بزهکارانی که هدفشان ازبزه،خودکشی است!


حاج محمود عطار، پیمان - دررسانه های گروهی به کرات خوانده ایم که جوانانی رابه اتهام زورگیری، یایورش به شهروندان یامغازه هاو سرقت از آنها بابهره گیری ازسلاح سردیاگرم دستگیرکرده اند.پیمان حاج محمود عطار
 سابق براین پرونده این متهمین در دادسرای عمومی و تحت عناوین اخاذی و....مطرح و دردادگاه عمومی کیفری نیزمحاکمه می شدندو مجازات آنهاپس ازاثبات جرم، حبس و زندان و احیانا جریمه وردمال دزدیده شده تعیین می شد.

اخیرارویه ای دردادگستری ایران مطرح شده و اینگونه اتهامات را جنبه امنیتی داده و آن را محاربه و افسادفی الارض تلقی می نمایندوموضوع رادرصلاحیت دادسراهاودادگاههای انقلاب اسلامی.کیفراین بزه رانیز اعدام تعیین می کنند.


این رویه در پرونده زورگیری پاییز سال جاری که باشتاب زایدالوصفی موردرسیدگی و محاکمه و اجرای حکم قرارگرفت شدت بیشتری یافت و درروزنامه هاو رسانه های پس ازآن می خوانیم که مواردشبیه به آن زورگیری بیشترجنبه امنیتی به خودگرفته و اتهام مرتکبین، محاربه تلقی شده است.


این موضوع که آیا تشدید مجازات مرتکبین چنین جرائمی و تبدیل مجازات آنهاازحبس و زندان به اعدام ، موجب بازدارندگی یا کاهش آماراین جرائم می شودیاخیر، موضوع این نوشتارنیست . این مقاله برآن است که دراین باره به بررسی بپردازدکه اصولا یک رویه ای به غلط دربین جوانان و نوجوانان پیش گرفته شده است که برخی از جوانان هدفشان ازارتکاب جرم زورگیری و سرقت مسلحانه ،دردرجه نخست بهره مندی ازوجوه و اموال تصاحب شده و دردرجه دوم ودرصورت دستگیری ، اعدام و رهایی اززندگی است.


به عبارت ساده ترجوان بینوا و تهیدست و بیکاری که به هردری زده تا بتواندکارو پیشه ای بیابدو خودوخانواده دردمندش راازرنج فقرو نداری رهایی بخشد،هنگامی که می بیندهردری به روی اوبسته است و روزبه روز بر میزان نکبت و بدبختی اش افزوده می شودو دوران نوجوانی و جوانی اش به عذاب و رنج می گذردهیچ راهی درپیش روی خودنمی بیندجزآن که به این زندگی ننگین پایان دهد.اگر بخواهدصرفابااستعمال سم یا وسائل کشنده دیگرخودش رانجات دهدپس خانواده اش چه می شود؟پس به این اندیشه می افتدکه بایاری دیگردوستانش که شرایطی ماننداودارندبه یک اقدام سهمگین دست بزنندوآن سرقت مسلحانه از فروشگاه یامغازه طلافروشی یا افرادپولداراست.


این جوانان کج اندیش باخودمی اندیشنداگر دراین طرح پیروزشدیم و پس ازسرقت پول یاطلابه دام پلیس و دستگاه قضایی نیفتادیم که برنده ایم و سالیان سال، خودمان وخانواده های دردکشیده یمان راازاین فلاکت نجات داده ایم و اگرهم به دام پلیس و دادسراافتادیم که می دانیم کیفراین اقدام شنیع ،مرگ است و این روش ،روش خوبی برای رهایی از این زندگی رقت باز و رنج آوربرایمان خواهدبودودرآن زمان است که دیگرشرمنده خانواده مان برای تامین مایحتاج اولیه شان نیز نیستیم.


اینجاست که ما بعنوان فرهیختگان جامعه ،نتیجه می گیریم نه تنها مجازات اعدام برای این گونه جوانان بزهکارموجب بازدارندگی افرادمستعدی مانندآنان نخواهدبودبلکه  مشوقی برای ارتکاب جرم ازسوی جوانان دیگری می شودکه زندگی برایشان یک زندان بااعمال شاقه شده و دوست دارنددرنخستین فرصت ممکن و بصورت سربلند(به زعم خویش)ازاین زندگی نکبت بار رهایی یابندوچه بسیارپسندیده خواهدبودبرای این افراد کج اندیش ، برگزیدن راه پیکارباجامعه ازطریق نقض مقررات و قوانین آن به جهت امیدواری به پاسخ دهی حاکمیت به حذف فیزیکی آنان دربرابراین پیکار.


پس بیاییم بجای حذف جوانان این مرزوبوم ،دراندیشه علل و عوامل سوق یافتن آنان به ارتکاب این گونه جرائم وبرطرف نمودن این عوامل بربیاییم و به این اصل معتقدباشیم که این جوانان نیز فرزندان ماهستندو ازهنگامی که از مادر زاده شدندسارق مسلح و زورگیر نبودندو این مابودیم که آنان رابه تباهی کشاندیم.


پیمان حاج محمودعطار – وکیل دادگستری