عدالت و دادرسي در عهد هخامنشيان



‹‹ در جوامع اوليه انتقام وسيله تشفي قلب بود و كساني كه از عمل ديگري رنج برده بودند ، سعي مي كردند به نحوي شديدتر تلافي كنند.گذشت و بردباري و عفو ، علامت نامردي و ضعف نفس شمرده مي شد.اجراي انتقام ، شديد و غير انساني بود و هيچگونه حد و حصر و قاعده اي نداشت.بين مسوول و غير مسوول فرق گذاشته نمي شد و كساني كه به هيچ وجه وارد نزاع و مرافعه نبودند مثل پيرمردان و كودكان مجازات مي شدند!

حتي حيوانات و مردگان را نيز بي نصيب نمي گذاشتند و غالبا نعش مردگان را شلاق زده و مي سوزاندند.به تدريج بزرگتران و ريش سفيدان قوم بر اثر تحولات اجتماعي در صدد بر آمدند كه هر عمل بدي را بر حسب خصوصيات آن مجازات دهند و از حدود معيني تجاوز نكنند و بدين ترتيب قانون قصاص موسي فرزندان را به گناه پدران كيفر مي دادند.در سفر خروج باب 20 چنين نوشته شده است:

''فرزندان را عقوبت كنم به گناه پدران تا سه عقب و چهار ، از بهر دشمنان من ، و نعمت كنم بر هزار عقب از دوستان من.""

قانون قصاص در قوانين رومي ، يوناني ، عبري ، مصري ، اسلامي نيز وجود دارد.بطور كلي هرقدر جامعه تكامل يافته باشد از شدت انتقامجويي و خودخواهي جلوگيري مي شود و هر قدر جامعه عقب افتاده و بدوي است خصلت انتقامجويي شديدتر است.

با گذشت زمان ، در جوامع قديم هند و مصر به رئيس خانواده حق داده شد از اجراي انتقام خودداري كند.در نزد روميها و ژرمنها سنت نيكويي وجود داشت كه آن را ‹‹كمپوزيسيون›› مي گفتند و آن عادت اين بود كه مرتكب جرم را وادار مي كردند مبلغي نقدي يا جنسي به مجني عليه يا خانواده او بدهد ، و اين سنت عملا جلو بسياري از خونريزيها و شقاوتها را مي گرفت.››

 سازمان قضايي ايران بزرگ

در ايران عهد هخامنشي تمام قدرت و اختيارات و از جمله قوه قضايي زير نفوذ شاه بود و هيچ حق و منطقي در برابر او عرض وجود نمي كرد.با اين حال، شاه غالبا عمل قضاوت را به يكي از دانشمندان سالخورده واگذار مي كرد.پس از آن ، محكمه عالي بود كه از هفت قاضي تشكيل مي شد و پايين تر از محاكمه هاي محلي بود كه در سراسر كشور وجود داشت.قوانين را كاهنان وضع مي كردند و تا مدت زيادي كار رسيدگي به دعاوي در اختيار ايشان بود ؛ ولي در زمانهاي متاخرتر مردان و زناني جز از طبقه كاهنان به اين گونه كاره رسيدگي مي كردند.در دعاوي جز از طبقه كاهنان به اين گونه كارها رسيدگي مي كردند.

در دعاوي ، جز آنها كه اهميت فراوان داشت ، غالبا ضمانت را مي پذيرفتند و در محاكمات از راه و رسم منظم خاصي پيروي مي كردند.محاكم همانطور كه براي كيفر و جرايم نقدي حكم خاصي پيروي مي كردند.و در هنگام رسيدگي به گناه متهم ، كارهاي نيك و خدمات اورا نيز به حساب مي آوردند.براي آنكه كار محاكمات قضائي به درازا نكشد براي هرنوع مرافعه مدت معيني مقرر بود كه بايد در ظرف آن مدت حكم صادر شود ؛ و نيز به طرفين دعوي پيشنهاد سازش از طريق داوري مي كردند تا نزاعي كه ميان ايشان است بوسيله داور ، و به طريق مسالمت آميز ، حل شود.چون رفته رفته سوابق قضائي زياد شد، و قوانين طول و تفصيل پيدا كرد گروه خاصي به نام سخنگويان قانون پيدا شدند كه مردم د كارهاي قضائي با آنها مشورت مي كردند و براي پيش بردن دعاوي خود از ايشان كمك مي گرفتند.

در محاكمات ، سوگند دادن ، و واگذاشتن متهم به حكم الهي نيز مرسوم بود ، و آن چنان بود كه متهم را به كار سختي چون انداختن خويش در رودخانه يا نظير آن وا مي داشتند تا در صورتي كه بي گناه باشد از خطر برهد و گرنه جان خود را از دست بدهد....رشوه دادن و گرفتن را از جنايتهاي بزرگ مي شمردند و مجازات دهنده و گيرنده رشوه ، هردو ، اعدان بود.كمبوجيه فرمان داد تا پوست قاضي فاسدي را زنده زنده كندند و برجاي نشستن قاضي در محكمه گستردند.آنگاه فرزند همان قاضي را بر مسند قضا نشانيد تا پيوسته داستان پدر را به خاطر داشته باشد و از راه راست منحرف نشود.

 

کتیبه داریوش بزرگ هخامنشی در پارسه
 
 
نقشه شاهنشاهي جهاني هخامنشيان
 قوانين جزائي و انواع كيفر

دكتر گيرشمن مي نويسد :‹‹ دانشمنداني كه متون متعددي را كه از داريوش در بيستون و تخت جمشيد و شوش و نقش رستم باقي مانده ، مورد مداقه قرار داده اند ، وجود تشابهي بين فرمانهاي او و قوانين حمورابي تشخيص مي دهند.اين قوانين مبناي كار مشاورين داريوش بود.اين متون رسمي توسط الواح و پاپيروسها به كليه مراكز ايالات شاهنشاهي فرستاده مي شد.در روي كتيبه هايي كه در آرامگاه داريوش است اين جمله درخشان به چشم مي خورد :‹‹ من دوست دوستان خود بوده ام.›› و در حقيقت نيز چنين بود.داريوش مللي را كه سر به فرمان او مي نهادند مورد احترام قرار مي داد و آنها را در اقامه كليه رسوم و آداب و قوانين خود آزاد مي گذاشت. وي در كتيبه بزرگي پس از ذكر كليه ممالكي كه در زير فرمان او هستند چنين مي نويسد : ‹‹ آنچه بدي به كار رفته بود ، من به خوبي بدل كردم ، نواحيي كه بين آنها....و همديگر را مي كشتند ، آن نواحي ، به لطف اهورامزدا ، ديگر همديگر را نمي كشند و هر يك را من به جاي خود مستقر كردم و آنها تصميمات مرا اجرا كردند ، زيرا كه قوي ضعيف را نمي زند و غارت نمي كند.››

معلوم است كه داريوش اهميت بسيار به اجراي عدالت مي داد و قوانين او مدتي دراز پس از پايان شاهنشاهي كه وي ايجاد كرده بود ، برقرار ماند. هرودوت مي گويد : ‹‹ قضات شاهي كه از پارسيان انتخاب مي شوند وظيفه خودرا تا دم مرگ انجام مي دهند ، مگر آنكه بر اثر عدم عدالت از كار بركنار شوند.آنان در محكمه داوري مي كنند، قوانين ملي را تعبير و تفسير مي نمايند و در همه امور تصميم مي گيرند.››

اما ملل مغلوب ، مانند بابل ، قوانين خاص خود را به موازات قوانين داريوش حفظ كردند.داريوش در عين حال كه شدت عمل داشت طرفدار و جوياي حقيقت و عدالت بوده ›› در كورش نامه مي خوانيم كه كورش از قول استاد خود مي گويد :‹‹ عدالت آن است كه به مقتضاي قانون و حق باشد و هرچه از راه حق منحرف شود ستم و بي عدالتي است و قاضي عادل آن است كه فتوايش به اعتبار قانون و مطابق حق باشد.››

در جاي ديگر مادر كورش به او مي گويد : ‹‹ در نزد پارسيها مساوات در برابر قانون را عدالت مي نامند.رفتار پدر سرمشقي است از اين عدالت ؛ آنچه را مملكت خواهان است همان مي كند و هر چه نهي شده است از آن احتراز مي جويد.او در كارها از قانون پيروي مي كند نه از هوي نفس.››

‹‹بر دخمه داريوش بزرگ در صخره نقش رستم نوشته شده است كه :

‹‹آنچه حق است مورد پسند من است و آنچه ناحق از آن بيزارم.››او در كتيبه هاي عديده از اهورامزدا و بغان استمداد مي كند تا مملكت اورا از هجوم دشمن ، خشكسالي و از دروغ محفوظ دارد.››

به عقيده امستد : " داريوش مي خواست ، در دادگستري و تنظيم قوانين همپايه حمورابي باشد و وقتي عصر داريوش را با مجموعه عصر حمورابي مقايسه مي كنيم ، به اندازه اي آنها رادر به كار بردن واژه و جمله بندي همانند مي يابيم كه به ما ثابت مي شود كه ‹‹ كشوردار جوان از كشوردار كهنتر تقليد مي كرد.''››

امستد پس از مقايسه قوانين حمورابي با قوانين داريوش ، به اين نتيجه مي رسد كه : ‹‹ داريوش كبير و اندرزگران حقوقيش يك نسخه واقعي از مجموعه حمورابي در پيش خود داشتند.››

داريوش مجموعه قوانين خود را نه تنها بر سنگ بلكه بر لوحهاي پخته و بر چرمهاي آماده نوشت و دستور داد نام و مهر اورا در ذيل فرامين گذاشتند؛ آنگاه آن مجموعه را براي همه ملل تابعه و سرزمينهاي دور و نزديك فرستاد. داريوش تا پايان عمر به مجموعه قوانين خود مي باليد و شهرت او همچون يك قانونگذار خوب پس از مرگ باقي ماند.امستد مي نويسد : ‹‹ براي افلاطون ، داريوش دادگزاري بود كه دادهاي او شاهنشاهي پارسي را تا زمان اين فرزانه نگاه داشته بود، حتي تا 218 ق.م در دوره سلوكي ها ‹‹داد›› شاه هنوز همچو قانون فرمانروا ، نقل مي شد.››

به عقيده ريچاردن فراي :

در دادگستري دوران باستاني بسياري از اصول هند و اروپا هنگام رسيدگي به دعاوي رعايت مي شده است كه از آن جمله سوگند را بايد نام برد. داريوش شاه مي گويد : ‹‹كسي كه ديگري را متهم مي كند براي اثبات دعوي خود بايد سوگند بخورد.›› و ظاهرا در ايران مردم به اهورامزدا سوگند مي خورند.در منابع اكدي و و آرامي از دو داور يعني داور محلي و داور شاهي سخن رفته است.در منابع يوناني از سختي و قساوتي كه در اجراي قوانين به كار مي رفته گفتگو شده استو در منابع ايراني همواره راستگويي وپفرار از دروغ تاكيد شده است.كيفرها معمولا بسيار سخت بود از جمله كشتن ، مثله كردن و نفي بلد بسيار رايج بود و ظاهرا در دادگستري اصل مسووليت خويشان اعمال مي شد.

پلوتارك ضمن توصيف زندگي اردشير به قسمتي از فجايع ، قتلها و شكنجه هايي كه به دست اردشير و مادرش صورت گرفته است اشاره مي كند.

ويل دورانت فهرست كوچكي از جرايم و مجازاتهاي آن ايام به دست ما مي دهد :

"بزه هاي كوچك را با شلاق زدن از پنج تا دويست ضربه كيفر مي دادند ، هركس سگ چوپاني را مسموم مي كرد دويست ضربه شلاق مجازات داشت و هركس ديگري را به خطا مي كشت ، مجازاتش 90 ضربه تازيانه بود.براي تامين حقوق قضات غالبا به جاي شلاق زدن جريمه نقدي گرفته مي شد و هر ضربه شلاق رابا مبلغي معادل 6 روپيه مبادله مي كردند.گناههاي بزرگتر رابا داغ كردن و ناقص كردن عضو و دست وپا ، بريدن و چشم كندن و به زندان افكندن و كشتن مجازات مي كردند.

 قانون ، كشتن اشخاص را در برابر بزه كوچك حتي برشخص شاه ممنوع كرده بود ولي خيانت به وطن و هتك ناموس و كشتن و استمناء و لواط و سوزاندن يا دفن كردن مردگان ، و تجاوز به حرمت كاخ شاهي و نزديك شدن با كنيزان شاه ، يا نشستن بر تخت وي ، يا بي ادبي به خاندان سلطنتي ، كيفر مرگ داشت.

در اينگونه حالات ، گناهكا را مجبور مي كردند زهر بنوشد يا اورا به چهار ميخ مي كشيدند يا به دار مي آويختند ، سنگسارش مي كردند يا جز سر ، بدن اورا در خاك مي كردند ، يا سرش را ميان دو سنگ بزرگ مي كوفتند . با قوانين و قشوني كه ياد كرديم شاه ايران در پايتختهاي خود كه در پاسارگاد ، پرسپوليس (تخت جمشيد ) ، اكباتانا و بيشتر اوقات در شوش بود ، استانهاي بيستگانه كشور را اداره مي كرد.

بعضي از اين مجازاتها ي وحشيانه در طول تاريخ بين تركان و ساير اقوامي كه به ايران رزاه يافتند ، معمول گرديد . به عنوان ميراثي براي بشريت برجاي ماند.

سر پرسي سايكس ، محقق و مورخ انگليسي ، از اين كه در قوانين ثابت ولايتغير ماد و پارس حتي براي جرمهاي كوچك ، مجازات اعدام منظور شده اظهار تعجب نمي كند و اين روش را محصول فقدان زندانهاي منظم و كمي رشد اجتماعي مردم آن ايام مي داند و مي گويد :

" در كشور خودمان (مقصود انگلستان است) بعد از جلوس ‹‹ملكه ويكتوريا›› نيز سرقت گوسفند مجازات قتل داشت.››

هرودوت خود مدعي است كه پارسها ‹‹ محكومين را زنده و در حالي كه سر آنها به پايين معلق بوده در قبر مدفون مي كرده اند.›› در اينكه بعضي از سلاطين هخامنشي از جمله كمبوجيه با نهايت استبداد و خودسري حكومت مي كرده اند، هيچ شك و ترديد نيست ؛ از جمله به قول هرودوت ، كمبوجيه ، فرزند دلبند ‹‹پرگز اسپ›› دوست مورد اعتماد خود را هدف گلوله قرار مي دهد و اين عمل سفيهانه را دليل اصابت نظر خود مي شمارد.

‹‹آنچه بين كمبوجيه و پرگز اسپ گذشته نظير واقعه اي است كه در گذشته بين آژيدهاك و سردار او هارپاك روي داد....همانطور كه آژيدهاك با قتل فرزند هارپارك و چشانيدن گوشت او به پدر انتقام نافرماني اورا گرفت در اينجا نيز كمبوجيه نافرماني احتمالي پرگزاسپ رابا قتل فرزند او انتقام مي كشد ؛ با اين تفاوت كه گوشت فرزند را به خورد پدر نمي دهد....››

به نظر داندامايف :

براي آگاهي نسبي از قوانين و نظامات عهد هخامنشي ، مطالعه نامه هايي خطاب به ساتراپها ، متضمن شكايات مردم ، فرامين حقوقي ، قوانين مربوط به آزادي برده ها ، اسناد اداري ، مكاتبات رسمي مامورين و مقامات عالي رتبه ايراني ، مكاتبات جنگجويان مهاجر ‹‹الفانتين›› به نام هاي هرموپول ، فيو ، لسوان با يكديگر و با حكام شهرستان يهودا ، صورت مجلس هاي مربوط به هبه و هدايا ، قبوض مربوط به ديوان ، قرار داد هاي مربوط به فروش اموال ، گزارش هاي كاركنان و مسئولين معابد ، عقدنامه ها ، دستورهاي مربوط به طرز اداره املاك و جمع آوري خراج و ماليات و طريقه معامله و سلوك با بردگان ، اطلاعات و اخبار مربوط به مجازات ها و فرار و مرگ بردگان ، فرامين پادشاهان و اوامر و دستورهاي ساتراپها و قبوض مربوط به پرداخت خراج و فهرست هاي مربوط به خدمات نظامي ، كتيبه هاي تاريخي و كتب مذهبي و ادبياتي كه جنبه روايت و داستان دارد ضروريست .

 
جستارهاي وابسته :
 آنچه ایران به جهان آموخت
فرهنگ غنی ایرانی چیست ؟
کورش بزرگ از دید بزرگان جهان
زندگي كوروش بزرگ هخامنشی
دایره المعارف مشاهیر ایران زمین
تمدن کهن ایران زمین از ديد بزرگان
هویت ملی ايرانيان به روایت تصاویر
جعل تاريخ ايران در هفته نامه اشپيگل
تاریخچه نام , فرهنگ و هنر کهن ایران
زندگي نامه داريوش بزرگ هخامنشی
تاريخ اجتماعي ايران باستان (حمورابي)
رفاه و تامین اجتماعی در عصر هخامنشیان
تاریخ گزنوفون-کوروپدیا-زندگی کوروش بزرگ-به زبان انگلیسیPDF
 اصلاحات داريوش بزرگ و نظام اجتماعي-اقتصادي حكومت هخامنشيان
 
گردآوری و پژوهش : آريادخت ايراني از پايگاه آريارمن , بن مايه كتاب تاريخ اجتماعي ايران تاليف مرتضي راوندي . برداشت اين جستار با ذكر نام و آدرس پايگاه آزاد است .

........................................................................................................................................

http://www.ariarman.org/Achaemenid-Justic.htm