حقوق مدني .جلد اول: در اموال.در بيا ن اموال و مالکيت به طورکلي
.بين مال و ملك رابطه عموم و خصوص من وجه برقرار است. برخي مالها ملك هستند و برخي ملكها مال هستند. تعابير مختلفي از مال شده استبرخي گفتهاند مال عبارتست از هر چيزي كه انسان ميتواند از آن استفاده كند و قابل تملك هم باشد. برخي ديگر اظهار داشتهاند مال چيزي است كهداراي ارزش اقتصادي بوده و افراد حاضر به پرداخت ما به ازاي واجد ارزش در مقابل آن باشند. همچنين شيئي كه براي انسان مفيد باشد و داراي ارزشنوعي بوده و به وسيله انسان قابل تملك باشد نيز تعبير ديگري از مال است. مع الوصف مال ممكن است در مالكيت هيچ كس نباشد، همچون مباحاتبا اين حال ممكن است چيزي در ملكيت انسان باشد اما نظر به تعريفي كه شد مال نباشد مثل قطعه سنگي كه در زمين شخص باشد و در ملكيت او باشدكه بدان مال گفته نميشود.
2.حقي است كه شخص نسبت به شخص ديگري پيدا ميكند كه به موجب آن ميتواند فعليا ترك فعلي را از او بخواهد را..........:
حق ديني گويند. توضيح اينكه، حق عيني، حقي است كه شخص، بهطور مستقيم و بيواسطه، نسبت به چيزي پيدا ميكند و ميتواند از آناستفاده كند و واجد دو عنصر، صاحب حق و موضوع حق است. اما حق ديني، حقي است كه شخص نسبت به ديگري پيدا پيدا ميكند و بهموجب آن،ميتواند انجام دادن كاري يا ترك عملي را بخواهد و واجد سه عنصر، صاحب حق، مديون و موضوع حق يا تعهد است. و مطابق مادة 93 قانون مدني:"ارتفاق حقي است براي شخصي در ملك ديگري".
3.ماهيهاي موجود در دريا...?
مال است و ملك نيست. مال شيئي است كه داراي ارزش مبادله ميباشد ولي ملكشيئي است كه به تملك و مالكيت كسي درآمده است بنابراين ماهيموجود در دريا مال است وليكن ملك نيست اما قابليت تملك دارد. همچنين ر.ك. ماده 27 ق .م.
4.موضوع حق عيني هميشه ...?
از جمله تقسيمات حق تقسيمبندي آن به حق مالي و غير مالي است. حق غير مالي امتيازي است كه هدف آن رفع نيازهايعاطفي و اخلاقي انسان است، در حالي كه حق مالي امتيازي است كه حقوق هر كشور، به منظور تأمين نيازهاي مادي اشخاص به آنها ميدهد. حق ماليرا دو دستي حق عيني و حق ديني تقسيم كردهاند. حق عيني حقي است كه شخص بهطور مستقيم و بي واسطه، نسبت به چيزي پيدا ميكند و ميتواند ازآن استفاده كند. پس در حق عيني تنها دو عنصر وجود دارد.
1 ـ شخصي كه صاحب حق است
2 ـ چيزي كه موضوع حق قرار ميگيرد
كاملترين نوع حق عيني، مالكيت است. در حالي كه حق ديني حقي است كه شخص نسبت به ديگري پيدا ميكند و به موجب آن ميتواند انجامدادنكاري را از او بخواهد يا عدم انجام كاري را از او بخواهد يا اينكه مالي را انتقال دهد.
5.حق عيني تبعي، حقي است....?
كه در آن منافع مال موضوع حق، به دارندة حق تعلق ندارد. حق عيني تبعي حقي است كه شخص به تبع دين برعيني پيدا ميكند مثل رهن و وثيقه كه در آن مرتهن حق عيني به تبع ديني كهراهن به او دارد بر مال پيدا مينمايد در اين صورت منافع مورد رهن به مرتهن تعلق ندارد بلكه به مديون تعلق دارد.
6.اگر مدعي اماره قانوني مالكيت قبلي خود را نسبت به مال مورد تصرف ديگري اثبات كند، مطابق قانون:
متصرف محكوم به خلع يد ميشود مگر انتقال ملك را به ناقل قانوني خود اثبات كند.از مفاد قانون مدني چنين بر ميآيد، كه تصرف در صورتي دليل مالكيت است كه سابقه مالكيت آن معين نباشد در موردي كه مالكيت سابق كسي مسلمباشد، متصرف كنوني نميتواند در برابر او نيز به تصرف خود استنادكند. در چنين حالتي او بايد ثابت كند كه ملك به وسيله يكي از اسباب قانوني به اومنتقل شده است. چنانكه ماده 37 قانون مدني در همين زمينه ميگويد: "اگر متصرف فعلي اقرار كند كه ملك سابقاً مال مدعي بوده است، در اين صورتمشاراليه نميتواند براي رد ادعاي مالكيت شخص مزبور به تصرف خود استناد كند، مگر اينكه ثابت نمايد كه ملك به ناقل صحيح به او منتقل شدهاست.
متن ماده ناظر به صورتي است كه مالكيت مدعي مورد اقرار متصرف باشد، رويه قضايي نيز آن را منحصر به مورد اقرار كرده و تصرف فعلي را مقدمداشته است. با وجود اين چون اقرار هيچ خصوصيتي جز اثبات مالكيت مدعي ندارد بايد بر آن بود كه ثبوت مالكيت سابق مدعي، به هر دليلي كه باشد.اثر امارة تصرف را از بين خواهد برد.
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









