انواع سهام

 

1_ سهام با نام و بي نام
2_ سهام با آورده نقدي و سهام با آوردة‌ غير نقدي
3_ سهام ممتاز يا عادي
4_ سهم سرمايه، سهم مؤسس و سهم انتفاعي
5_ سهام غير قابل انتقال

مقدمه:
1_  ابتدا بر تعريف سهام از ديدگاه دكتر اسكيني مي نگرييم و سپس به توضيح به پيرامون انواع سهام مي پردازيم. «در حقوق فرانسه سهم داراي دو مفهوم است: مفهوم اول آن با مفهوم سهم الشركه در شركتهاي غير سهامي (تضامني، نسبي، با مسئوليت محدود و  ...) تطبيق دارد يعني حقي است كه شريك در شركت دارد و مفهوم دوم ورقه اي است كه حق مزبور در آن نوشته شده است قانون گذار ما اين دو مفهوم را از يكديگر جدا كرده است حق شريكت در شركت، «سهم» و ورقه اي كه بيانگر اين حق است «ورقه سهم» خوانده مي شود. ماده 25 لايحه قانوني 9347 مقرر كرده است: «اوراق سهام بايد متحد الشكل و چاپي و داراي شماره ترتيب بوده و به امضاي لااقل دو نفر كه به موجب مقررات اساسنامه تعيين مي شوند برسد» و همچنين به موجب ماده 26 لايحه مذكور «ورقه سهام نكات زير بايد قيد شود. 1_ نام شركت و شمارة ثبت آن در دفتر ثبت شركت ها  2_ مبلغ سرمايه ثبت شده و مقدار پرداخت شدة آن  3_ تعيين نوع سهام  4_ مبلغ اسمي سهام و مقدار پرداخت شده آن به حروف و به اعداد  5_ تعداد سهامي كه هر ورقه نماينده آن است.
صدور سهام قبل از تشكيل شركت بطلان و در صورت ايجاد خسارت امضاء كنندگان مسئول جبران اشخاص ثالث هستند و هرگاه شركت پس از ثبت آمادگي صدور اوراق سهام را نداشته باشد به تعهد كنندگان اين گونه سهام گواهينامه موقت سهم با نام تسليم مي شود كه نقل و انتقال آن تابع نقل و انتقال سهام با نام است.
2_  تعريف سهام از ديدگاه دكتر لنگرودي: «جمع سهم به معني حفه شريك در مال مشترك (حقوق مدني) و سندي كه حكايت از مالكيت حصه معين در شركت تجارتي بنام شركت سهامي كند» «سندي است كه حكايت از مالكيت حصه معين در شركت تجاري «بنام شركت سهامي» مي كند و صاحب سهم از تمام مزاياي مقرر در اساسنامه شركت استفاده مي كند صاحب سهم در تمام منافع و زيان هاي شركت سهيم خواهد بود.
1_ سهام با نام و سهم بي نام
سهم با نام سهمي است كه به شخص معين تعلق دارد و نام او روي ورقه سهام يا در دفتر سهام شركت ثبت شده است سهام با نام ممكن است با اسم شخص باشد و يا صرفاً ذكر سهام با نام بر روي برگه سهم باشد. ولي اگر اين چنين باشد نام صاحب سهم در دفتر سهام شركت ثبت مي گردد. دفتر سهام شركت دليل مالكيت در مورد اين نوع سهام است. نقل و انتقال سهام با نام بايد در دفتر ثبت سهام شركت قيد گردد در غير اينصورت اعتبار ندارد. كوپن هاي سهام با نام نيز ممكن است با نام باشد و يا بي نام. اين نوع سهام از نظر مالياتي براي كشورها مفيد است چرا كه اين نوع سهامداران نمي توانند از ماليات فرار كنند سهم بي نام سهمي است كه نام صاحب آن بر روي آن ذكر نمي شود. سهام بي نام سند در وجه حامل محسوب مي گردد. نقل و انتقال اين گونه سهام با قبض و اقباض به عمل مي آيد و زماني سهام بي نام صادر مي گردد كه تمامي مبلغ اسمي سهام پرداخت شده باشد در غير اينصورت گواهينامه موقت سهام بصورت سند در وجه حامل تنظيم و به مالك آن تسليم مي گردد. سهام بي نام به سهولت قابليت نقل و انتقال دارد و استقبال عمومي به اين علت از اين نوع سهام بيشتر است. سهام با نام به بي نام و بالعكس قابليت تبديل دارند در دو حالت 1_ اين موضوع در اساسنامه پيش بيني شده باشد.   2_ تصميم مجمع عمومي فوق العاده.

2_ سهام نقدي و سهام غير نقدي
 «اگر سهام بر وجه رايج و به طور نقدي پرداخت گردد سهام نقدي و در غير اينصورت غير نقدي خواهد بود سهام غير نقدي شامل، كار، خدمات و اموال مي شود در بعضي از كشورها سهام غير نقدي تا 2 سال حق رأي در مجامع عمومي نخواهد داشت و قبل از رسيديگ به سرمايه ها در 2 مرحله با نظر كارشناس رسمي تقديم مي گردد تا شركاء از آن سؤء استفاده نكنند، چرا كه امكان دارد بعضي از شركاء با تقديم زيادتر از مبلغ و قيمت واقعي مال سرمايه شركت را بيشتر نشان دهند. پس از صدور سهام تفاوتي بين اين دون نوع سهام نخواهد بود چرا كه ارزش اسمي هر سهم در آن قيد شده است ماده 26 قانون تجارت چنين اشعار مي دارد  «سهام ممكن است نقدي يا غير نقدي باشد، سهام غير نقدي سهامي است كه در ازاء آن بجاي وجه نقد چيز ديگري از قبيل كارخانه و امتياز نامه و غيره داده مي شود.» تفاوت ديگري كه مي توان بر آن اشاره كرد اين است كه در سهام نقدي ممكن است قسمتي از سرمايه تعهد گردد و حتي نقداً پرداخت گردد و مابقي با درخواست هيأت مديره و به طور تدريجي و بنابر احتياجات شركت پرداخت گردد اما آوردة غير نقدي بايد تماماً تحويل داده شود.»


3_ سهام ممتاز و سهام عادي
 «يكي از اصول اساسي شركت هاي سهامي تساوي حقوق سهامداران است مگر در دو مورد: اول آنكه شركت با مشكلات مالي مواجه باشد و نتواند به آساني به منابع مالي دسترسي يابد در اين صورت ناچار خواهد بود امتيازات بيشتري به سهامداران جديد قائل شود و دوم اينكه در هنگام افزايش سرمايه شركت، شركت از ذخاير مالي خود براي اين منظور استفاده نمايد كه در اين صورت بايد حقوق بيشتري براي سهامداران سابق شركت در نظر گرفت در اين 2 مورد سهم ممتاز صادر مي شود. امتيازاتي كه توسط سهم ممتاز به وجود مي آيد مي تواند به صورت برداشت نفع ثابت از سود قابل تقسيم شركت باشد و يا اينكه دارنده سهم ممتاز مي تواند نسبت به صاحبان سهام عادي در بر داشت ارزش سهام ممتاز به هنگام انحلال و تصفيه و تقسيم دارايي شركت اولويت داشته باشد، به هنگام انحلال و تصفيه شركت مطالبات معوقه صاحبان سهام ممتاز از دارايي شركت پرداخت مي گردد و نيز به هنگام استهلاك سهام شركت صاحبان سهام ممتاز داراي اولويت مي باشد و هم چنين ممكن است حق رأي بيشتري براي چنين سهامي در نظر گرفته شود.


4_ سهام غير قابل انتقال
در تجارت امروز اكثراً تمامي انواع سهام قابل انتقال است چرا كه در شركت هاي سهامي سرمايه در اولويت قرار دارند شخصيت شركاء و سهامداران و براي شركت تفاوتي نمي كند كه چه كسي سهام دار باشد بلكه تنها به ميزان سرماية خود توجه دارد چند نوع سهام غير قابل انتقال وجود دارد.
1_ سهام مديران: اين نوع سهام كه براي ضمانت از امور اجرايي آنان در مقابل اشخاص ثالث و احتمالاً كساني كه از عمليات آنان زيان مي بينند پيش بيني شده كه معمولاً جنبه تشريفاتي دارد.
2_ سهام شركت هاي اشخاص (تضامني، نسبي) با رضايت تمامي شركاء قابليت انتقال دارد در غير اينصورت منتقل نمي شود.
3_ ممكن است در اساسنامة شركت سهامي اين چنين پيش بيني شده باشد كه سهامداران حق انتقال آن را نداشته باشند  نظر محقق «اكثريت علماء حقوق اين بند يا شرط از اساسنامه را باطل و فاقدارزش حقوقي مي دانند چرا كه يكي از حقوق دارندگان سهام انتقال آن است به عبارت ديگر ارزش اقتصادي اين برگه در مالكيت اين افراد قرارداد كه ممكن است هر لحظه بنابه دلايل شخصي يا مشكلات اقتصادي آن را منتقل نمايند اين شرط خلاف قواعد مالكيت افراد است ماده 3: قانون مدني «هر ماكي نسبت به مايملك خود حق هرگونه تصرف و انتفاع دارد مگر در مواردي كه قانون استثنا كرده باشد» اما بنظر مي رسد بتوان براي مدتي اين حق تصرف را محدود نمود اين مدت بايد عرفي و قابل مسامحه باشد مثلاً به مدت 6 ماه يا 1 سال سهامداران حق فروش سهام خود را به غير نداشته باشند اين سلب حق را مي توان بر مبناي مادة 959 قانون مدني ادعا كرد.
5_ سهام سرمايه و سهم انتفاعي و سهم مؤسس
«سهم سرمايه سهمي است كه نماينده يك قسمتي از سرمايه شركت است و سهم انتفاعي سهمي است كه به صاحب آن فقط حق دريافت قسمتي از منافع شركت را مي دهد بدون آنكه حتي نسبت به سرمايه شركت داشته باشد» سهام انتفاي بيشتر در شركت هاي تجاري مدت محدود اجرا مي شود و يا شركت هايي كه به موجب امتياز نامه و اجازه تأسيس از طرف دولت و امتياز دهنده ايجاد مي گردند و پس از پايان مدت شركت امتياز را به مالك اصلي واگذار مي كنند مانند شركت هايي كه براي استخراج معدن تشكيل و پس از پايان مدت فعاليت خود امتياز حاصله را واگذار مي كنند. اين نوع سهام 2 مزيت دارد.
1_ استرداد مبلغ سرمايه به سهامداران موجب آن مي گردد كه شركت اين سرمايه را از منفعت خود كسر و به سرمايه گذاران و سهامداران مسترد دارد كه باعث آن مي شود استرداد سرمايه در مجموعة هزينه هاي شركت قرار گرفته و از ماليات بيشتر معاف گردند چرا كه ماليات بر درآمد بر سود تعلق مي گيرد و نه هزينه.
2_ صاحبان سهامي كه قسمتي از منافع را با عنوان استهلاك سرمايه دريافت مي كند در موقع تنظيم اظهارنامه مالياتي اين مبلغ را جزء درآمد خود منظور نكرده و ماليات نخواهد پرداخت.
سهام مؤسس
سهام مؤسس همانطوريكه از نام آن پيداست در زمان تأسيس شركت و براي قدرداني و تشكر از زحمات مؤسسين اوليه بوجود مي آيد اين نوع سهام در قوانين تجاري ما پيش بيني نشده و عملاً آنچنان كه بايد و شايد مورد استقبال قرار نگرفته است، در سهام موسس سهام دار از انتفاع استفاده مي كند و در زمان انحلال بر اصل سرمايه شركت حقي نخواهد داشت زيان شركت در ميزان سود و منفعت سهم مؤسس تأثيري ندارد و او سود ثابت خود را دريافت مي كند به طور كلي مي توان سهام مؤسس را اين چنين تعريف نمود: «دريافت سهمي از سود شركت و دخالت در امور شركت فقط براي حفظ حقوق خود.
تغيير در ميزان حقوق صاحبان سهام با ايجاد جلسه اي خاص متشكل از كليه سهامداران تشكيل مي گردد كه بايد با كليه آرا و اكثريت آرا و با حضور سهامداران سهام مؤسس به طور قانوني برگزار گردد. در غير اينصورت هرگونه تصميم مبني بر تقليل حقوق صاحبان سهام مؤسس داراي اعتبار نخواهد بود و قانون بر آن خط بطلان مي كشد.
منبع:http://dad-law.blogfa.com