مطالعه ي مقررات مربوط به قوه قضائيه درقانون اساسي
اجراي عدالت يکي از آرمانها و آرزوهاي ديرين جامعهي بشري است . منظور از اجراي عدالت ، يعني حل اختلافات و منازعات افراد با يکديگر يا افراد با دولت بر طبق قوانين مصوب . اين وظيفهي خطير برعهدهي قوهيقضائيه گذاشته شده است که قوهاي مستقل و پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخسيدن به عدالت و عهدهدار و ظايف زير است :
مبحث اول : وظايف قوهي قضائيه
به موجب اصل يکصدوپنجاهوششم وظايف قوهقضائيه عبارت است از :
1. رسيدگي وصدور حکم درموردتظلمات ، تعديات ، شکايات ، حلوفصل دعاوي ورفع خصومات واخذتصميم واقدام لازم درآن قسمت از امور حسبيه ، که قانون معين ميکند .
اين وظيفه عمدتاً برعهدهي تشکيلاتي از دستگاه قضاء است که به نام « دادگستري » خوانده ميشود. وشامل دوتشکيلات عمده « دادسرا يا پارکه » و و « محاکم يا دادگاهها » ميشد. اصليکصدوپنجاهونهم مقرر ميدارد : « مرجع رسمي تظلماتوشکايات ، دادگسترياست.» تشکيل دادگاهها و تعيين صلاحيت آنها منوط به حکم قانون است ، بنابراين وظيفهي اصدارحکم برعهدهي محاکم ميباشد.
2. احياي حقوق عامه و گسترش عدل آزاديهاي مشروع :
3. نظارت برحسن اجراي قوانين : تنها اجراي قوانين هدف عمدهي دستگاهها نميباشدبلکه بايد علاوه برآن حسن جراي قوانين نيز تأمين گردد. نظارت برحسن اجراي قوانين در محاکم برعهدهي ديوانعالي کشور است ونظارت برحسن اجراي قوانين درادارات برعهدهي سازمان بازرسي کلکشور است. ( اصليکصدوشصتويک ويکصدوهفتادوچهارمقانوناساسي )
4. کشف جرم وتعقيب مجازات و تعزير مجرمين و اجراي حدود و مقررات مدون جزائي اسلام. وظيفهي مزبور را عمدتاً تشکيلاتي به نام « دادسرا » برعهده دارند .
5. اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم واصلاح مجرمين .
دستگاه قضاء نبايد منتظر بنشيند تا جرمي بهوقوع بپيوندد وسپس وظيفهي او شروع شود ومجرم يا مجرمين را تعقيب ودستگير کند وبه مجازات قانوني برساند. بلکه عمده وظيفهي اين قوه آن است که تمهيدات مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم را بهکار بندد.
مبحث دوم :سازمان وتشکيلات قوه قضائيه
بند 1 : رئيس قوهقضائيه
در رأس سازمان و تشکيلات اين قوه شخصي به عنوان «رئيسقوهقضائيه» قرار دارد که عاليترين مقام اين قوه است . که اينک نحوهي انتصاب وشرايط و وظايفش را درزير مطالعه ميکنيم :
نحوهي تعيين رئيسقوهقضائيه
ازجمله وظايف و اختيارات مقام رهبري عزلونصب و قبول استعفاي رئيس قوهيقضائيه است ( بند 6 اصل يکصدودهم قانوناساسي ) که به موجب اصل يکصدوپنجاهوهفتمقانوناساسي براي مدت پنج سال و بهمنظور انجام دادن مسئوليتهاي قوهيقضائيه درکليهي امورقضائي واداري و اجرايي تعيين ميشود.
شرايط رياست قوه قضائيه
فردي که به عنوان رياست اين قوه تعيين ميشود وعاليترين مقام قوهي قضائيه تلقي ميگردد،براساس اصل يکصدوپنجاهوهفتمقانوناساسي ، بايد واجد شرايط ذيل باشد
1. مجتهد عادل باشد
2. آگاه به امورقضائي باشد
3. مديرومدبر باشد
وظايف رئيسقوهقضائيه
به موجب اصل يکصدوپنجاهوهشتم قانوناساسي ، وظايف رئيس قوه قضائيه به شرح زير است :
1. ايجاد تشکيلات لازم دردادگستري به تناسب مسئوليتهاي اصل يکصدوپنجاهوششم.
2. تهيهي لوايح قضائي مناسب با جمهوري اسلامي
3. استخدام قضات عادل وشايسته و عزل ونصب آنها و تغيير محل مأموريت و تعيين مشاغل وترفيع آنان و مانند اينها از اموراداري ، طبق قانون . وبه موجب اصل يکصدوشصتوچهارم محل خدمت يا سمت قاضي را بدون رضاي او نميتوان تغيير داد ، مگر به اقتضاي مصلحت جامعه با تصميم رئيسقوهقضائيه پس از مشورت با رئيسديوانعاليکشور و دادستان کل .
4. نصب رئيسديوانعاليکشور و دادستان کل ، با مشورت قضات ديوانعالي کشور براي مدت پنجسال . ( اصل يکصدوشصت قانوناساسي )
5. پيشنهاد وزير دادگستري به رئيسجمهور ( اصل يکصد وشصت قانون اساسي )
6. تعيين ضوابط براي تشکيل ديوانعاليکشور ( اصل يکصد وشصت و يکمقانون اساسي )
7. ديوان عدالت اداري زير نظر رئيسقوقضائيه ميباشد. ( اصل يکصد و هفتاد وسوم قانون اساسي )
8. سازمان بازرسي کلکشور زيرنظر رئيسقوهقضائيه است. ( اصل يکصد وهفتاد و چهارم قانون اساسي )
بند 2 : محاکم ودادسراها
به موجب اصل شصتويکم : « اعمال قوهي قضائيه بهوسيلهي دادگاههاي دادگستري است که بايد طبق موازين اسلامي تشکيل شود وبه حلوفصل دعاوي وحفظ حقوق عمومي وگسترش واجراي عدالت و اقامه حدود الهي بپردازد » در رأس تشکيلات دادگستري دادگاه و دادسراي ديوانعاليکشور قرار دارد که ديوان عالي کشور ودادستان کلکشور بالاترين مقام آنها هستند. اين دو مقام بايد مجتهد عادل و آگاه به امور قضايي باشند.
برطبق اصل يکصدوشصتويکم : « ديوانعاليکشور به منظور نظارت براجراي قوانين در محاکم و اجياد وحدترويه قضايي وانجام مسئوليتهايي که طبق قانون به آن محول ميشود ، براساس ضوابطي که رئيسقوهقضائيه تعيين ميکند ، تشکيل ميگردد. »
به موجب مقررات قانونساسي دونوع محکمه براي رسيدگي به جرايم وجود دارد که البته درکنار هر محاکمهاي ، دادسرايي نيز مقرر است .
الف : محاکم ودادسراهاي عمومي که به جرايمعمومي رسيدگي ميکند.
ب : محاکم و دادسراهاي نظامي
به موجب اصل يکصدوهفتادودوم : « براي رسيدگي به جرايم مربوط به وظايف خاص نظايم يا انتظامي اعضاي ارتش ، شهرباني و سپاه پاسدارانانقلاباسلامي ، محاکم نظامي مطابق قانون تشکيل ميگردد ، ولي به جرايم عمومي آنان يا جرايمي که در مقام ضابط دادگستري مرتکب شوند ، در محاکم عمومي رسيدگي ميشود .
دادستاني و دادگاههاي نظامي ، بخشي از قوهقضائيه کشور و مشمول اصول مربوط به اين قوه هستند . » ذکر دونوع محکمهي فوق در قانوناساسي دليل برحصر محاکم به دودستهي عمومي ونظامي نيست بلکه به موجب اصليکصدوپنجاه ونهم و اصل يکصدوپنجاهوهشتم ميتوان تشکيلات لازم يا دادگاههاي ديگري به موجب قانون ايجاد نمود. چنانکه در حال حاضر دادگاهها ودادسراهاي انقلاب نيز درکنار ساير تشکيلات قوهي قضائيه وجود دارد .
بند3 : وزير دادگستري
به موجب اصليکصدوشصتم : « وزير دادگستري مسئوليت کليه مسايل مربوط به روابط قوهقضائيه و قوهي مجريه و قوهي مقننه را برعهده دارد وازميان کساني که رئيسقوهقضائيه به رئيسجمهور پيشنهاد ميکند ، انتخاب ميگردد. رئيسقوهيقضائيه ميتواند اختيارات تام مالي واداري ونيز اختيارات استخدامي غيرقضات را به وزير دادگستري تفويض کند. دراينصورت وزيردادگستري داراي همان اختيارات و وظايفي خواهد بود که در قوانين براي وزراء به عنوان عاليترين مقام اجرايي پيشبيني ميشود.»
بند 4 : قضات « دادرسان »
1. نحوهي برگزيدن قاضي
در دنيا دو روش براي برگزيدن قاضي وجود دارد . يکي روش انتخاب است چنانکه در آمريکاي شمالي ، قضات به استثناي محاکمفدرال بهوسيلهي مردم انتخاب ميشوند يا در سويس ، چهاردهتن قاضي فدرال را قوهي مقننه انتخاب ميکند يا در جمهوريمکزيک مردم قضات عاليه را انتخاب ميکنند . ديگري روش انتصاب است . چنانکه در انگلستان ، کليهي دادرسان با نظارت فائقهي قاضيالقضات منصوب ميشوند .
درنظامجمهورياسلامي ايران ، استخدام قضات عادل وشايسته و عزل و نصب آنها از وظايف رئيسقوهقضائهي است . صفات وشرايط قاضي طبق موازين فقهي بهوسيلهي قانون معين ميشود. ( اصليکصدوشصتوسوم قانوناساسي )
2. وظيفهي قاضي :
« قاضي موظف است کوشش کند حکم هردعوا را در قوانين مدونه بيابد واگر نيابد با استناد به منابع معتبراسلامي يا فتاوي معتبر ، حکم قضيه را صادر نمايد و نميتواند به بهانهي سکوت يا نقص يا اجمال يا تعارض قوانين مدونه از رسيدگي به دعوا و صدور حکم امتناع ورزد. » ( اصل يکصدوشصتوهفتمقانوناساسي ) همچنين « قضات دادگاهها مکلفند از اجراي تصويبنامهها وآييننامههاي دولتي که مخالف با قوانين و مقرراتاسلامي يا خارج از حدود اختيارات قوهي مجريه است ، خودداري کنند وهرکس ميتواند ابطال اينگونه مقررات را از ديوان عدالت اداري تقاضا کنند. » ( اصل يکصدوهفتادمقانوناساسي )
به موجب دو اصل فوق وظيفهي قاضي اولاً : حلوفصل دعاوي و اختلافات است و نهايتاً اصدار حکم ميباشد وبه هيچ بهانهاي نميتواند از رسيدگي و صدور حکم امتناع ورزد. ثانياً : از اجراي تصويبنامهها آييننامههاي دولتي که مخالف قوانين ومقرراتاسلامي يا خارج از حدود اختيارات قوهيمجريه است ، خودداري کند .
3. امتياز قاضي
الف : استقلال قاضي
به موجب اصل يکصدوشصتوچهارم : « قاضي را نميتوان از مقامي که شاغل آن است ، بدون محاکمه و ثبوت جرم يا تخلفي که موجب انفصال است ، بهطور موقت يا دايم منفصل کرد با بدون رضاي او محل خدمت يا سمتش را تغيير داد مگر به اقتضاي مصلحت جامعه با تصميم رئيسقوهقضائيه پس از مشورت با رئيسديوانعالي کشور ودادستان کل . نقلوانتقال دورهاي قضات برطبق ضوابط کلي که قانون تعيين ميکند صورت ميگيرد. »
ب : حمايت از قاضي
به موجب اصل يکصدوهفتادويکم : « هرگاه دراثر تقصير يا اشتباه قاضي درموضوع يا درحکم يا درتطبيق حکم برموردخاصي ، ضررمادي يا معنوي متوجه کسي گردد ، درصورت تقصير ، مقصر طبق موازيناسلامي ضامن اوست درغيراين صورت خسارت بهوسيلهي دولت جبران ميشود ، ودرهرحال از متهم اعادهحيثيت ميگردد . » بنابراصل فوق ، جبران خسارت ناشي از اشتباه قاضي درموضوع يا درحکم يا درتطبيق حکم برمورد خاص ، درصورتي که مقصر نباشد ، بهوسيلهي دولت است .
بند 5 : ديوانعدالتاداري و سازمان بازرسيکلکشور
به منظور رسيدگي به شکايات و تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورين دولتي ، واحدهاي دولتي و آييننامههاي دولتي واحقاق حقوق آنها ، ديواني به نام ديوانعدالتاداري زيرنظر رئيسقوهقضائيه تأسيس ميگردد حدود اختيرات و نحوهي عمل اين ديوان را قانون تعيين ميکند. ( اصل يکصدوهفتادوسوم قانوناساسي ) همچنين « براساس حقنظارت قوهقضائيه نسبت به حسن جريان امور واجراي صحيح قوانين در دستگاههاي اداري سازماني به نام « سازمانبازرسي کلکشور » زير نظر قوهي قضائيه تشکيل ميگردد.
حدودواختيارات و وظايف اين سازمان را قانون تعيين ميکند. » ( اصل يکصدوهفتادوچهارمقانوناساسي )
بند 6 : اصول وقواعد حاکم برامورقضايي درنظام جمهورياسلامي ايران
اصل اول : علني بودن محاکمات :
براساس اصليکصدوشصتوپنجم : « محاکمات ، علني انجام ميشود و حضورافراد بلامانع ميباشد مگر آنکه به تشخيص دادگاه ، علني بودن آن منافيعفتعمومي يا نظم عمومي باشد يا در دعاوي خصوصي طرفين دعوا تقاضا کنند که محاکمه علني نباشد . »
بنابراين اصل برعلني بودن محاکمات است مگر درسه صورت ذيل :
1. علني بودن به تشخيص دادگاه منافيعفتعمومي باشد .
2. علني بودن مخالف نظمعمومي باشد .
3. طرفين تقاضا کنند که محکمه علني نباشد
اصل دوم : مستند بودن احکام دادگاهها :
« احکام دادگاهها بايد مستدل و مستند به موادقانون واصولي باشد که براساس آن حکم صادر شده است » ( اصل يکصد وشصتوششمقانوناساسي ) بنابراين قاضي نميتواند بدون استناد به مواد قانوني انشاء حکم نمايد .
اصل سوم : رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي با حضور هيئتمنصفه
رسيدگي به جرايم مزبور علني است وبا حضور هيئتمنصفه در محاکم دادگستري صورت ميگيرد. ( اصل يکصدوشصتوهشتمقانوناساسي )
اصل چهارم : عدمعطف قوانين جزايي به ماسبق
« هيچ فعل يا ترک فعلي به استنادقانوني که بعداز آن وضع شده است جرم محسوب نميشود. » ( اصل يکصدوشصتونهم قانوناساسي ) زيرا فرض براين است که در جامعهاي که نظمقضايي برآن حاکم است ، دولت هرعمل و اقدامي را که مضر به حال جامعه تشخيص دهد و مرتکب آن را مستحق مجازات بداند ، بموجب قوانين قضايي آن را به اطلاع عموم مي رساند.
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









