دانستنی های حقوقی


تحصیلات لازم برای قضاوت

 
 اصل 156 قانون اساسي مي‌گويد كه قوه قضاییه قوه‏ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتماعی و مسئول تحقق بخشی به عدالت و عهده‏دار وظایف زیر است‏: ۱ - رسیدگی و صدور حکم در مورد تظلمات، تعدیات، شکایات، حل‌و‌فصل دعاوی و رفع خصومات و اخذ تصمیم و اقدام لازم در آن قسمت از امور حسبیه، که قانون معین می‌کند؛ ۲ - احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع؛ ۳ - نظارت بر حسن اجرای قوانین؛ ۴ - کشف جرم و تعقیب مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات مدون جزایی اسلام؛ ۵ - اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین.
 
ناگفته پيداست كه قوه قضاييه براي وصول به اهداف مطرح‌شده در اين اصل و انجام كامل و صحيح تمام وظايفي كه قانون اساسي برعهده‌اش گذاشته با معضلات فراواني دست به گريبان است. در اين ميان قضات، بازوي توانمند دستگاه قضا براي وصول به عدالت و كارآمدي قضايي هستند.
اصل 163 قانون اساسي مي‌گويد كه صفات و شرایط قاضی طبق موازین فقهی به‌وسیله قانون معین می‌شود. قوانين براي قضات شرايط مختلفي را در نظر گرفته‌اند. به نظر مي‌رسد شرط مدرك تحصيلي كارشناسي يا همان ليسانس قضايي يا الهيات براي تصدي اين منصب با وجود بالارفتن سطح سواد عمومي جامعه و اهميت و جايگاه خطير شغل قضاوت احتياج به بازنگري داشته باشد.

قضاوت از آن مشاغلي است كه امكان ندارد همه مراجعان را از خود راضي نگه دارد. در بسیاری از مواقع يك طرف هر پرونده از نتيجه كار قاضي راضي نخواهد بود. خيلي طبيعي است كه وقتي پاي صلح و سازش بلغزد و نتواند دعوايي را مرتفع كند و كار به دستگاه قضاوت بكشد، يك طرف قضيه برد و طرف ديگر باخت است، در اين ميان بازنده از اين ماجرا ناراضي خواهد بود.قضا تركيبي است از اعمال ولايت شرعي در طريق حكم بين مردم براي رفع خصومات. هدف اصلي از قضاوت اسلامي، گسترش عدل، احقاق حق و رفع تجاوز است و به تعبير روايات احيا و تزكيه ارض است.

 بالارفتن سرعت رسيدگي به پرونده‌ها


همواره يكي از دلايل اطاله دادرسي در نظام قضايي كشورمان موضوع قوي و متقن نبودن برخي از آراي صادره از دادگاه‌های بدوی بوده است؛ آرايي كه از استحكام بالايي برخوردار نباشند معمولا در مرحله اول براي آنها تقاضاي تجديد‌نظر می‌شود و به احتمال فراوان نقض خواهد شد و مراحل دادرسي را بسيار طولاني و دسترسي محق به حقش را با اشكالات فراواني روبه‌رو مي‌كند. قضاوت هم شغلي تخصصي است و قاضی همانند جراح بايد متخصص و حتي فوق تخصص باشد. اگر قاضی افزون از  برآگاهي‌هاي حقوقي، مسلط به آنها نباشد نمي‌‌تواند با سرعت موضوع پرونده را با موازين قانوني تطبيق داده و حكم صحيحي صادر كند.

 نگاهي به شرايط تحصيلي قضات در نظام قضايي كشور


سال 1343 قانوني در كشورمان به تصويب رسيده كه شرايط قضات را بيان كرده است. دومين صلاحيتي كه براي قضات در اين قانون لحاظ شده است عبارت است از شرط تحصيلات. بند دوم اين قانون داشتن دانش‌نامه ليسانس در رشته قضايي از دانشكده‌هاي حقوق داخله و يا ليسانس حقوق از دانشكده‌هاي حقوق خارجه و يا درجات بالاتر از‌آنها را براي قضات لازم دانسته است.


هما نطور كه مشاهده مي‌شود در سال 1342 هجري شمسي قضات كشورمان بايد حداقل كارشناس رشته حقوق مي‌بودند اما امروزه و پس از گذشت حدود 50 سال از آن روزگار و تغييرات فراواني كه در سطح سواد عمومي و ازدياد فراوان دانشكده‌هاي حقوق و از تمام اينها مهم‌تر پيچيده شدن پرونده‌ها و گسترش روزافزون قوانين و مقررات كه احتياج به علمي تخصصي را قطعي مي‌كند، هنوز قانوني در كشورمان ملاك جذب قضات است كه براي دانشگاهيان ليسانس حقوق را كافي دانسته است.


اين قانون كه قانون شرايط انتخاب قضات دادگستري ناميده شده است و در سال 1361 به تصويب مجلس شوراي اسلامي رسيده در بند پنجم خود كه به شرط تحصيلات اشاره داشته، سطح تحصيلات دانشگاهيان را براي اشتغال به شغل وكالت نسبت به قانون گذشته هيچ ارتقايي نداده و كماكان بر نظر قانونگذار سال 1342 ثابت مانده است. اين بند در تبيين شرايط تحصيلات قضات مي‌گويد: دارا بودن اجتهاد به تشخيص شوراي عالي قضايي يا اجازه قضا از جانب شوراي عالي قضايي به كساني كه داراي ليسانس قضايي يا ليسانس‌الهيات رشته منقول يا ليسانس دانشكده علوم قضايي و اداري وابسته به دادگستري يا مدرك قضايي از مدرسه عالي قضايي قم هستند يا طلابي كه سطح‌ را تمام كرده و دو سال خارج فقه و قضا را با امتحان و تصديق جامعه مدرسين ديده باشند مادامي كه به اندازه كافي مجتهد جامع‌الشرايط در اختيار‌ شوراي عالي نباشد.

منبع :

روزنامه حمایت