داستان گداي ميليونر
پدر و مادرم را در کودکي از دست دادم و در خانه عمويم بزرگ شدم تا اين که در سن ۱۸ سالگي با پسر يکي از اقوام ازدواج کردم و سر و سامان گرفتم. اما ۳۰ ساله بودم که مرگ ناگهاني شوهرم در اثر حادثه اي دلخراش زندگي ام را به هم ريخت و با وجود داشتن ۲ فرزند قد و نيم قد، مانده بودم چه کار کنم و چگونه از عهده خرج و مخارج زندگي برآيم.زن ۴۱ ساله در دايره اجتماعي کلانتري امام رضا(ع) مشهد افزود: من پسرم را به پدرشوهرم تحويل دادم و همراه دختر ۲ ساله ام از شهرستان به مشهد آمدم و در خانه يکي از اقوام رفتم تا بلکه بتوانم براي خودم کاري پيدا کنم و زندگي جديدي تشکيل دهم.
در حالي که در خيابان هاي شلوغ اين شهر بزرگ دنبال کار مي گشتم با جوان ۲۰ ساله اي که تبعه خارجي است آشنا شدم. او با ابراز عشق و علاقه و وعده هاي زياد فريبم داد و با اين که از او ۱۰ سال بزرگتر بودم با هم به طور موقت ازدواج کرديم. اما او هيچ وقت مدارک لازم را براي ثبت رسمي اين ازدواج ارائه نداد و مدام امروز و فردا مي کرد.همسر غيرقانوني ام من و دخترم را به خانه اش برد اما نمي دانستم چه نقشه شومي در سر دارد و در واقع به زنداني پا مي گذاشتم که راه گريزي از آن نداشتم. چون او پس از گذشت مدت کوتاهي با اصرار و حتي تهديد و توسل به زور مجبورم کرد تا با در آغوش گرفتن دخترم و آه و ناله، سر راه مردم قرار بگيرم و گدايي کنم. روزهاي اول اين کار برايم خيلي سخت و شرم آور بود اما کم کم عادت کردم. ما با سوءاستفاده از احساسات پاک مردم و درآمد حاصل از اين کار خطا، زندگي مرفهي براي خودمان درست کرديم.
شوهرم نيز که آدم خلافکاري است گاهي با دست زدن به کارهاي مجرمانه کسب درآمد مي کند. ۱۰ سال گذشت و هم چنان همسرم هيچ اقدامي براي به ثبت رساندن ازدواج مان نکرد و هر وقت مي خواستم حرفي بزنم مرا تهديد به مرگ مي کرد. چند بار مي خواستم از خانه اش فرار کنم اما مي دانستم با دوستان خلافکاري که دارد من و دخترم را پيدا مي کند و بلايي به سرمان خواهد آورد.
متاسفانه با اين که هيچ کم و کسري نداريم و با وجود خريد خانه، خودرو و حتي پس انداز ۱۵ ميليون توماني و ارثيه ۵۰ ميليوني از سوي خانواده همسر سابقم، شوهرم هم چنان مرا وادار به گدايي مي کند. ترس از اين مرد بي رحم باعث شد تا با اين وضعيت نابسامان کنار بيايم ولي چيزي که خيلي عذابم مي دهد اين است که از چند روز قبل متوجه شدم پسرخاله اين شوهر غيرقانوني، دختر ۱۲ ساله ام را با اطلاع ناپدري اش مورد آزار و اذيت و سوءاستفاده قرار داده است. با وجود اين مشکل ديگر نتوانستم طاقت بياورم و آمده ام تا از او و شوهرم شکايت کنم.نمي دانم چرا به اين روز دچار شدم و دختر نازنينم چه گناهي کرده است که بايد در آتش خطاي مادرش بسوزد!
کاش روزي که در خيابان دل بسته و شيفته اين جوان هوسران شدم مي فهميدم چه اشتباه بزرگي کرده ام! زن ۴۱ ساله با چشماني گريان گفت: متاسفانه ما آدم ها وقتي با مشکلي روبه رو مي شويم عجله مي کنيم و با تصميمي اشتباه مشکل بزرگتري براي خودمان ايجاد مي کنيم که براي هميشه گرفتار مي شويم.
خراسان مورخ یکشنبه 1388/12/23
تبادل نظر و افزایش سطح علمی و آشنایی بیشتر با قوانین و مقررات.منبع مقالات حقوقی برای کار تحقیقی 1 و 2 حقوق,پايان نامه كارشناسي ارشد حقوق و پاسخ به سوالات کاربران,نقد و بررسی قوانین و دکترین حقوقی و همچنین انعکاس آخرین اخبار حقوقی,معرفی کتب حقوقی, وبلاگ ها و سایت های حقوقی,نمونه سوالات حقوقی(دانشگاه،كارشناسي ارشد،حقوق،وکالت)و آموزشهاي حقوقي,جزوات حقوقی و منابع آزمون وکالت،کانون وکلا دادگستری،شیوه های قبولی در آزمون وکالت،بخشی از اهداف این پایگاه می باشد.









