داستان رمالی از زبان منشی رمال ؟!
نقشه اي براي رمالي!
قبولي من در دانشگاه باعث خوشحالي خانواده ام شد و آن ها مي گفتند تو ما را بين اقوام و خويشان سربلند کرده اي! پدرم در اولين روز شروع کلاس هايم مرا با موتورسيکلت اش تا جلوي دانشگاه رساند و لحظه خداحافظي به چشمانم نگاه کرد و گفت: دخترم! درست است که من کارگري ساده هستم و وضعيت مالي خوبي ندارم اما مطمئن باش که اگر لازم باشد کفش هايم را مي فروشم و هزينه دانشگاه تو را فراهم مي کنم. من ۳ ترم تحصيلي را با موفقيت و بدون هيچ مشکلي پشت سر گذاشتم. اما يک روز پسر همسايه مان سر راهم سبز شد و مرا با خودرو مدل پايين خود تا نزديک دانشگاه رساند .
او در بين راه سر صحبت را باز کرد و با انتقاد از وضعيت مالي خانواده هاي مان گفت: خودت مي داني که تو را اندازه خواهرم دوست دارم. اگر مايل باشي نقشه اي دارم که در صورت اجراي آن با همکاري هم مي توانيم پول خوبي به جيب بزنيم چون من پيش از اين در زمان سربازي اين نقشه را اجرا کرده ام و به راحتي هزينه هاي دوران خدمت را از کنار آن درآورده ام.
«راحله» در دايره اجتماعي کلانتري جهاد مشهد افزود: با توجه به اين که پسر همسايه را از سال ها قبل مي شناختم و به او اعتماد داشتم پرسيدم: ممکن است بگويي چه نقشه اي داري؟ «محمود» در کمتر از چند دقيقه برايم توضيح داد که چگونه مي توانم نقش بازي کنم تا سر ديگران کلاه بگذارم.من ابتدا مي ترسيدم اما با اين تصور که نبايد هزينه هاي دانشگاه، بار سنگيني بر دوش پدرم باشد تصميم گرفتم با پسر همسايه همکاري کنم. براي همين نيز جلوي دوستان و هم کلاسي هايم در مورد جواني که نظر کرده است و غيب گويي هايش ردخور ندارد تبليغات راه انداختم. اولين طعمه ما يکي از هم کلاسي هايم بود که با وجود وضعيت مالي بسيار خوب خانواده اش، مشکلات زيادي در زندگي داشت؛ اما قبل از آن که او با محمود روبه رو شود من مسائل و مشکلات زندگي و اطلاعات لازم دوستم را در اختيار پسر همسايه قرار دادم.
به اين ترتيب بود که ما توانستيم با فريب چند نفر، نام پسر همسايه را پرآوازه کنيم تا جايي که خيلي از هم کلاسي ها و حتي خانواده هاي آن ها به بهانه ها و دلايل مختلف مشتاق شدند محمود را ببينند و من که در واقع منشي او بودم اطلاعات لازم را به روش هاي مختلف کسب و در اختيارش مي گذاشتم.مدتي گذشت و ما با اغفال ديگران، پول خوبي به دست آورديم اما بالاخره يکي از هم کلاسي هايم دستم را خواند و لحظه اي که با استفاده از تلفن همراه، اطلاعات فردي اش را به محمود مي دادم متوجه موضوع شد و سر و صدا راه انداخت.او از دست ما شاکي شده است و من از کرده خودم پشيمان هستم.
خراسان مورخ دوشنبه 1388/12/17
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









