مطالعه تطبيقي حقوق معنوي مولف

صمد حضرتي شاهين‌دژ،  

                                       
سرآغاز:

 

در عصر حاضر به سبب رشد روزافزون فن‌آوري، ارتباط هر چه بيشتر ملت‌ها و به هم نزديك‌تر شدن فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، مالكيت فكري از اهميت خاصي برخوردار شده است. حق مولف به ۲ نوع معنوي و مادي تقسيم ميشود. براساس حق معنوي، مولف داراي يك سلسله امتيازهاي غيرمالي و قانوني است كه ارتباط ويژه‌اي با شخصيت وي دارند. حق انتشار اثر، حق حرمت اثر، حق حرمت نام و عنوان مولف، حق عدول يا استرداد اثر و حق جايزه و پاداش، از جمله حقوق معنوي مربوط به مولف هستند كه وي مي‌تواند به طور مستقيم در زمان حيات از آنها برخوردار شود و بعد از فوت وي نيز اثر آن ادامه مي‌يابد. در قانون تمامي كشورهاي متمدن براي حمايت از اين حقوق، مقرراتي وضع شده است. از آنجا كه بسياري از آثار ادبي و علمي از مرزهاي كشور اصلي خارج و در كشورهاي ديگر مورد استفاده قرار مي‌گيرند، حمايت از اين حق جنبهِ بين‌المللي يافته و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي متعددي در اين باره منعقد شده است كه از مهم‌ترين آنها مي‌توان كنوانسيون‌هاي برن (۱۸۸۶)، ژنو (۱۹۵۲) و تجديدنظر شدهِ ۱۹۷۱ پاريس و سازمان جهاني مالكيت معنوي را نام برد. در حقوق ايران نيز قانون نسبتاً جامعي با عنوان <قانون حمايت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان> در سال ۱۳۴۸ به تصويب رسيده است. در اين نوشتار، حقوق معنوي مولف براساس مقررات و قوانين مزبور و همچنين به طور تطبيقي با حقوق فرانسه و اسلام، بررسي و تحليل مي‌شود.

 

تعريف حق معنوي مولف

 

قانون‌گذار ايران حق معنوي مولف را تعريف نكرده است؛ اما با توجه به مواد مختلف قانون مصوب ۱۳۴۸ و استفاده از حقوق تطبيقي مي‌توان آن را چنين تعريف كرد: <حقوق معنوي مزايايي است قانوني، غيرمادي و مربوط به شخصيت پديدآورنده يك اثر فكري كه به موجب آن، وي براي هميشه از يك دسته حقوق خاص برخوردار است.>

 

در حقوق فرانسه و كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حق مولف، تعريفي از حق معنوي مولف ارائـه نشـده است. بـرخي حقـوق‌دانان از ايـن تاسيس بـا عنـوان <حقوق اخلاقي)Droir Moral( > ياد كردهاند. براي نخستين بار در قرن هجدهم ميلادي، امانوئل كانت، دانشمند و فيلسوف آلماني، به حق اخلاقي مولف اشاره كرد. به دنبال آن، حقوق‌دانان اين نظريه را تاييد كردند. در سال ۱۹۲۸، كنفرانس بينالمللي رم براي نخستين بار حق اخلاقي مولف را به طور رسمي شناساند و به دولت‌هاي عضو <اتحاديهِ برن> توصيه كرد كه قوانين حق مولف را در اين زمينه كامل كنند.

 

پيشينهِ حق معنوي مولف در كنوانسيون‌هاي بين‌المللي

 

هنگامي كه كشورها براساس ويژگي‌هاي فرهنگي و اجتماعي‌شان براي حمايت از حق مادي و معنوي مولف به وضع قوانين بين‌المللي پرداختند، تا حدودي آثار نويسندگان و هنرمندان در كشور متبوع خود از حمايت‌هاي قانوني برخوردار شده بودند؛ اما هر چه زمان ميگذشت و روابط بينالمللي پيچيدگي و توسعهِ بيشتري مي‌يافت، كمبود مقررات بين‌المللي در حمايت از آثار مولفان، بيش از پيش احساس ميشد. از آثار فكري تا زماني حمايت به عمل مي‌آمد كه در قلمرو حمايتي كشور متبوع مالك اثر قرار داشت؛ اما همين كه اثر از قلمرو حمايتي خود خارج ميي‌شد، قانوني براي حمايت از آن وجود نداشت. ازاين‌رو بود كه احساس شد براي حمايت از حق مادي و معنوي مولف بايد كـنــوانـسـيــونـي‌هـاي بـيـن‌الـمـلـلـي مـنـعـقـد شـود. بـا انـعـقـاد كنوانسيون‌هاي بين‌المللي حق مولف از اواخر قرن نوزدهم ميلادي، نقطهِ عطفي در حمايت از اين حق به وجود آمد. از مـهــم‌تــريــن كـنــوانـسـيــون‌هـاي بـيـن‌الـمـلـلـي در ايـن بـاره، كنوانسيون‌هاي برن و ژنو هستند كه هر يك به نوبهِ خود توانستهاند در سطح جهاني، حق مادي و معنوي مولف را از تعرض سوءاستفاده‌كنندگان مصون بدارند. كنوانسيون برن در مادهِ ۶ خود به حمايت معنوي از آثار پديدآورندگان پرداخته، در مادهِ ۱۱ به بعد، به نحوهِ حمايت از حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان اشاره كرده و در مادهِ ۱۲، حق جرح و تعديل و ديگر تغييرات نويسندگي در اثر را براي مولف پيش‌بيني نموده است كه خود يكي از حقوق معنوي مولف مي‌باشد.

 

قلمرو حق معنوي مولف

 

براساس مباني فلسفي، حق معنوي مولف ارتباطي ميان شخصيت مولف با اثرش است. ارتباط جدانشدني آثار ادبي و هنري با شخصيت پديد‌آورندگان آنها موجب شده است حقوقي براي اين اشخاص در عرف، قانون و شرع شناخته شود. به لحاظ طبع و فلسفهِ پيدايش اين حقوق، آنها داراي احكام خاصي هستند كه متفاوت با احكام مربوط به حقوق مادي است.

 

حق معنوي ويژگي‌ها و خصوصياتي دارد كه ابتدا به ذكر اين ويژگي‌ها پرداخته و سپس، انواع حقوق معنوي مولف را بررسي خواهيم كرد.

 

حق معنوي غير قابل انتقال است

 

معناي اين عبارت آن است كه انتقال اين حق به موجب قرارداد جايز نيست؛ چنان‌كه ديگر حقوق شخصي نيز بدين‌گونه است. طبيعت و هدف اين حق اقتضا ميكند كه مانند ديگر حقوق مرتبط با شخصيت، غيرقابل نقل و انتقال و خارج از قلمرو داد و ستد باشد. پـرسـشـي كـه در ايـن زمـيـنه مطرح ميشود اين است كه آيا معناي غيرقابل انتقال بودن حق معنوي كه در ماده ۴ <قانون حمايت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان> آمده است، انتقال اين حق از طريق ارث و وصيت نيز مي‌باشد؟ در حقوق فرانسه مقرر شده است كه حقوق معنوي پديدآورنده پس از مرگ او به كسي كه به موجب وصيتش براي اعمال اين حقوق و در واقع براي حفظ حرمت پديد‌آورنده و اثر او تعيين شده است، منتقل ميگردد؛ اما چنانچه كسي به موجب وصيت تعيين نشده باشد، اين حقوق به ورثهِ پديدآورنده منتقل مي‌شود. در حقوق ايران نص صريحي در اين خصوص ديده نميشود. اگر ظاهر ماده ۴ اين قانون را ملاك قرار دهيم كه مقرر مي‌دارد: <حقوق معنوي پديدآورنده غيرقابل انتقال است>، بايد بگوييم كه اين حقوق، غيرقابل انتقال از طريق ارث و وصيت هستند؛ همانطور كه نميتوان به موجب قرارداد آنها را انتقال داد؛ اما اين تفسير از مادهِ ۴ درست نيست؛ زيرا حمايت از شخصيت پديدآورنده منحصر به زمان حيات وي نيست و حقوق معنوي او بعد از مرگ بايد توسط قائم مقام وي به اجرا درآيد. از سويي، ورود لطمه به شخصيت و حيثيت علمي، هنري و ادبي مولف بعد از فوت او، لطمه به شخصيت بازماندگانش محسوب مي‌شود و موجب تالم روحيشان ميگردد. ازاين‌رو آنان يا هر كسي كه پديدآورنده در زمان حيات خود براي اين كار تعيين كرده است، بعد از مرگ وي متولي اين كار خواهند بود. مادهِ ۴ حقوق معنوي را محدود به زمان ندانسته است. از اين‌رو اين حقوق نبايد با فوت پديد‌آورنده از ميان برود. حال بايد ديد اگر حقوق مذكور پس از مرگ پديدآورنده از بين رفتني نيست، چه كسي بايد متولي احقاق اين حقوق باشد؟ به‌علاوه، مادهِ ۴ براي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پس از سپري شدن مدت حمايت حق مادي پديدآورنده، عنوان شاكي خصوصي را قائل شده است تا در صورت تجاوز به حقوق معنوي پديد‌آورنده كه در مواد ۱۸، ۱۹، ۲۰ و۲۱ درج شده است به عنوان شاكي خصوصي اقامهِ دعوا نمايد. پس با اين وصف، تكليف حمايت معنوي از پديدآورنده بعد از سپري شدن مدت حمايت روشن است؛ اما مشخص نيست كه در فاصلهِ مرگ پديد‌آورنده تا سپري شدن مدت حمايت مادي كه وزارت ارشاد متولي حفظ حقوق معنوي پديد‌آورنده است، چه كسي و چگونه از حقوق معنوي او محافظت خواهد كرد. بنابراين با توجه به لزوم حمايت از پديدآورنده حتي پس از مرگ وي و تاكيد مادهِ ۴ بر تحديد نكردن حمايت به زمان و مكان، به نظر مي‌رسد اعمال حقوق معنوي بعد از فوت پديدآورنده با كساني است كه وارث حقوق مادي وي هستند. بعد از پايان مدت حمايت مادي، وزارت ارشاد قائممقام پديدآورنده درخصوص حقوق معنوي او خواهد بود؛ زيرا ورثه ادامه‌دهندهِ شخصيت و حافظ احترام پديد‌آورنده هستند. حقوق پديدآورنده كه به ايشان منتقل شده‌، رنگ ديگري مييابد و اختيارات مربوط به آنان از آنچه خود پديد‌آورنده داشته، محدودتر است.

 

اما برخي از حقوق‌دانان معتقدند كه مادهِ ۴ تنها ناظر به انتقال از طريق قرارداد ميان زندگان است و از اينرو حقوق معنوي پديدآورنده را قابل انتقال از طـريق ارث و وصيت مي‌دانند. درست است كه مولف حق دارد اثر را به خود منتسب كند و ديگران نيز بايد اين حق را محترم شمارند؛ اما اين سخن بدان معنا نيست كه پديدآورنده نتواند توافق كند نامش روي اثر ذكر نشود. ذكر نشدن نام با فقدان حق انتساب ملازمه‌اي ندارد و ناشران ميتوانند با رضايت پديدآورنده، اثر او را بدون ذكر نامش منتشر كنند. بنابراين هرگونه توافقي در اين خصوص منع قانوني ندارد. نظر قانون آن است كه صاحب اثر نتواند حقوق خود را به ديگري منتقل نمايد، به طوري كه منتقلاليه نام خود را به عنوان پديدآورندهِ اثر اعلام كند. براين‌اساس، هرگونه قراردادي در اين زمينه محكوم به بطلان است و در نتيجه، شايسته نيست از سوي قانون‌گذار تاييد و حمايت شود. موضع كنوانسيونهاي بينالمللي، از جمله كنوانسيون برن در زمينهِ قابليت انتقال حقوق معنوي مولف مبهم است. كنوانسيون برن به موجب بند يك مادهِ مكرر، مقرر ميدارد: <مستقل از حقوق مادي و حتي پس از انتقال حقوق مزبور، مولف حق ادعاي تاليف اثر را دارد و مي‌تواند به جهت تحريف، تبديل و هرگونه تغيير و عمل مو‌هن نسبت به اثر مزبور كه موجب ورود لطمه به احترام و شهرت او ميشود، اعتراض نمايد.> از اين بيان، انتقال حقوق معنوي مولف معلوم نمي‌شود.

 


--------------------------------------------------------------------------------
پي نوشت :
نويسنده : صمد حضرتي شاهين‌دژ، قاضي دادگستري شهرستان سلماس -نقل از نشريه ماوي