در هیات مدیره موثر میداند . همچنین در این خصوص تاكید میشود كه «تلاشی بیش از آقایان صورت نگرفت ، بلكه حضور علاقمندانه و مصرانهای كه خانمهای وكیل برای انتخاب نماینده از میان خودشان نشان دادند و اكثریت آقایان همكار نیز از این علاقمندی استقبال كردند و هیچ گونه مقاومتی نشان ندادند و این نوع نحوه برخورد موجب شد كه تلاش زنان پس از پنجاه سال به نتیجه رسید . »
یك عضو كانون وكلا هم تلاش وكلای زن را موثر میداند و هم توجه وكلای مرد به این مساله را :
«در انتخابات سال ۱۳۷۶ ، یكی دو نفر خودشان را در انتخابات كاندیدا كردند . ولی با عدم شناخت جامعه وكالت از آنها روبرو شدند و به هیات مدیره راه پیدا نكردند . در این دوره ، خود وكلای مرد هم به این نتیجه رسیدند كه باید توجه ویژهای به وكلای زن داشته باشند . البته تعداد وكلای زن كه در انتخابات شركت كردند ، بسیار كم بود . »
نكته جالب این است كه وی تا حدی كمكاری وكلای زن را در راه نیافتن آنان به هیات مدیره تا امسال موثر میداند ؛ زیرا حتی آنان علاقه چندانی به شركت در انتخابات به عنوان رای دهنده نیز از خود نشان نمیدهند . طبیعی است كه در این حالت ، شمار زنانی كه به عنوان كاندیدا در انتخابات شركت میكنند نیز بسیار پایین باشد و اساساً حامی خاصی از نظر كسب رای نداشته باشند . به همین خاطر است كه از نظر بیشتر صاحبنظران ، ورود زنان به هیات مدیره كانون وكلا تنها با همكاری وكلای مرد و تغییر نگرش آنان نسبت به زنان همكارشان به عنوان افرادی توانمند و برخوردار از سهم در مدیریت كانون وكلا ممكن شده است . این مساله نیز خود بازتاب نمایش بسیار مثبت و موفقیتآمیز وكلای زن در خصوص ارائه دستاوردهایشان در سالهای گذشته میباشد .
در خصوص میزان تاثیری كه حضور چند تن از وكلای زن در هیات مدیره كانون وكلای دادگستری میتواند بر وضعیت كل وكلای زن و باورهای جامعه در خصوص توانمندیهای زنان داشته باشد ، دو دیدگاه وجود دارد . برخی حضور نمادین زنان در نیز موثر و مطلوب میدانند و برخی دیگر این امر را نادرست به شمار میآورند . یكی از افراد مورد مصاحبه موضعی میانه در پیش میگیرد و ابراز میدارد :
«مسلماً انتخاب شدن دو زن وكیل در هیات مدیره كانون وكلا تردیدهای عمومی را در این خصوص كه زنان نسبت به مردان از توانایی كمتری برخوردار هستند ، كاهش میدهد . لكن نباید دچار اغراق شویم و تصور كنیم كه حضور زنان وكیل در هیات مدیره تاثیر عمیق و عجیبی بر باورهای جامعه خواهد گذارد . بلكه این مرحله میتواند گامی برای تعدیل نظرات و افكار عمومی باشد . »
همان طور كه وی اشاره كرده است ، صرف ورود زنان به هیات مدیره كانون وكلای دادگستری پس از حدود پنجاه سال دوری موجب شده است كه تابویی كه تا كنون در خصوص ورود زنان به سطح مدیریتی این سازمان باقی مانده بود ، اندك اندك برطرف شود . طبیعتاً باورهای جامعه كه شاید در طی سدهها شكل گرفته است ، به ناگهان و تنها با یك موفقیت زنان دگرگون نخواهد شد . بلكه این امر فرایندی درازمدت و تدریجی خواهد بود . هر چند تدابیری برای شتاب بخشیدن به آن را میتوان در پیش گرفت .
البته برخی از وكلا آثار مثبت این مساله را با برخی شروط همراه میسازند بدین ترتیب كه «اگر زنی توانایی و لیاقت انجام كاری را داشت ، حضور یك زن برابر با ده مرد خواهد بود ، ولی اگر نداشت ، آنگاه اگر ما به عنوان دكور دو یا ده نفر زن را هم به هیات مدیره ببریم و كار مثبتی نكنند ، نبودشان از بودشان بهتر است . چه یك نفر ، چه ده نفر ، حتی اگر هر ۱۲ نفر اصلی عضو هیات مدیره هم زن باشند و كار نكنند ، بیفایده است . اساساً تعداد و كمیت مطرح نیست ، بلكه كیفیت كار مهم است . »
این نكته كه بازتابهای اقدامات یك زن توانمند و لایق میتواند ده برابر اقدامات یك مرد باشد ، از این جهت قابل توجیه است كه چشمان جامعه نسبت به عملكردهای زنانی كه در ردههای مدیریت قرار میگیرند ، بسیار تیزبینتر است و از این رو مطمئناً ابعاد موفقیت آنها نیز چند برابر خواهد بود . بر همین اساس ، در صورت نداشتن كارایی لازم این احتمال وجود دارد كه اقدامات آن عده از زنان به حساب كل اجتماع زنان گذاشته شود . البته روی دیگر سكه این است كه حتی صرف حضور زنان در این ردههای مدیریتی نیز سودمند است ؛ زیرا به شكستن كلیشههای ذهنی جامعه در خصوص مردانه بودن مناصب مدیریتی یاری میرساند .
برخی از صاحبنظران حتی حضور نمادین زنان را در این گونه ردههای مدیریتی سودمند میدانند :
«شاید هر چه تعداد بیشتری از خانمهای وكیل در هیات مدیره حضور داشته باشند ، موثرتر است . ولی برای ایجاد باور در توانمندی زنان در جامعه حضور یك نفر هم میتواند كافی باشد . »
در خصوص اهمیت حضور حتی نمادین زنان در پستهای مدیریتی پیش از این به تفصیل سخن گفتهایم و در اینجا به تكرار آن نیازی نیست . اظهارات بالا نیز به گونهای دیگر تاكیدی بر همین عقیده میباشد .
از میان معتقدان به دیدگاه دوم كه مخالف با حضور نمادین زنان در هیات مدیره كانون هستند ، یكی از مصاحبه شوندگان بیش از هر چیز بر حركت كلی اجتماعی و دگرگونی و تحولی كه در بستر اجتماعی پدید آمده است ، از یك سو و افراد واجد شرایط از سوی دیگر تاكید دارد . وی اظهار میدارد :
«صرف وجود زنان در هیات مدیره به نظر من امتیازی نیست و این امر اگر صوری و برای حفظ ظاهر باشد ، حتی ممكن است تالی فاسد نیز داشته باشد . مهم این است كه به رغم وجود مشكلات تاریخی و موانع فرهنگی ، زنان میتوانند چنان توانایی علمی و شخصیتی از خود بروز دهند كه با شایستگی و در یك رقابت برابر و با رای همكاران اعم از زن و مرد این موقعیت را كسب نمایند . این نحوه رسیدن به عضویت هیات مدیره كانون حتماً از آثار مثبت برخوردار خواهد بود . همچنین حضور وكلای زن در هیات مدیره میتواند در درجه اول باور همكاران اعم از وكلای زن و یا مرد را بهبود بخشد و ثمرات غیرمستقیم این تغییر نگرشها چه در حوزه جامعه وكلای دادگستری و چه در عرصه اجتماع شامل حال همه زنان اعم از وكیل و یا غیر وكیل خواهد بود . »
یكی از صاحبنظران به ابعاد بسیار مهم دیگری از این قضیه اشاره میكند كه بسیار جالب توجه است :
«یك مقداری از نظر افكار عمومی جهان ، رای آوردن زنان بیشتر از جنبه ملاحظات بینالمللی هم بوده است كه ما چند وكیل زن داریم كه در هیات مدیره عضو هستند . بنابراین ، این طور نیست كه حق و حقوقی نداشته باشند و دیگر اینكه خود قشر تحصیل كرده زن در رشته حقوق بسیار زیاد شدهاند و آنان هم چنین چیزی را میخواهند . »
نكته بسیار مهمی كه به آن اشاره شد ، به ابعاد بینالمللی این گونه اقدامات مربوط میشود . تردیدی نیست كه امروزه در سطح جهانی حضور زنان در سطوح مدیریتی به یك ارزش جهانی تبدیل شده است و به عنوان یكی از شاخصهای توسعه انسانی كشورها مورد توجه قرار میگیرد . بنابراین ، این سخن كاملاً درست است كه این گونه موفقیتهای زنان در ایران كاملاً به ارائه چهرهای مثبتتر از ایران در سطح جهانی میانجامد . دیگر اینكه ورود زنان به عرصه مدیریت كانون وكلای دادگستری كه به نوعی خواسته شمار عظیم زنان تحصیل كرده حقوق تلقی میشود ، خود یك جنبه بسیار مهم دیگر است كه معمولاً كمتر به آن توجه میشود . در واقع پاسخ مناسب به افكار عمومی جهانی و داخلی بعد دیگری از ابعاد موفقیت زنان در راه یافتن به سطح مدیریت كانون وكلای دادگستری است كه سزاوار توجه و تاكید بیشتری است . البته در مجموع ، همه ابعاد مطرح شده را باید مهم به شمار آورد و طبیعتاً این روند ، در صورت تداوم به گونهای كه از یك جریان تصادفی و استنثایی به در آید و به یك قاعده تبدیل شود ، بسیار سودمند خواهد بود .
بالا
فهرست اصلی
* نتیجهگیری و راهكارها
در این مقاله درباره ویژگیهای حرفه وكالت و نوع عملكرد و توانمندیهای زنان در این حرفه نكاتی به صورت اجمالی بیان شد . همچنین محدودیتها و مشكلاتی كه زنان در این حرفه با آن روبرو هستند ، مورد بررسی قرار گرفت . در این مقاله روشن شد كه به رغم وجود برخی مشكلات كه از تعهدات زنان به عنوان همسر و مادر در درون خانواده ، دیدگاههای نه چندان مثبت جامعه به حرفه وكالت به عنوان شغلی نه چندان مناسب برای زنان ، و نیز محدودیتهای پدید آمده برای زنان در زمینه ورود به مشاغل قضایی نشات میگیرد ، زنان توانستهاند روندی رو به رشد را در زمینه حضور در حرفه وكالت تجربه كنند و این روند را در خصوص ورود به سطوح مدیریتی كانون وكلای
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









