انحلال شركت ها در حقوق تجارت 


همان گونه که ایجاد و تاسیس شرکت های تجاری در حقوق تجارت نیازمند ارکان و اصول قانونی می باشد انحلال آنها نیز نیازمند دلیل یا دلایلی می باشد که با توجه به نوع شرکت موارد آنها متفاوت خواهد بود .بحث انحلال شرکت ها موضوعی است مهم که واجد آثار حقوقی و قانونی است .بدین جهت در این مقاله سعی شده است تا مواردی به طور مختصر از انحلال شرکت ها عرضه  گردد .

 

انحلال شركت سهامي

 

كلمات كليدي  :  انحلال، شركت، شريك، سهامي، تصفيه، دارايي

شرکت سهامی مطابق ماده 1 لایحه اصلاحی قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، شرکتی است که سرمایه آن به سهام[1] تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام، محدود به مبلغ اسمی سهام آن‌‌‌ها است.
اصطلاح انحلال شرکت، به زمانی اشاره دارد که شرکت تصمیم می‌‌‌گیرد که فعالیت خود را به انجام عملیات تصفیه، یعنی اجرای تعهدات ناتمام و پرداخت بدهی‌‌‌ها و در نهایت تقسیم اموال باقی مانده شرکت بین شرکا، محدود نماید.[2]
 
علل انحلال شرکت سهامی

بخش نهم لایحه فوق الذکر، موارد انحلال و تصفیه شرکت سهامی را ضمن مواد 199 و 201 ذکر کرده است. با توجه به این دو ماده معلوم می‌‌‌شود که انحلال این شرکت یا به صورت قهری (اجباری) است یا به تشخیص مجمع عمومی و بر مبنای تصمیم همین مجمع و یا بر مبنای حکم دادگاه صورت می‌‌‌گیرد:[3] 
                                                                       
أ‌)      انحلال قهری؛
هرگاه شرکت سهامی ورشکسته شود و حکم ورشکستگی‌اش صادر گردد، منحل می‌‌‌شود. (بند 3 ماده 199 لایحه قانونی 1347) این مورد تنها موردی است که در آن برای انحلال شرکت، حکم دادگاه ضرورت ندارد و همین که حکم ورشکستگی شرکت صادر شود، منحل شده و باید طبق مقررات راجع به ورشکستگی، تصفیه شود. (ماده 200 لایحه قانونی)
 
ب‌) انحلال به تصمیم مجمع عمومی؛

مجمع عمومی فوق العاده یکی از ارکان شرکت سهامی است و صلاحیتش در مورد تغییر مواد اساسنامه، تغییر در سرمایه شرکت و انحلال شرکت قبل از موعد می‌‌‌باشد. برابر بند 4 لایحه قانونی1347 هر زمان که مجمع عمومی فوق العاده اراده کند می‌‌‌تواند به تشخیص خود و به هر علت قبل از موعد، شرکت را منحل کند. این تصمیم مجمع عمومی نیاز به توجیح ندارد، البته این تصمیم زمانی اعتبار دارد که در جلسه رسمی و با اکثریت دو سوم آرا حاضر در جلسه اتخاذ شود.[4] (ماده85 لایحه قانونی1347)

 

علاوه بر مورد فوق که مجمع عمومی فوق العاده به صورت اختیاری شرکت را منحل می‌‌‌کند، در یک مورد نیز الزاماً باید شرکت را منحل کند. ماده 141 لایحه این مورد را پیش بینی کرده که به طور خلاصه به آن اشاره می‌‌‌شود: اگر بر اثر زیان‌های وارده حداقل نصف سرمایه از بین برود، مجمع عمومی فوق العاده باید تشکیل شود و به کاهش سرمایه شرکت یا انحلال آن رای دهد. در صورتی که هیات مدیره شرکت سهامی، مجمع عمومی فوق العاده را برای تشکیل جلسه فوق دعوت نکند یا مجمع مذکور نتواند طبق قانون منعقد شود.[5] هر شخصی که نفعی در این مورد دارد می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد.
 
ج) انحلال به حکم دادگاه؛

موارد انحلال شرکت سهامی به حکم دادگاه بدین شرح است:
 
1-  وقتی شرکت موضوعی را که برای آن تشکیل شده است انجام داده یا انجام آن غیر ممکن شده باشد، باید منحل شود. (بند یک ماده199 لایحه) انحلال شرکت سهامی در این مورد باید بوسیله مجمع عمومی فوق العاده اعلام شود هرگاه مجمع عمومی این کار را انجام ندهد هر ذی نفع می‌‌‌تواند انحلال را از دادگاه بخواهد. (بند4 ماده201 لایحه)
 
2-  در صورتی که شرکت سهامی برای مدت معین تشکیل شده باشد و این مدت تمام شود، منحل می‌‌‌شود مگر مجمع عمومی فوق العاده، مدت شرکت راقبل از اتمام تمدید کرده باشد. (بند2 ماده199 لایحه) البته باید گفت که انحلال شرکت به سبب انقضای مدت به ندرت پیش می‌‌‌آید به این دلیل که در اساسنامه‌‌‌ها مدت شرکت به صورت نامحدود قید می‌‌‌شود و این قید نیز در حقوق ما بدون اشکال است.[6] (مفهوم ماده174لایحه)
 
3-  هر گاه انحلال به دلایل موجه لازم باشد شرکت منحل خواهد شد، دلایل موجه انحلال شرکت در لایحه صریحاً مشخص شده است:
اول) در صورت وجود شرایط ماده 141 لایحه که قبلاً شرح داده شده است[7]
دوم) مطابق ماده 201 لایحه در سه مورد شخص ذینفع می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد:
1- در صورتی که تا یک سال پس از ثبت شرکت هیچ اقدامی برای انجام موضوع شرکت صورت نگرفته باشد و یا به مدت بیش از یک سال فعالیت های شرکت متوقف باشد.
 
2- در صورتی که مجمع عمومی سالانه برای رسیدگی به حساب های هر سال مالی تا ده ماه از تاریخی که اساسنامه معین کرده تشکیل نشده باشد.
 
3- در صورتی که سمَت تمام یا برخی اعضای هیئت مدیره و هم چنین سمَت مدیر عامل شرکت برای مدتی بیش از شش ماه بدون متصدی مانده باشد.(بند های 1،2،3 ماده 201 لایحه)
البته باید دانست که دادگاهی که تقاضای انحلال در آن مطرح است بلافاصله به مراجعی که طبق اساسنامه و لایحه قانونی 1347 صلاحیت اقدام دارند (رئیس و اعضای هیئت مدیره) مهلت مناسبی که از شش ماه تجاوز نکند داده می‌‌‌شود تا در رفع موجبات انحلال اقدام نمایند، در غیر این صورت دادگاه پس از پایان مهلت، حکم به انحلال شرکت خواهد داد.(ماده 202 لایحه)
 
سوم) برابر ماده 5 لایحه قانونی 1347 در صورتی که سرمایه شرکت سهامی از حداقل میزان قانونی کمتر شود[8] و شرکت به نوع دیگری از انواع شرکت های مذکور در قانون تجارت تغییر شکل پیدا نکند یا ظرف مدت یک سال نسبت به افزایش سرمایه تا میزان حداقل مقرر درقانون اقدامی به عمل نیاید، هر ذینفع می‌‌‌تواند انحلال شرکت را از دادگاه بخواهد. البته مطابق قسمت آخر این ماده در صورتی که قبل از صدور رای قطعی[9] سرمایه شرکت به حدنصاب قانونی برسد دادگاه حکم به انحلال نخواهد داد.
با ملاحظه موارد انحلال شرکت سهامی مشخص می‌‌‌شود که در هیچ موردی انحلال شرکت مربوط به شخص شرکا نمی‌‌‌باشد. زیرا در این شرکت شخصیت شرکا دخالت ندارد.[10]
 
نتایج انحلال شرکت سهامی

نتیجه انحلال شرکت سهامی تصفیه و تقسیم اموال آن است. البته طبق ماده 274 لایحه زمانی که شرکت به حکم دادگاه باطل می‌‌‌شود نیز تصفیه و تقسیم اموال شرکت صورت می‌‌‌گیرد.
 
تصفیه               

تصفیه عبارت است از، خاتمه دادن به کارهای جاری شرکت، اجرای تعهدات شرکت، وصول مطالبات شرکت، انجام معاملات جدید در صورتی که برای اجرای تعهدات شرکت لازم باشد.[11]
در لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مصوب 1347، فقط تصفیه قانونی[12] پذیرفته شده است و قانونگذار تصفیه قراردادی را نپذیرفته است. به نظر می‌‌‌رسد قانونگذار نخواسته است تضاد میان مقررات اساسنامه و برخی مواد امره(الزام آور) قانون اشکال عملی ایجاد کند.[13] به همین دلیل در ماده 203 لایحه فقط تصفیه قانونی را لازم الاجرا دانسته: «تصفیه امور شرکت سهامی با رعایت مقررات این قانون انجام می‌‌‌گیرد...‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. »
 
 وضعیت حقوقی حین تصفیه (پس از انحلال)

شرکت سهامی در طول تصفیه شخصیت حقوقی خود را حفظ می‌‌‌کند. البته باید توجه داشت که طبق ماده 208 لایحه بقای شخصیت حقوقی شرکت در راستای انجام اموری است که برای تصفیه شرکت لازم است.
بنابراین ضرورت باقی ماندن شخصیت پس از انحلال با تردیدی روبرو نیست، چرا که انجام اموری مانند پرداخت بدهی ها، اجرای تعهدات باقی مانده و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. .. نیاز به ادامه شخصیت حقوقی شرکت دارد.[14]
نتایج بقای شخصیت حقوقی شرکت سهامی مختصراً توضیح داده می‌‌‌شود:
 
1-    نام شرکت؛

طبق ماده 206 لایحه، نام شرکت در طول تصفیه حفظ می‌‌‌گردد ولی پس از نام آن باید همه جا عبارت «در حال تصفیه» ذکر شود.
 
2-    نشانی شرکت؛
شرکت در طول تصفیه نشانی اقامتگاه خود را حفظ خواهد کرد.(ماده 207 لایحه)
 
3-    اهلیت[15] شرکت؛
شرکت فقط برای انجام یافتن امور تصفیه موجود است، بنابراین انجام معاملات جدید ممنوع است، مگر برای اجرای تعهدات شرکت.(ماده 208 لایحه)
 
4-    دارایی شرکت؛
شرکت در زمان تصفیه دارایی خود را حفظ می‌‌‌کند. انحلال موجب نمی‌‌‌شود دارایی شرکت بین شرکا تقسیم گردد. این قاعده کاملاً منطقی است، چرا که دارایی شرکت تضمین طلب طلبکاران آن است و طلبکاران شخصی شرکا حقی نسبت به این دارایی ندارند.[16]
 
5-    ورشکستگی شرکت؛
هرگاه در حین تصفیه معلوم بشود که شرکت ورشکسته است می‌‌‌توان حکم ورشکستگی آن را از دادگاه تقاضا کرد.(ماده 203لایحه)
 
 تقسیم دارایی
تقسیم دارایی شرکت میان شرکا ممکن است در حین تصفیه شروع شده باشد. طبق ماده 223 لایحه آن قسمت از دارایی نقدی شرکت که در مدت تصفیه مورد احتیاج نیست بین شرکا به نسبت سهام تقسیم می‌‌‌شود.
باید گفت در اصل، تقسیم دارایی پس از ختم تصفیه و انجام تعهدات و پرداخت تمام بدهی‌های شرکت انجام می‌‌‌گیرد[17] چون میزان سهم هریک از شرکا در آن زمان به صورت قطعی مشخص می‌‌‌شود.
در صورتی که پس از پایان تصفیه، دارایی باقی مانده شرکت بیش از سهم هریک از شرکا باشد، مقدار مازاد بر سهم شرکا، طبق اساسنامه و در جایی که اساسنامه چیزی راجع به این مطلب نیاورده به نسبت میزان سهام‌شان بین آن‌‌‌ها تقسیم می‌‌‌شود.(ماده 224 لایحه)
ماده 225 لایحه نیز ترتیباتی را درمورد تقسیم دارایی پیش بینی کرده و تخلف از آن به استناد ماده 226 لایحه موجب مسئولیت مدیران تصفیه در مقابل طلبکارانی خواهد بود که طلبشان را دریافت نکرده اند.
در ماده 225 آمده است:«تقسیم دارایی شرکت بین صاحبان سهام(شرکا) خواه در مدت تصفیه و خواه پس از آن ممکن نیست مگر آنکه شروع تصفیه قبلاً سه مرتبه و هر مرتبه به فاصله یک ماه در روزنامه رسمی و روزنامه کثیرالانتشاری که آگهی‌های مربوط به شرکت در آن درج می‌‌‌گردد، آگهی شده و لااقل شش ماه از تاریخ انتشار اولین  آگهی گذشته باشد.             



  انحلال شركت تضامني

 

كلمات كليدي  :  انحلال، شركت، شريك، تضامني، تصفيه، دارايي

انحلال هر شرکت به معنای پایان عمر آن است. در واقع هر شرکت تجاری در یک برهه از زمان ایجاد و زمانی نیز از بین می‌‌‌رود. یکی از مهم‌ترین شرکت‌های تجاری، شرکت تضامنی می‌‌‌باشد.
شرکت تضامنی شرکتی است که؛ تحت اسم مخصوصی برای انجام امور تجارتی بین دو یا چند نفر با مسئولیت تضامنی[1] تشکیل می‌‌‌شود. (ماده 116 قانون تجارت)
ماده‌ی 136 قانون تجارت، موارد انحلال شرکت تضامنی را بیان نموده است. این موارد و آثار آن به طور مختصر توضیح داده می‌‌‌شود.
 
موارد عام انحلال شرکت تضامنی
شرکت تضامنی تحت شرایط عام حقوق شرکت‌ها[2] منحل می‌‌‌شود.[3] این شرایط عبارتند از:
 
1-منتفی شدن تعدد شرکا؛
به این معنی که هر شرکت برای ایجاد و ادامه حیات، نیاز به دو یا چند شریک دارد. در صورتی که به هر دلیلی این تعدد شرکا از بین برود دیگر شراکتی وجود نخواهد داشت، پس شرکت نیز از بین می‌‌‌رود.
 
2-انقضای مدت شرکت؛
در صورتی که شرکت تضامنی برای مدت محدودی ایجاد شده باشد، پس از پایان این مدت شرکت خود به خود از بین می‌‌‌رود. (بند الف ماده 136)
 
3-انتفای موضوع شرکت؛
زمانی که انجام موضوع فعالیت شرکت به دلایلی از قبیل انجام شدن یا ممنوع شدن آن غیر ممکن شود، منجر به انحلال شرکت خواهد شد. (بند الف ماده 136)
 
4-ورشکستگی شرکت؛
به محض اینکه حکم ورشکستگی شرکت صادر شود، شرکت منحل خواهد شد. (بند الف ماده 136)
ورشکستگی زمانی مصداق دارد که، شرکت از عهده پرداخت بدهی‌هایش برنیاید.[4] (ماده 412 ق.ت)
 
5-بطلان قرارداد شرکت؛
برای ایجاد شرکت، دو یا چند نفر با یکدیگر توافق کرده و قرارداد شرکت را منعقد می‌‌‌کنند. حال اگر این توافق به علتی باطل باشد، منجر به بطلان شرکت می‌‌‌شود.
 
6-تصمیم تمام شرکا؛
از آنجا که همه شرکا با توافق هم قرارداد تشکیل شرکت را منعقد می‌‌‌کنند، خودشان نیز می‌‌‌توانند با توافق، شراکت را از بین ببرند.
 
 
علل خاص انحلال شرکت تضامنی
در مورد شرکت تضامنی قوانینی پیش بینی شده که می‌‌‌توان آنها را به ترتیب زیر خلاصه نمود:
 
1-انحلال شرکت برابر بند ب ماده 136 قانون تجارت با موافقت تمامی شرکا امکان پذیر است. پس در صورتی که حتی یکی از شرکا مخالف باشد، انحلال صورت نخواهد گرفت. با این حال اگر اساسنامه[5] یا شرکت‌نامه[6]، شرکا را از حق فسخ محروم نکرده باشد هر یک از شرکا می‌‌‌تواند در صورتی که انحلال به قصد ضرر زدن به شرکا یا اشخاص دیگر نباشد انحلال شرکت را درخواست کند. (بند د ماده 136ق.ت) این تقاضا باید شش ماه قبل از فسخ، کتباً به شرکا اعلام شود. همچنین اگر برابر اساسنامه باید سال به سال به حساب شرکت رسیدگی شود،فسخ در هنگام پایان محاسبه سالیانه به عمل می‌‌‌آید. (ماده 137ق.ت)
 
2-
ورشکستگی یکی از شرکا ممکن است به انحلال شرکت منجر شود.(بند ه ماده136ق.ت) انحلال شرکت به سبب ورشکستگی شرکا جنبه قهری دارد. یعنی نیازمند صدور حکم انحلال به وسیله دادگاه به سبب ورشکستگی شریک نیست و کافی است که مدیر تصفیه[7] شریک ورشکسته کتباً تقاضای انحلال شرکت را کرده باشد و از این تقاضا شش ماه گذشته و شرکت، مدیر تصفیه را از تقاضای مزبور منصرف نکرده باشد. (ماده138ق.ت)
 
3- فوت شریک نیز شرکت را منحل می‌‌‌کند (بند و ماده136ق.ت) مگر اینکه شرکای باقی مانده و قائم مقام[8] متوفی به بقای شرکت رضایت دهند. برابر ماده 139 ق.ت اگر سایر شرکا به بقا شرکت تصمیم گرفته باشند قائم مقام متوفی باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت رضایت یا عدم رضایت خود را کتباً اعلام نماید.
 
4-محجوریت[9] یکی از شرکا موجب انحلال شرکت می‌‌‌شود. (بند و ماده 136 ق.ت) اما در ماده 140 ق.ت آمده است که در صورت محجور شدن یکی از شرکا با اِعمال ماده139ق.ت می‌‌‌توان شرکتی را از انحلال نجات داد. یعنی باقیماندن شرکت وابسته به رضایت سایر شرکا و قائم مقام محجور است.
 
5-انحلال شرکت تضامنی برابر با بند ج ماده 136 قانون تجارت در صورتی ممکن است که یکی از شرکا به دلایلی انحلال شرکت را از دادگاه تقاضا نماید و دادگاه آن دلایل را موجه و حکم به انحلال بدهد. البته موضوع مهم تشخیص موجه بودن دلایل است و دلیل را وقتی می‌‌‌توان موجه دانست که سایر شرکا وظایف و تعهدات خود را انجام ندهند یا عملی مخالف با محتوای قرارداد شرکت انجام دهد.[10] البته مطابق تبصره همین ماده در صورتی که دلایل انحلال، منحصراً مربوط به شریک یا شرکای معین باشد دادگاه می‌‌‌تواند به تقاضای سایر شرکا به جای انحلال، حکم به اخراج آن شریک یا شرکا معین را بدهد.
 
6-در صورت درخواست طلبکار یا طلبکاران شخصی هر یک از شرکا، شرکت منحل می‌‌‌شود، آن هم زمانی که نتوانسته باشند طلب خود را از دارایی شخصی مدیون (شریک) وصول کنند و سهم مدیون از منافع شرکت هم برای پرداخت طلب آنها کافی نباشد. (ماده 129 ق.ت)

 

باید گفت قانون گذار سعی در حفظ حقوق طلبکاران و بقای شرکت دارد.[11] زیرا اولاً مقرر کرده است که طلبکار باید شش ماه قبل، قصد خود را به اطلاع شرکت برساند و ثانیاً طبق ماده 131 ق.ت در صورتی که سایر شرکا سهمیه آن شریک را از دارایی شرکت نقداً پرداخت کنند، می‌‌‌توانند از انحلال شرکت جلوگیری کنند.
 
آثار انحلال شرکت تضامنی
انحلال شرکت تضامنی دارای آثاری است که به ترتیب بررسی می‌‌‌گردد:
 
1- ثبت و اعلام انحلال[12]      
انحلال شرکت تضامنی باید برابر با ماده 200 ق.ت اعلام شود. به این ترتیب شرکا شرکت تضامنی مکلفند که انحلال شرکت را با ارائه مدارک مقرر، در اداره ثبت شرکت‌ها به ثبت برسانند و سپس در ظرف یک ماه از تاریخ ثبت، انحلال شرکت را توسط اداره ثبت محل در روزنامه رسمی قوه قضاییه و یکی از جراید کثتر الانتشار مرکز اصلی شرکت منتشر نمایند.
 
2-تصفیه شرکت
پس از انحلال، اموال شرکت بایستی میان شرکا تقسیم شود. اما چون خود شرکت قبل از انحلال معاملاتی انجام داده و طلبکارانی دارد، باید قبل از تقسیم اموال بین شرکا، طلب آنان پرداخت گردد. به همین جهت قانون، تصفیه را مقدم بر تقسیم اموال قرار داده است.تصفیه به مجموعه عملیاتی گفته می‌‌‌شود که به نقد کردن دارایی و طلب‌های شرکت و پرداخت بدهی‌اش منجر می‌‌‌شود.
 
3- تقسیم اموال شرکت
تقسیم دارایی شرکت میان شرکا پس از پرداخت بدهی‌های شرکت صورت می‌‌‌گیرد. از تاریخ تقسیم اموال، طلبکاران شرکت دیگر حقی نسبت به شرکت ندارند.چرا که از تاریخ تقسیم، شرکت نیز از بین می‌‌‌رود و طلبکاران تنها می‌‌‌توانند به شرکا که مسئولیتشان تضامنی است رجوع کنند. قانون تجارت در مورد تقسیم دارایی شرکت میان شرکا مقرراتی را وضع کرده که اجمالاً بررسی می‌‌‌شود:
 
أ‌.به موجب ماده 211 ق.ت « آن قسمت از دارایی شرکت که در مدت تصفیه مورد نیاز نیست به طور موقت بین شرکا تقسیم می‌‌‌شود ... .»
 
ب‌. همچنین ماده 215 ق.ت می‌‌‌گوید تقسیم دارایی شرکت، خواه در حین تصفیه و یا پس از ختم آن، در صورتی امکان دارد که قبلاً سه مرتبه در مجله رسمی و یکی از جراید، اعلام و یک سال از تاریخ انتشار اولین اعلام در مجله گذشته باشد. ماده 216 ق.ت نیز تخلف از ماده قبل را موجب مسئولیت متصدیان تصفیه در برابر طلبکاران قرار داده است.   
 
شخصیت حقوقی شرکت بعد از انحلال
اگر برای اجرای تعهدات شرکت معاملات جدیدی لازم شود، متصدیان تصفیه انجام خواهند داد. (ماده 208 ق.ت) با توجه به این ماده معلوم می‌‌‌شود که شخصیت حقوقی شرکت تنها برای انجام اموری که برای تصفیه لازم است باقی خواهد ماند. البته باید توجه داشت که در این مورد اهلیت[13] شرکت محدود نمی‌شود بلکه اختیارات مدیر تصفیه محدود می‌‌‌شود.[14]
 
آثار بقای شخصیت حقوقی شرکت
نتایج بقای شخصیت حقوقی شرکت در حال تصفیه متعدد است. چند مورد آن مختصراً ذکر می‌‌‌شود:
 
1-        شرکت نام و اقامتگاه خود را حفظ می‌‌‌کند تا به این ترتیب هم اشخاص دیگر بتوانند علیه شرکت اقامه دعوا کنند و هم شرکت بتواند به طور مستقل علیه اشخاصی که به او بدهکارند اقامه دعوا کند.
 
2-شرکت می‌‌‌تواند تعهدات جدیدی را در حدی که امر تصفیه اقتضا دارد به عهده بگیرد.(م 208 ق.ت)
 
3-طلبکاران می‌‌‌توانند در صورتی که انحلال شرکت به سببی غیر از ورشکستگی بوده، صدور حکم ورشکستگی شرکت در حال تصفیه را تقاضا کنند.(م 127 ق.ت)
 
4-چون شخصیت حقوقی شرکت فقط برای تصفیه باقی ماند است، شرکت از تاریخ انحلال نه قابل تبدیل به شرکت دیگری است و نه می‌‌‌تواند فعالیت جدیدی آغاز کند.
 
دعاوی طلبکاران پس از انحلال شرکت

با توجه ماده 124 قانون تجارت پس از ختم تصفیه و تقسیم دارایی شرکت میان طلبکاران، دعوای طلبکارانی که به هر علت طلب خود را نگرفته‌اند، تنها علیه شرکا پذیرفته است. چون شرکت با تقسیم دارایی شخصیت خود را از دست داده است. قانون تجارت مهلتی پنج ساله معین کرده تا طلبکاران بتوانند علیه شرکا یا وراث آن‌ها راجع به معاملات شرکت اقامه دعوا کنند. ابتدای این مهلت پنج ساله روزی است که انحلال شرکت در اداره ثبت، به ثبت رسیده و در مجله رسمی اعلام شده باشد.
 
        


انحلال شركت با مسئوليت محدود

 

 

كلمات كليدي  :  انحلال، شركت، شريك، مسئوليت، تصفيه، دارايي

شرکت بامسئولیت محدود برابر ماده 94 قانون تجارت، شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای انجام امور تجاری تشکیل می‌شود و هر یک از شرکا بدون این که سرمایه به سهام یا قطعات سهام تقسیم شود فقط تا میزان سرمایه خود در شرکت مسئول پرداخت بدهی‌ها و تعهدات شرکت می‌باشند.
قابلیت دارا بودن عمر نامحدود برای شرکت، مانع از آن نیست که بنا به ضرورت، به حیات شرکت تجاری خاتمه داده شود.[1]
موارد انحلال شرکتی با مسئولیت محدود در ماده 114 قانون تجارت بیان شده است، البته باید دانست که انحلال این شرکت مانند سایر شرکت‌ها ممکن است یا بنا بر علل عام انحلال شرکت‌ها باشد یا بنا به دلایلی که مخصوص این شرکت است.[2]
 
دلایل عام انحلال
شرکت با مسئولیت محدود مانند هر شرکت دیگری در موارد زیر منحل می‌شود:
 
1-انجام موضوع شرکت؛
در صورتی که شرکت موضوعی را که برای انجام آن ایجاد شده بود انجام بدهد، یا انجام آن غیر ممکن شود. (بند الف م 114 ق.ت) مثل این که؛ موضوع فعالیت شرکتی استخراج معدن معینی باشد و کالای معدن تماماً استخراج شود.
 
2-انقضاء مدت؛
وقتی که شرکتی برای مدت معینی تشکیل شده باشد، و آن مدت سپری شود. (بند الف م 114 ق.ت)
 
3-تصمیم همه شرکا؛
از آنجا که قرارداد تشکیل شرکت توسط تمام شرکا منعقد شده است، بنابراین خودشان هم می‌توانند از این قرارداد با توافق همه شرکا صرف نظر کنند.[3]
 
4-منتفی شدن تعدد شرکا؛
اگر تنها یک شریک در شرکت باقی بماند، شرکت بطور طبیعی منحل خواهد شد.
 
5-    درصورت ورشکستگی؛ (بند الف م 114 ق.ت)

ورشکستگی یک شرکت تجاری زمانی مطرح می‌شود که، شرکت از پرداخت وجوهی که به عهده دارد بر نیاید. (م 412 ق.ت) به دلیل اینکه از تاریخ صدور حکم ورشکستگی، شرکت از دخالت در امور خود ممنوع است. (م 418 ق.ت) طبیعتاً در صورت ورشکستگی منحل خواهد شد.
 
  دلایل خاص انحلال
قانون تجارت در بند‌های «ب» ، «ج» و «د» ماده 114 موارد اختصاصی انحلال شرکت با مسئولیت محدود را بیان کرده است. این موارد عبارت است از:
 
1-تصمیم شرکا؛
در صورت تصمیم عده‌ای از شرکا که میزان سهم آن‌ها بیش از نصف سرمایه شرکت باشد.(بند ب م 114 ق. ت) این اکثریت، یک اکثریت سرمایه‌ای است. بنابراین اگر حتی دو نفر از بیست نفر شریک بیش از 50% سرمایه شرکت را دارا باشند، هر زمان که اراده کنند می‌توانند شرکت را به استناد این بند منحل کنند.
این بند جنبه آمره (الزام آور) دارد و به هیچ وجه نمی‌توان اکثریت سرمایه‌ای را تغییر داد. مثلاً نمی‌توان اکثریت را 70% یا 30% قرارداد.[4]
قابل ذکر است که این بند ممکن است باعث سو استفاده برخی شرکا که دارای اکثریت سرمایه‌اند و از بین رفتن حقوق سایر شرکا شود، چرا که آن‌ها می‌توانند با تهدید سایر شرکا به انحلال، نظرات و تصمیمات خودشان را در شرکت اعمال کنند.[5]
 
2-نصف شدن سرمایه شرکت؛
در صورتی که به واسطه ضررهای وارده به شرکت نصف سرمایه شرکت از بین برود و یکی از شرکا تقاضای انحلال بکند و دادگاه نیز دلایل او را موجه بداند. سایر شرکا نیز حاضر نباشند سهمی را که در صورت انحلال به او تعلق می‌گیرد بپردازند و او را از شرکت خارج کنند.(بند ج م 114 ق.ت)
 
نکته
در مورد این بند ذکر چند نکته دارای اهمیت می‌باشد:[6]
 
أ‌. انحلال شرکت موکول به این است که یکی از شرکا از دادگاه تقاضای انحلال بنماید.
 
ب‌.  درخواست انحلال از دادگاه فقط در صورت ایجاد ضرری است که نصف سرمایه شرکت را از بین ببرد.
 
ت‌.  حکم انحلال شرکت در صورتی توسط دادگاه صادر می‌شود که سایر شرکا حاضر نباشند سهم شریک متقاضی انحلال در شرکت را پرداخت کنند. این مطلب نشان می‌دهد که شریک متقاضی انحلال باید ثابت کند که رفع ضرر شخصی او بدون انحلال میسر نیست پس هرگاه شرکا بتوانند سهم او را پرداخت کنند دلیلی برای انحلال وجود ندارد.
 
3- فوت یکی از شرکا؛

به موجب بند د ماده 114 قانون تجارت در صورتی که یکی از شرکا فوت شود و بموجب اساسنامه شرکت، فوت شریک باعث انحلال شرکت باشد، شرکت منحل خواهد شد.
علت وجود این بند، وجود جنبه شخصی بودن شرکت با مسئولیت محدود است یعنی در این شرکت تا حدی شخصیت شریک مهم است.
 
نکته 
قانون تجارت درباره موردی که هریک از شرکا محجور[7] شود سکوت اختیار کرده است. بنابراین محجوریت شریک موجب انحلال شرکت نخواهد بود.[8] از تأکید قانون تجارت بر انحلال شرکت به سبب فوت چنین بر می‌آید که؛ قانونگذار چنین مواردی را از موارد انحلال شرکت نمی‌داند، چرا که موارد انحلال شرکت جنبه حصری دارد. پس طرفین نمی‌توانند در اساسنامه یا شرکتنامه چنین توافقاتی بنمایند.[9]    
       
آثار انحلال شرکت
پس از انحلال شرکت، باید اموال شرکت میان شرکا تقسیم شود. اما چون شرکت قبل از انحلال معاملاتی با دیگران انجام داده و تعهداتی را نیز بر عهده گرفته است و طلب‌هایی دارد، ابتدا باید به امر تصفیه شرکت پرداخت، سپس در صورتی که سرمایه‌ای باقی ماند، میان شرکا تقسیم شود.

 تصفیه شرکت

تصفیه شرکت منجر به نقد کردن دارایی، دریافت مطالبات شرکت، پرداخت دیون و انجام تعهدات می‌شود. البته بدیهی است که برای انجام این اعمال شرکت باید شخصیت خود را حفظ کند. توجه به م 208 ق.ت نشان می‌دهد که شرکت را پس از انحلال، همچنان می‌توان متعهد ساخت.
 
اثر بقای شخصیت حقوقی

باقی ماندن شخصیت حقوقی برای شرکت آثاری دارد، از قبیل حفظ نام و اقامتگاه شرکت، باقی ماندن دارایی شرکت در مالکیت خودش، برعهده گرفتن تعهدات جدیدی که برای انجام تصفیه ضرورت دارد، امکان تقاضای ورشکستگی پس از انحلال؛ در صورتی که علت انحلال ورشکستگی نباشد. عدم قابلیت تبدیل شرکت به شرکتی دیگر، چون شخصیت شرکت تنها برای تصفیه و تقسیم اموال شرکت باقی مانده است.
 
مدیر تصفیه
کسی که امر تصفیه بر عهده اوست، مدیر تصفیه نام دارد. در شرکت با مسئولیت محدود امر تصفیه بر عهده مدیران شرکت است، مگر اساسنامه شرکت ترتیب دیگری مشخص کرده باشد. (م 213 ق.ت) طبق ماده 207 ق.ت وظیفه مدیران تصفیه خاتمه دادن به کارهای جاری شرکت و اجرای تعهدات و وصول مطالبات و تقسیم دارایی شرکت است. در اجرای این وظایف، مدیران تصفیه می‌توانند در صورت نیاز معاملات جدیدی برای شرکت انجام دهند.(م 208 ق.ت) همچنین حق دارند از طرف شرکت اقامه دعوا کنند؛ (م 209 ق.ت) دعاوی مربوط به شرکت را با اجازه مجمع عمومی یا اساسنامه، به صلح خاتمه دهند و یا به داوری ارجاع دهند.(م 214 ق.ت)
 
تقسیم اموال شرکت

برابر با ماده 211 قانون تجارت، آن قسمت از دارایی شرکت که در مدت تصفیه مورد نیاز نیست به طور موقت بین شرکا تقسیم می‌شود. اما متصدیان تصفیه باید معادل بدهی‌هایی که هنوز موعد پرداخت آن نرسیده و همچنین معادل مبلغی که بین شرکا مورد اختلاف است کنار بگذارد.

به هر حال تقسیم دارایی شرکت بین شرکا خواه در حین تصفیه (م 211 ق.ت) و خواه پس از ختم تصفیه، وقتی ممکن است که قبلاً سه مرتبه در مجله رسمی قوه قضاییه و یکی از جراید اعلام و یک سال از تاریخ انتشار اولین اعلام در مجله گذشته باشد.(م 219 ق.ت) تخلف از این ماده متصدیان تصفیه را مسئول جبران خسارات طلبکارانی قرار می‌دهد که به طلب خود نرسیده اند. (م 216 ق.ت)
 
نکته
در مورد تقسیم اموال ذکر دو نکته لازم است:
 
1-    با از بین رفتن شرکت، اموال باقی مانده، به همه شرکا تعلق می‌گیرد. بنابراین شریکانی که اموالی غیر از پول را به عنوان سهم خود هنگام تشکیل شرکت، آورده باشند، حق مطالبه عین اموال را ندارند، بلکه به نسبت میزان آورده خود در شرکت، نسبت به عین این اموال حق مالکیت خواهند داشت. البته شرکا می‌توانند حین تنظیم قرارداد شرکت یا اساسنامه یا هنگام تقسیم دارایی توافق کنند که عین اموال، با پرداخت تفاوت قیمت به دیگر شرکا، به صاحبان قبلی آنها باز گردد.
 
2-    هرگاه دارایی شرکت پس از پرداخت تمام بدهی‌ها دقیقاً به اندازه سرمایه اولیه باشد، شریکی که آورده‌اش به شرکت فقط کار و تخصص خود او بوده است، حقی نسبت به دارایی شرکت نخاهد داشت. البته اگر دارایی باقی مانده، بیش از سرمایه اولیه باشد، منطقی این است که این دارایی اضافه بر سرمایه اولیه، میان همه شرکا و از جمله این شریک تقسیم شود. چون این زیادی در واقع همان منفعت است که باید میان همه شرکا تقسیم شود. [10] 

 

انحلال شركت مختلط غير سهامي


 

كلمات كليدي  :  انحلال، شركت، شريك، مختلط غير سهامي، تصفيه، دارايي

شرکت مختلط غیر سهامی، شرکتی است که برای امور تجارتی تحت اسم مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود، بدون انتشار سهام[1] تشکیل می‌شود. شریک ضامن مسئول پرداخت کلیه بدهی است که ممکن است علاوه بر دارایی‌های شرکت بوجود آید. شریکی با مسئولیت محدود کسی است که مسئولیت او فقط تا میزان سرمایه‌ای است که در شرکت گذاشته و یا باید بگذارد.

ماده 161 قانون تجارت موارد انحلال شرکت مختلط غیر سهامی را جز در مورد فوت یا محجوریت و یا ورشکستگی شریک و یا شرکای با مسئولیت محدود تابع مقرراتی می‌نماید که در مورد شرکتهای تضامنی پیشنهاد شده است.[2] این ماده تصریح می‌کند: «مقررات مواد 136 -137-138-139و 140 در مورد شرکتهای مختلط غیر سهامی نیز جاری است.»
بنابراین چه در مورد انحلال شرکت مختلط  غیر‌سهامی و چه در مورد نتایج انحلال آن، همان مقرراتی اعمال می‌شود که بر شرکت تضامنی حاکم است.[3]
          
موارد عام انحلال شرکت مختلط غیر سهامی
انحلال شرکت مختلط غیرسهامی در مواردی تابع قواعد کلی مشترک راجع به شرکت‌ها است. در نتیجه این شرکت در موارد زیر منحل می‌شود:
 
1- وقتی شرکت به مقصودی که برای انجام دادن آن تشکیل شده، برسد و یا انجام دادن آن مقصود غیر ممکن شود. مثلاً شرکتی برای واردات کالایی خاص تشکیل شود اما پس از مدتی واردات این کالا ممنوع اعلام شود.(ماده 136 بند الف)
 
2-وقتی که شرکت برای مدت معین تشکیل شده و مدت آن منقضی شود. (ماده 136 بند الف)
 
3-ورشکستگی شرکت در نتیجه عدم پرداخت بدهی‌هایی که بر عهده دارد، بوجود می‌‌آید. (ماده 412 ق.ت) دادگاه پس از رسیدگی، حکم ورشکستگی را صادر و انحلال شرکت را اعلام می‌کند.[4] (ماده 136 بند الف)
 
4-در صورت توافق تمام شرکا؛ از آنجا که برای تشکیل شرکت موافقت همه شرکا لازم است، برای منحل کردن شرکت نیز تمام شرکا باید باهم توافق کنند. (ماده 136 بند ب)
 
5-در صورت منتفی شدن تعدد شرکا؛ اگر به هر دلیلی در شرکت بیش از یک شریک باقی نماند، دیگر شراکتی باقی نخواهد ماند.
 
موارد خاص انحلال شرکت مختلط غیر سهامی

علاوه بر موارد فوق، این شرکت در موارد دیگری نیز منحل می‌شود که در زیر به آن اشاره می‌شود:
 
1- در صورتی که یکی از شرکا به دلایلی انحلال شرکت را از دادگاه درخواست کند و دادگاه آن دلایل را موجه دانسته، حکم به انحلال بدهد. ( بند ج ماده 136 ق.ت) البته با توجه به تبصره این ماده هرگاه دلایل این انحلال مربوط به شریک یا شرکای معین باشد دادگاه می‌تواند به تقاضای  سایر شرکا، به جای انحلال، حکم به اخراج آن شریک یا شرکای معین را بدهد.
                                  
2-در صورت فسخ یکی از شرکا؛ هر یک از شرکا می‌تواند درخواست فسخ شرکت را بنماید البته در صورتی که در اساسنامه این حق از شرکا سلب نشده باشد و ناشی از قصد ضرر زدن به سایر شرکا یا اشخاص دیگر نباشد. این تقاضا باید شش ماه قبل از فسخ به شرکا اعلام شود چنانچه بر طبق اساسنامه باید سال به سال به حساب شرکت رسیدگی شود، فسخ در هنگام پایان محاسبه سالیانه به عمل می‌آید.(ماده 137ق.ت)

البته اگر شریک با مسئولیت محدود این حق فسخ را اعمال کند به دلیل اینکه او در اداره شرکت با مسئولیت محدود دخالتی ندارد و نقش او کم اهمیت تر از شریک تضامنی است قابل انتقاد است.[5]

3-ورشکستگی یکی از شرکای ضامن به انحلال شرکت منجر می‌شود. (بند ه ماده136ق.ت) برای انحلال، کافی است که مدیر تصفیه[6] شریک ورشکسته کتباً تقاضای انحلال شرکت را کرده باشد و از این تقاضا شش ماه گذشته و شرکت، مدیر تصفیه را از تقاضای مزبور منصرف نکرده باشد.(ماده138ق.ت)
در این شرکت ورشکستگی یکی از شرکای با مسئولیت محدود منجر به انحلال شرکت نمی‌شود.(ماده161 ق.ت)زیرا در شرکت مختلط غیر سهامی

شرکای ضامن مسئول پرداخت تمامی بدهی‌های شرکت هستند، در حالی که شریک با مسئولیت محدود در برابر بدهی شرکت، در صورتی که زایدبر سرمایه اش باشد مسئولیتی ندارد. به همین جهت ورشکستگی او نیز تاثیری در ورشکستگی شرکت ندارد.[7]

البته اگر چنین شریکی  سهم خود را از سرمایه شرکت به طور کامل پرداخت نکرده باشد،طلبکاران شرکت می‌توانند در صورت ورشکسته شدن او، برای پرداخت بقیه سهمش به او هم مراجعه کنند. در این باره ماده 158 می‌گوید: «در صورت ورشکستگی یکی از شرکای با مسئولیت محدود خود شرکت یا طلبکاران آن با طلبکاران شخصی شریک مزبور متساوی الحقوق خواهند بود.»
 
4-فوت و محجوریت شریک یا شرکای تضامنی به انحلال شرکت منجر می‌شود. (بند ه ماده136ق.ت) 
پس از فوت یا محجوریت یکی از شرکا ضامن، اگر سایر شرکا تصمیم به باقی ماندن شرکت بگیرند، قائم مقام متوفی یا نماینده محجور باید در مدت یک ماه از تاریخ فوت یا محجوریت،[8] رضایت یا عدم رضایت خود را راجع به باقی ماندن شرکت کتباً اعلام نمایند.در صورت اعلام رضایت شرکت باقی خواهد ماند.
 
نکته
ماده 161 قانون تجارت مرگ یا محجوریت شریک با مسئولیت محدود را موجب انحلال مختلط غیر سهامی نمی‌داند. زیرا این شرکت قائم به وجود شریک یا شرکای ضامن است و شرکای با مسئولیت محدود فقط سرمایه در شرکت می‌گذارند و حق دخالت در امور شرکت را ندارند.[9]
    
بقای شخصیت حقوق شرکت پس از انحلال     
ضرورت بقای شخصیت حقوقی شرکت پس از انحلال با تردیدی رو به رو نیست. پرداخت بدهی‌ها، اجرای تعهدات باقی مانده، وصول مطالبات و تقسیم باقی مانده اموال شرکت میان شرکا از جمله اموری است که انجام آنها بدون پذیرش شخصیت حقوقی برای شرکت غیر ممکن است.[10]
          
نتایج انحلال شرکت مختلط غیر سهامی
نتیجه انحلال این شرکت، تصفیه اموال شرکت و تقسیم آن میان شرکا  است: 
 
الف) تصفیه
پس از انحلال، امور شرکت باید تصفیه گردد یعنی مطالبات وصول شود بدهی‌ها پرداخت شود و دارایی شرکت میان شرکا تقسیم شود. بنابراین تصفیه امور شرکت عبارت است از مجموع عملیاتی که برای وصول مطالبات و پرداخت دیون و تبدیل دارایی شرکت به وجه نقد و تقسیم آن بین شرکا انجام می‌شود و در هنگام تصفیه در صورتی که شرکت زیان داشته باشد مبلغ اضافی که هر یک از شرکای ضامن باید بدهند نیز باید تعیین گردد. [11]
تصفیه امور شرکت مختلط غیر سهامی پس از انحلال، مطابق مواد 202 تا 218 قانون تجارت مگر در موارد انحلال ناشی از ورشکستگی که تابع مقررات راجع به ورشکستگی خواهد بود.[12]      
                           
ب) تقسیم اموال شرکت
قانون تجارت در مورد تقسیم دارایی شرکت میان شرکا مقرراتی را وضع کرده که اجمالاً بررسی می‌شود:
 
1- به موجب ماده 211  ق.ت « آن قسمت از دارایی شرکت که در مدت تصفیه مورد نیاز نیست به طور موقت بین شرکا تقسیم می‌شود ... .»
2- همچنین ماده 215 ق.ت می‌گوید تقسیم دارایی شرکت، خواه در حین تصفیه و یا پس از ختم آن، در صورتی امکان دارد که قبلاً سه مرتبه در مجله رسمی و یکی از جراید، اعلام و یک سال از تاریخ انتشار اولین اعلام در مجله گذشته باشد. ماده 216 ق.ت نیز تخلف از ماده قبل را موجب مسئولیت متصدیان تصفیه در برابر طلبکاران قرار داده است.                         

نکته
در مورد شرکت مختلط غیر سهامی باید دو نکته اساسی ذکر شود:[13]
1-  اگر دارایی این شرکت برای پرداخت بدهی هایش کافی نباشد، طلبکاران شرکت حق دارند بقیه‌ی طلب خود را از دارایی شخصی هر از شرکای ضامن وصول کند. در چنین حالتی، طلبکاران شرکت و طلبکاران شخصی شرکای ضامن، دارای حقوق مساوی هستند. (ماده 157 ق.ت) اگر شرکای ضامن بیش از یک نفر باشند، مسئولیت آنها در مقابل طلبکاران و روابط آنها با یکدیگر، تابع مقررات شرکت تضامنی است. (ماده 160 ق.      ت)

2-  در صورت ورشکستگی این شرکت، دارایی شرکت بین طلبکاران خود شرکت تقسیم می‌شود و طلبکاران شخصی شرکا در آن حقی ندارند. ماده 156 قانون تجارت این نکته را بیان می‌کند و در پایان اضافه می‌کند: «سهم الشرکه شرکای با مسئولیت محدود نیز جزء دارایی شرکت محسوب       می‌شود.»       این عبارت از این لحاظ اهمیت دارد که اگر شرکت ورشکسته شده باشد، طلبکاران شخصی شریک با مسئولیت محدود، حق توقیف و وصول سهم شریک در شرکت را ندارند، حتی اگر مثلاً به سبب ورشکستگی شریک با مسئولیت محدود، او قادر به پرداخت طلب طلبکاران شخصی خود نباشد.

------------------------------------------------------

[1] - سهام قسمتی از سرمایه شرکت سهامی است که نشان دهنده میزان  مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آدر شرکت سهامی می باشد.(ماده 24 لایحه قانونی 1347) 
[2] - ستوده تهرانی حسن؛ حقوق تجارت،تهران، نشر دادگستر، زمستان 1386، چاپ دهم، جلد دوم، ص296
[3] - اسکینی، ربیعا؛ حقوق تجارت؛ تهران، سازمان چاپ انتشارات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بهار 1386،، چاپ یازدهم، جلد اول، ص229
[4] - حسنی، حسن؛ حقوق تجارت، تهران، نشر میزان، چاپ پنجم، پائیز 1385، ص318
[5]-  اسکینی، ربیعا؛ همان، ص230، پاورقی شماره 2
[6] -کسی که اداره امور مریوط به ورشکسته را بر عهده دارد.
[7] - اسکینی، ربیعا؛ همان، ص231
[8] - به ناتوانی شخص برای دارا شدن حقوق و تکالیف محجوریت گویند.
[9] - ستوده تهرانی، حسن؛ همان، ص297
[10] - کاویانی، کورش؛ حقوق شرکت‌های تجارتی، تهران، نشر میزان، پاییز 1386، چاپ اول، ص 223
[11]-  ستوده تهرانی، حسن؛ همان، ص328
[12]- حسنی، حسن؛ همان، ص 338
[13] - اسکینی، ربیعا؛ همان، ص232

نویسنده :  محمدحسين احمدي

منبع :پژوهشکده باقر العلوم http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=frontpage