ق
 
 
واژه واصطلاح تعريف و توضيح
 
قاصر
  ß جاهل
 
قاطع
 قطع كننده، بُرنده  ß نيت قطع و قاطع
كسى كه يقين به مسأله‌اى دارد.
 
قاعدگى
 عادت ماهيانه زنان
 
قَباله
 نوشته يا سندى كه به موجب آن چيزى بر ذمه‌ى مكلف بيايد، سند عقد معامله يا نكاح
 
قَبْر
 محل دفن ميت
 
قبض
 دريافت كردن چيزى
 
قُبُل
 جلو (كنايه از عضو جنسى كه در جلوى بدن قرار دارد).
 
قبله
 جهتى كه نمازگزار بايد به آن جهت نماز بخواند (سوى كعبه در تمام نقاط)
 
قتل
 كشتن
قتل عمد: اينكه كسى، ديگرى را با علم و قصد بكشد.
قتل شبه عمد: اينكه فرد قصد قتل نداشته، اما قصد انجام سبب قتل را داشته باشد؛ خواه سبب عادتاً كشنده نباشد و يا فرد علم به كشنده بودن آن نداشته باشد.
قتل خطايى: اينكه فرد نه قصد قتل داشته و نه قصد سبب قتل را
قتل نفسِ محترمه: كشتن انسانى كه خونش هدر نيست.
 
قدر متيقن
 آن مقدار كه مسلّم و يقينى است.
 
قَذْف
 نسبت دادن زنا يا لواط به دروغ
 
قرائت
 خواندن حمد و سوره يا حمد به تنهايى در نماز
 
قرار ضِمنى
 آنچه در ضمن عقدى مورد قبول طرفين قرار گرفته است.
 
قربانى
 حيوانى را كه به قصد ثواب ذبح كنند.
گوسفند، گاو و يا شترى كه در روز دهم ذى الحجه در منا ذبح مى‌كنند.
 
قُرَشيه
 زن منسوب به قريش (يكى از مهمترين قبايل عرب و از دودمان نَضْر بن كنانه كه بنى‌هاشم و بنى‌عباس از اين قبيله‌اند).
 
قرض
 وام
قرض ربوى ß رباى قرضى
 
قرض الحسنه
 قرض دادن مال بدون شرط زيادت
 
قرعه
 سهم و نصيب
انتخاب يك چيز از ميان چند چيز در موارد مشتبه به وسيله كاغذ و مانند آن براى حل مشكل
 
قَرَن
 گوشت يا استخوانى است كه در فرج زن مى‌رويد (مانند غدّه) و مانع جماع مى‌شود.
 
قرنُ المنازل
 يكى از ميقاتهاى پنج‌گانه در شرق مكه
 
قُروح
 زخمهايى كه در اثر سلاح عارض شده است.
دانه‌هاى ريزى كه نشانه‌هاى چرك و فساد در آنها نمايان شده است.
 
قريب
 نزديك (به واقع و حقيقت)
خويشاوند
 
قرينه
 علامت، نشانه
 
قريه
 روستا
 
قسامه
 قسمهايى كه اولياى مقتول در صورت عدم بينه، بر قاتل بودن طرف مقابل دعوى مى‌خورند.
 
قسم
 سوگند
 
قصاص
 مجازات جانى به ميزان جنايت انجام شده، توسط كسى كه مورد جنايت واقع شده و يا وراث او؛ مانند كشتن قاتل
 
قصد اقامت
 تصميم مسافر به اقامت ده روز يا بيشتر در يك محل
 
قصد إنشاء
 تصميم به ايجاد يك امر اعتبارى مانند خريد و فروش
 
قصد رجاء
 قصد انجام يا ترك عملى به احتمال اينكه مورد امر يا نهى خداوند متعال باشد.
 
قصد قربت
 قصد تقرب به خداوند متعال و نزديك شدن به او
 
قصد مطلق ذكر
 قصد گفتن ذكر بدون قصد ورود؛ مانند اينكه در نماز به قصد ذكر تكبير بگويد.
 
قصد وجه
  ß نيت وجه
 
قصد ورود
 قصد اينكه يك عمل به عنوان مستحب در روايات وارد شده است.
 
قصر
 كوتاه كردن  ß نماز قصر
 
قصور
 كوتاهى در انجام وظيفه
 
قضاء
 قضاوت كردن
انجام دادن عبادتى كه وقت آن گذشته است.
 
قضاء حاجت
  ß تخلّى
 
قَطّاع
 كسى كه با كمترين نشانه‌ها يقين به امرى پيدا مى‌كند.
 
قُطّاعُ الطّريق
 راهزنان
 
قطع
 بريدن ß نيت قطع وقاطع  
يقين به امرى
 
قطع رحم
 ترك معاشرت با خويشاوندان
 
قمار
 هر نوع بازى و مسابقه‌اى كه در آن شرط شود كه برنده از بازنده چيزى را بگيرد؛ هر چند آن چيز معين نباشد.
 
قنوت
 تواضع در برابر خدا
ذكر گفتن يا دعا خواندن پس از قرائت و قبل از ركوع ركعت دوم نماز
 
قوت غالب
 غذايى كه در يك منطقه از ساير غذاها، متداولتر است.
 
قوتاً
 ß بالقوه
 
قوه قهريه
 زور و قدرت همراه با چيرگى
 
قى
 استفراغ
 
قيافه شناسى
 علمى كه در آن، با استناد به نشانه‌هايى خاص، بعضى مردم را به بعضى ديگر ملحق يا از بعضى سلب كنند.
 
قيام
 ايستادن
 
قيام متصل به ركوع
 قيام نمازگزار پس از قرائت و پيش از ركوع
 
قيراط
 معادل يک بيستم دينار و 18 /0 گرم
 
قيموميت
 سرپرستى  ß قيم
 
قيمى
 هر جنسى كه بخاطر اختلاف در ويژگيها و خصوصيات افرادش، قيمت آن متفاوت است. مانند گاو و گوسفند كه با عواملى چون وزن و خصوصيات ديگر قيمت آنها تغيير مى‌كند.
 
قَيِّم
 سرپرست، كسى كه بر اساس وصيت يا حكم حاكم شرع، مسئول امور يتيم، سفيه، مجنون و... مى‌شود.