»» تاريخچه حقوق بين الملل خصوصي



تاريخچه حقوق بين الملل خصوصي:در عهد باستان شخصيت حقوقي از افراد خارجي به کلي نفي مي شد يک خارجي نمي توانست در کشور ديگر ازدواج يا مالک اموال شده و يا براي جبران خسارت وارده به دادگاهها مراجعه و احقاق حق کند. خارجيان تنها به دو طريق با افراد ساير سرزمين ارتباط برقرار 1-از طريق انعقاد عهدنامه و فرارداد مابين دولتها که به علت ضعف در روابط بين الملل بويژه در مسائل خصوصي افراد اين امر کمتر اتفاق مي افتاد.2- از طريق ميهمان نوازي بود که شخص خارجي ميهمان افراد ساير سرزمين و تهت حمايت و مراقبت هاي فردي،فومي يا قبيله اي قرار مي گرفت تا به عنوان يک خارجي مورد آزار و اذيت قرار نگيرد.در حقوق روم نيز خارجيان ابتدأ به صورت برده و دشمن تلقي مي شدند اما امکان داشت توسط عهدنامه يا قراردادهايي که دو دولت با همديگر منعقد مي کردند حق و حقوقي براي آنها در نظر گرفته شود.در قرون وسطا با حملات جوامع مختلف به سرزمين هاي مجاور اتفاق مي افتاد که يک سرزمين چندين قانون بر حسب اشخاصي که طرف قانون بود اجرا مي شد اما وضع بدين منوال باقي نمي ماند و حکومت مرکزي قواعد متحد الشکلي را در بعضي موضوعات تنظيم مي کند. در ابتداي قرن 13 در ايتاليا حقوق بين الملل خصوصي در قالب تعارض قوانين شروع به خودنمايي کرد زيرا اين کشور در آن زمان به صورت فدرال اداره مي شد منظور از تعارض قوانين اين است که هنگامي که مسأله اي در مورد روابط خصوصي افراددر سطح بين المللي اتفاق مي افتد ممکن است قوانين کشور هاي مختلف که هر کدام به طريقي به موضوع مرتبت مي شوند راه حل هاي مختلفي را ارائه داده شده باشند پيدايش مکتب ايتاليايي براي حل تعارض قوانين مقدمه اي براي پيشرفت تئوري تعارض قوانين در فرانسه شد و با ظهور حقوقداناني چون دمولن،دراژانتره روز به روز بر اهميت آن افزوده شد اما در قرن19 به بعد علاوه بر مسئله تعارض قوانين موضوعات ديگري از جمله تابعيت،اقامتگاه،مسئله وضع بيگانگان به علت همبستگي با موضوعات مربوط به تعارض قوانين وارد محدوده حقوق بين الملل خصوصي شد و به تدريج رويه قضايي همراه با مقررات و قراردادهاي بين المللي اصول و مباني بين حقوق الملل خصوصي را شکل دادند.