سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی (1356)

خراسان - مورخ شنبه 1389/03/29 شماره انتشار 17578
اسلام سياسي واژه اي است که در سده اخير در محافل علمي رايج شده است. در حقيقت از آن زمان که بيداري اسلامي در جهان اسلامي پديدار شد و احزاب و گروه هاي اسلامي شکل گرفتند، واژه اسلام سياسي هم براي نشان دادن تفاوت نگرش اينان با وضعيت پيشين جوامع اسلامي به کار رفت.
در نوشتار حاضر پس از تبيين ويژگي هاي اسلام سياسي و اقسام آن، از شريعتي به عنوان نظريه پرداز اسلام سياسي چپ در ايران سخن رفته و بر مبناي همين رويکرد انديشه هاي دکتر شريعتي و اسلام شناسي وي تحليل شده است.
مفهوم اسلام سياسي
اصطلاح اسلام سياسي، اصطلاحي جديد است که در برابر اسلام سنتي پديد آمده است؛ به دنياي مدرن تعلق دارد و داراي اين ويژگي هاست: ۱ - بر اساس نظريه گفتمان، اسلام سياسي گفتماني است که هويت اسلامي را در کانون عمل سياسي قرار مي دهد. در گفتمان اسلام سياسي، اسلام به يک دال برتر تبديل مي شود. ۲ - مفهوم اسلام سياسي بيشتر براي توصيف آن دسته از جريان هاي سياسي اسلام به کار مي رود که خواستار ايجاد حکومتي بر مبناي اصول اسلامي هستند. بنابراين اسلام سياسي را مي توان گفتماني به حساب آورد که گرد مفهوم مرکزي حکومت اسلامي نظم يافته است. ۳ - اسلام سياسي از تعابير اسلامي براي تبيين و توضيح وضعيت سياسي جامعه استفاده مي کند. هدف آن بازسازي جامعه مطابق با اصول اسلامي است. در ايران اين گفتمان بر مذهب شيعه به عنوان دال برتر هويت ايراني تاکيد دارد. در ايران ۳ جريان اسلام سياسي فقاهتي که ريشه در اسلام ناب و اجتهاد اصيل جريان فقاهت شيعه دارد و در انديشه شخصيت هايي چون امام خميني (ره) به عنوان سلسله جنبان مرجعيت و انديشه سياسي شيعه در دوران ما متبلور شده است . اسلام سياسي ليبرال (در انديشه هاي مهندس مهدي بازرگان ) و اسلام سياسي چپ (در انديشه هاي دکتر علي شريعتي ) شکل گرفته است. اسلام سياسي چپ، جرياني است که با مفاهيم مارکسيسم و سوسياليسم آميخته و جنبه سياسي يافته است.
شريعتي طراح اسلام سياسي چپ
شريعتي تاثيرگذارترين و مهم ترين نظريه پرداز اسلام سياسي چپ در ايران و از متفکران مشهور اسلام سياسي بوده است. شريعتي به بازسازي وسيعي در سنت شيعي دست زد و قرائتي نوين از گفتمان شيعه ارائه کرد و کوشيد تا با بازسازي گسترده ميراث اسلامي ايراني تصويري مدرن و جذاب از اسلام ارائه کند. جريان اسلام سياسي شريعتي در خلاء شکل نگرفت بلکه فرآيندي از جريان هاي هم عصر او بود. شريعتي در مقدمه کتاب اسلام شناسي عنوان کرده است: « هدف من نشان دادن روح حقيقي و سيماي واقعي اسلام بوده است.» (شريعتي، اسلام شناسي، جلد ۱، ص ۵) روح حقيقي و سيماي واقعي اسلام از نگاه شريعتي اسلام آن زمان جامعه نبود بلکه به نظر وي « بايد کاملا به هوش بود که اسلام را آن چنان که امروز هست نشناسيم. زيرا، آن چه هست با آن چه در قرن هفتم ميلادي بر امپراتوري ساساني عرضه شد، چهارده قرن اختلاف دارد.» ( همان، ص ۲۰)
بايد توجه داشت که در اين زمان گفتمان هاي مختلف موجود از جمله گفتمان مارکسيسم، گفتمان ملي گرايان سکولار، گفتمان پهلويسم، اسلام و نهادهاي مذهبي جامعه را به نقد مي کشيدند. شريعتي هم همنوا با بسياري از معاصران خود گفتمان سنتي زمانه را به نقد کشيد و کوشيد تا با بازسازي اسلام سنتي، گفتمان جديدي را براي جامعه اي که به نظر مي رسيد در حال فاصله گرفتن از اسلام است ارائه کند.
شريعتي هدف از اسلام شناسي را شناخت مکتب فکري و اعتقادي اسلام اوليه مي داند از اين رو تلاش کرد با تفسيري راديکال از مفاهيمي مانند شهادت و خون، جهاد و ... و برجسته کردن برخي مفاهيم راديکال ديني مانند اجتهاد، تقيه، انقلاب، انتظار و ... و به حاشيه راني مفاهيم ديني ضد راديکال مانند صبر، صلح و ... سيماي نويني از اسلام را نشان دهد.
شريعتي در راستاي ساخت اسلام سياسي چپ تشيع را از اسلام سنتي گرفت و به مانند اسلام سنتي تشيع را در مرکز گفتمان خود قرار داد؛ وي همچنين از ديگر جريان هاي اسلام سياسي بهره برد و در اين بين بيشترين تاثير را از جريان مارکسيسم پذيرفت. شريعتي خود معتقد است که اسلام شناسي اش را در يک مثلث مارکسيسم، اگزيستانسياليسم و مذهب مطرح مي کند به همين علت اسلام سياسي شريعتي به چپ گرايش يافت و از آن به عنوان اسلام سياسي چپ ياد مي شود.
مفاهيم و نشانه هاي مارکسيسم در انديشه هاي شريعتي
شريعتي از مارکسيسم مفاهيم و دال هاي نکوهش سرمايه داري، استبداد، استعمار، امپرياليسم و نژادپرستي، ديالکتيک، منازعه طبقاتي، جبر تاريخ، زيربنا و روبنا، طبقه، حزب، نقش روشنفکر، انقلاب به شيوه مارکسيستي، از خود بيگانگي و ... را آموخت و سعي در اسلامي کردن اين مفاهيم کرد به عبارتي از اين مفاهيم در بازسازي مفاهيم اسلامي سنتي استفاده کرد به طور مثال ديالکتيک از دال هاي کليدي در گفتمان مارکسيسم است. اين مفهوم، از دال هاي اصلي گفتمان اسلام سياسي شريعتي نيز بود. شريعتي، ديالکتيک را ويژگي موجود در اسلام بر مي شمرد: « بينش ديالکتيکي، بينش مذهبي و بينش مترقي و بينش عرفان مذهبي و منجمله بينش اسلامي است که در اسلام رويش تکيه فراوان تر، روشن تر و دقيق تر وجود دارد. در فلسفه خلقت و آدم، در تاريخ، در داستان ها، در سنت ها و نظام هاي اجتماعي که قرآن مطرح مي کند، همواره اساس بر اين قاعده است.» ( همان)
تفکر شريعتي با ديالکتيک شکل گرفته است، اسلام شناسي، جامعه شناسي، انسان شناسي و ... او همه بر اساس ديالکتيک بنا شده است. نظام هابيلي در برابر نظام قابيلي، زيربناي توحيدي و زيربناي شرک مذهب عليه مذهب، تشيع صفوي و تشيع علوي، تضاد وجودي انسان نيمي ابليس و نيمي روح خدا، طبقات هابيلي و قابيلي و ... شريعتي همچنين مفهوم متعهد و غيرمتعهد را از ژان پل سارتر فيلسوف سوسياليست اروپايي به عاريه مي گيرد و مفاهيم خود را بر اساس آن توضيح مي دهد: انسان متعهد و غيرمتعهد، روشنفکر متعهد و روشنفکر غيرمتعهد، جامعه متعهد و جامعه غيرمتعهد، علم متعهد و علم غيرمتعهد و ادبيات متعهد و ادبيات غيرمتعهد، نويسنده متعهد و غيرمتعهد و ... به نظر او تنها مفهومي که در درون خود تضاد ندارد، نظام توحيدي است که خود در مقابل نظام شرک معني مي يابد.در گفتمان مارکسيسم جامعه نيازمند روشنفکران است که طبقه محکوم را به خودآگاهي برساند. شريعتي روشنفکران را با پيامبران قياس کرده است و آنان را ميراث دار انبيا معرفي مي کند: « کساني که ... رسالت خدايي و پيامبرانه را در جامعه انساني و در جريان تاريخ بر دوش دارند در گذشته پيامبران بودند و پس از خاتميت عصر وحي، روشنفکران ... پيامبران به سراغ مردم رفته اند و شعار تازه اي، ديد تازه اي، حرکت تازه اي، انرژي تازه اي در متن وجدان جامعه و زمان خودشان ايجاد کرده اند ... روشنفکران هم نظير پيامبران نه جزو دانشمندان هستند و نه جزو توده منحط ناخودآگاه بلکه خودآگاهان مسئولند.
شريعتي در سخنراني فلسفه انسان شناسي از سلسله مباحث اسلام شناسي به توضيح اليناسيون يا از خود بيگانگي مي پردازد و به نظر او مارکس و ديگر سوسياليست هاي اخلاقي پيش از او معتقد بودند که انسان هم به وسيله زهد و هم به وسيله پول الينه مي شود و نتيجه مي گيرد که اسلام نيز با اين دو عامل از خود بيگانگي مخالف است، به نظر او در اين جا است که مخالفت شديد اسلام هم با رهبانيت و هم با دنيازدگي کاملا روشن مي شود. (شريعتي، مجموعه آثار ۱۶، ص ۲۶۶) شريعتي معتقد است که توحيد مانع الينه شدن انسان است و الينه شدن نوعي شرک است.
در نظريات مارکسيسم هر جامعه متشکل از زيربنا و روبناست. شريعتي طرح هندسي مکتب خود را بر اساس روبنا و زيربنا بنيان نهاد و توحيد را زيربنا قرار داد. در جايي ديگر به مانند مارکس از قول پيامبر(ص) اقتصاد را زيربنا مي داند: در امت زيربنا اقتصاد است « من لا معاش له لا معاد له» (همان) و نيز مي گويد: « مذهب اسلام، يک دنياگرايي و يک اصالت اقتصادي به عنوان زيربنا دارد.» (شريعتي، مجموعه آثار ۳۱، ص ۱۱۴)در گفتمان مارکسيسم هدف رسيدن به جامعه ايده آل کمونيسم است که بر اساس جبر تاريخ پديد مي آيد شريعتي نيز از جامعه ايده آل در طرح هندسي مکتب سخن مي گويد. جامعه آرماني شريعتي امت است و به مانند کمونيسم جامعه اي است که در نتيجه انتظار مثبت بر اساس جبر تاريخ پديد مي آيد، جامعه اي است که: « در آن جا طبقه از بين مي رود و جامعه بي طبقه تشکيل مي شود. رابطه استثمارگر و استثمار شونده از بين مي رود ... در آن جا زندگي در اختيار همه و امکانات براي همه يکسان است، عدالت پيروز مي شود. تضاد طبقاتي از بين رفته و جامعه اي بي طبقه، بي استثمار و بي زر و زور تحقق پيدا مي کند.» (مجموعه آثار ۱۶، صص ۷۳-۷۲) جامعه ايده آلي شريعتي ويژگي هاي ضداستعماري، ضدنژادپرستي، ضداستبدادي و عدالت طلبي سوسياليسم اروپايي را نيز با خود دارد و با ويژگي هاي مذهبي نيز تلفيق شده است. در واقع شريعتي موعودگرايي تفکر شيعي را با جامعه ايده آل کمونيستي در هم آميخته است و جامعه ايده آل خود را ساخته است.فانون از انديشمندان سوسياليسم اروپايي که شريعتي بسيار از او تاثير يافته، بيش از هر چيز در آثار و فعاليت هايش به مسئله استعمار و تبعيض نژادي مي پردازد. وي به اهميت رهبري ايدئولوژيک صحيح و مبارزه عليه استعمار سخت توجه داشت و نيز به دنبال ساخت انديشه اي نو و انسان نو بود. چه گوارا نيز تاکيد زيادي بر «انسان نوين» داشت. شريعتي متاثر از اين دو، کتاب « خودسازي انقلابي» خود را با اين جمله به پايان برد که بکوشيم انسان نو، انديشه نو و يک نژاد نو در شرق بسازيم.دال ها و نشانه هايي که از گفتمان مارکسيسم به انديشه شريعتي راه يافته بسيار است اين نگرش مارکسيستي و سوسياليستي به اسلام موجب شد اسلام سياسي چپ شکل بگيرد و ويژگي هاي راديکالي مارکسيسم را نيز با خود همراه کند.
آدرس منبع :
http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1389&month=3&day=29&id=147354
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









