‌لايحه استقلال كانون وكلاي دادگستري  5/12/1333  

‌ لايحه استقلال كانون وكلاي دادگستري  5/12/ 1333 



‌لايحه استقلال كانون وكلاي دادگستري


‌ماده 1 - كانون وكلاي دادگستري مؤسسه‌اي است مستقل و داراي شخصيت حقوقي كه در مقر هر دادگاه استان تشكيل مي‌شود.
‌در نقاطي كه كانون وكلاء وجود ندارد تشكيل كانون مشروط به اين است كه در آن حوزه حداقل 60 نفر وكيل دادگستري به شغل وكالت اشتغال داشته‌باشد و تا وقتي كه عده وكلاء به حد نصاب مزبور نرسيده وكلاي آن حوزه تابع مقررات و نظامات كانون وكلاي مركز خواهند بود...

ادامه نوشته

فتوای رهبر انقلاب درباره التزام به ولایت فقیه

فتوای رهبر انقلاب درباره التزام به ولایت فقیه


 

سؤال: خواهشمند است در خصوص«التزام به ولایت فقیه» توضیح دهید؛ به عبارت دیگر چگونه باید عمل نماییم تا بدانیم که به جانشین بر حق آقا امام زمان (عج) اعتقاد و التزام کامل داریم؟

جواب: «ولایت فقیه به معناى حاکمیت مجتهد جامع‌الشرائط در عصر غیبت است و شعبه‌اى است از ولایت ائمه اطهار (علیهم السلام) که همان ولایت رسول الله (صلى الله علیه وآله) مى‌‌باشد و همین که از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین اطاعت کنید نشانگر التزام کامل به آن است.»

ایشان همچنین پیش از این، در پیامی خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرده بودند: «خدشه‌ در التزام‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ و تبعیت‌ از رهبری‌، خدشه‌ در کلیه‌ نظام‌ اسلامی‌ است‌ و این‌جانب‌ این‌ را از هیچ‌ کس‌ و هیچ‌ دسته‌ و گروهی‌ تحمل‌ نخواهم‌ کرد؛ البته‌ امروز بحمدالله‌ و توفیقه‌، کلیه‌ آحاد و گروه های‌ خط امام‌، ملتزم‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌ و تبعیت‌ از رهبری‌ می‌باشند و امید است‌ که‌ زمینه‌ برای‌ رمی‌ افراد و گروه ها به‌ عدم‌ التزام‌ به‌ آن‌، هرگز فراهم‌ نگردد.»

منبع :عصر ایران

ويژگي هاي شخصيتي افراد خود شيفته

 ويژگي هاي شخصيتي افراد خود شيفته

 

 خودشيفتگي به معناي پذيرش خود يا قبول خود و فقط ديدن خود است. خوب است بدانيد در دوران نوزادي، انسان به تمام معنا خودشيفته است. يک نوزاد تصور مي کند که فقط خودش در دنيا وجود دارد و هر نياز او که برآورده مي شود، به خاطر اوست. او قادر نيست دنياي پيرامون را مستقل از خودش بفهمد. به تدريج با رشد و به تعويق افتادن نيازهايش درمي يابد که فقط خودش نيست و ديگراني هستند که قادرند نيازهاي او را برطرف کنند. پس از مرحله خودشيفتگي اوليه که ذکر شد، خودشيفتگي ثانويه بروز پيدا مي کند که در اين مرحله کودک احساس مي کند چون موجود خوبي است ديگران نيازهاي او را برآورده مي کنند. اين مراحل رشد خصلت خودشيفتگي در دوران کودکي است.خودشيفتگي در بزرگسالان علل متفاوتي دارد و عوامل ژنتيکي محيطي و تربيتي در آن نقش دارند. هم چنين افرادي که بيش از اندازه نيازهايشان برآورده شده يا دچار محروميت هاي شديد بوده اند هم مي توانند دچار خودشيفتگي بيمارگونه و غيرطبيعي شوند. معمولا اين افراد ...

ادامه نوشته

مجازات هايي که قانون براي متخلفان رانندگي درنظر گرفته است

ادامه نوشته

معرفی جند کتب حقوقی

ادامه نوشته

اتهام نشر اكاذيب.عصر ایران بی گناه است

 هیات منصفه: "عصرایران" بی گناه است

 

جلسه رسيدگي به پرونده جعفر محمدي مدير سايت "عصر ايران" به اتهام نشر اكاذيب در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، با حضور هيات منصفه مطبوعات برگزار شد.

به گزارش ايسنا، در ابتداي جلسه‌ دادگاه، سيدرضايي نماينده‌ مدعي‌العموم به قرائت كيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران پرداخت و يادآور شد: جعفر محمدي مدير سايت عصر ايران با شكايت دادستان تهران به نشر اكاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي با انتشار مطلبي با عنوان «شجوني خطاب به قوه‌ قضاييه: شش ماه حقوقت حرام است» متهم است...

ادامه نوشته

مشاوره حقوقی شماره ۲۹ (آثار ملی و باستانی و مالکیت فردی )

 مشاوره حقوقی شماره ۲۹ (آثار ملی و باستانی و مالکیت فردی )

سلام
آقاي الف مالك قطعه زميني است كه بقاياي يك آتشكده در آن موجود است.اداره ميراث فرهنگي مدعي است كه اين آتشكده پلاك شده ولي هنوز ثبت نگرديده ودائما تاكيد ميكند كه مالكيت آقاي الف به قوت خود باقيست. سابقا از سوي اداره كل كتبا به آقاي الف اخطار گرديد كه از فلان حدود تجاوز نكند ولي در حال حاضر به حدود سابق الذكر خودشان پايبند نيستند و مدعي هستند كه اين حدود بايد گسترده تر شود.
حال سوال من اينست كه:
1- چه فايده اي برحفظ مالكيت آقاي الف نسبت به اثر مذكور مترتب است؟
2-آيا اداره ميراث فرهنگي موظف به خريد اثر مذكور هست يا خير؟
3-حدود آثار ملي بر اساس چه مقرراتي تعيين مي شود.؟
از اينكه در اولين فرصت ممكن پاسخ مي دهيد سپاسگذارم.موضوع تا حدي اضطراريست.


با سلام خدمت بازدید کننده محترم


پاسخ سوالات شما :نیازی با تاکیید اداره میراث فرهنگی بر مالکیت آقای الف نیست چرا که حدود و تصرف مالکانه ایشان برابر قانون است نه نظر اداره محترم میراث فرهنگی و نظر ایشان از باب تاکیداست.

((‌ماده پنجم - اشخاصي كه مالك يا متصرف مالي باشند كه در فهرست آثار ملي ثبت شده باشد مي‌توانند حق مالكيت يا تصرف خود را حفظ كنند‌وليكن نبايد دولت را از اقداماتي كه براي حفاظت آثار ملي لازم مي‌داند ممانعت نمايند در صورتي كه عمليات دولت براي حفاظت مستلزم مخارجي‌شود دولت از مالك مطالبه عوض نخواهد نمود و اقدامات مزبور مالكيت مالك را متزلزل نخواهد كرد))

مهمترین فایده بر حفظ مالکیت آقای الف برقراری و استمرار حقوق مالکانه اعم از عین و منافع و حق همه گونه تصرف برابر ماده 30 قانون مدنی  در ملک مذبور است.
اداره میراث فرهنگی به عنوان نهادی عمومی و در راستای حفظ آثار ملی و برابر ماده یک قانون حفظ آثار تاريخي و باستاني اقداماتی را قبل از تملک یا ثبت اثر مذکور به جهت جلوگیری از انهدام و خرابی وارد کردن به اثر باستانی انجام می دهد که از اقدامات مذکور می توان محدود کردن دامنه تصرف مالک و جلوگیری از احداث بنا و ... می باشد.

در خصوص سوال دومتان بربار قانون مدنی مواد 30و 38.35.31و 39 قانون مدنی و اماره تصرف آتشکده به تبع مالکیت زمین در حکم ملکیت صاحب زمین است هرچند احداث آن بوسیله و مصالح مالک فعلی و ماقبل از آن نباشد علت این حکم اماره تصرف و وضع ید مالک است.بنابر این میراث فرهنگی قواعدی را وضع نموده تا دامنه تصرف و اختیارات مالک به جهت جلوگیری از ورود خسارت به اثر باستانی محدود گردد و این محدودیت مشمول سلب مالکیت از مالک نخواهد بود بااین وجود میراث فرهنگی در صورت اقتضا برابر قانون خريد اراضي و ابنيه و تأسيسات براي حفظ آثار تاريخي و باستاني‌مصوب 1347.9.26
اقدام به تملک آتشکده با توافق  مالک خواهد نمود.
حدود آثار ملی نیز برابر قوانین راجع به حفظ و ثبت آثار ملی و همچنین رویه ها و آیین نامه های دولتی است.
با تشکر :مسعود عرفانیان


{پ.ن :ممکن است رویه کنونی بر خلاف نظر بنده و یا قوانین موجود تغییر کرده باشد .بحث میراث فرهنگی و آثار ملی نیاز به تجربه و دانش مخصوص به خود است ولیکن با توجه به عمومیت مشاوره در وبلاگ تخصصی حقوق ایران و احترام به مخاطب مواردی را برای آگاهی شما عزیزان ارائه می نماییم.}

 

 قوانین مربوطه:

‌ماده واحده - به وزارت فرهنگ اجازه داده مي‌شود علاوه بر آثار مشمول قانون حفظ آثار ملي مصوب آبان ماه 1309 آثار غير منقولي را كه از نظر‌تاريخي يا شئون ملي واجد اهميت باشد، صرف نظر از تاريخ ايجاد يا پيدايش آن با تصويب شوراي عالي فرهنگ و هنر در عداد آثار ملي مذكور در‌قانون مزبور به ثبت برساند. آثار مذكور در اين ماده مشمول كليه قوانين و مقررات مربوط به آثار ملي خواهد بود.


‌قانون خريد اراضي و ابنيه و تأسيسات براي حفظ آثار تاريخي و باستاني
‌مصوب 1347.9.26

‌ماده 1 - هرگاه براي حفظ آثار تاريخي و باستاني و تعمير و مرمت آنها و همچنين بهتر نماياندن آثار مزبور و انجام عمليات حفاري و بررسيهاي‌باستاني احتياج به خريد اراضي و ابنيه و تأسيسات متعلق به افراد يا مؤسسات خصوصي باشد وزارت فرهنگ و هنر طبق مفاد اين قانون عمل مي‌كند.
‌ماده 2 - خريد اراضي و ابنيه و تأسيسات از طريق توافق صورت خواهد گرفت.
‌ماده 3 - هرگاه نسبت به بهاي اراضي و ابنيه و تأسيسات بين وزارت فرهنگ و هنر و مالك يا مالكان توافق حاصل نشود بهاي اراضي و ابنيه و‌تأسيسات مذكور به وسيله هيأتي مركب از وزير كشور - دادستان كل - مدير كل ثبت يا نمايندگان آنها با توجه به نظر كارشناسان تعيين خواهد شد و‌تصميم هيأت قطعي است و در اين مورد علاوه بر قيمت تعيين شده پنج درصد نيز اضافه پرداخت خواهد شد و هرگاه مالك در ملك مورد معامله ساكن‌باشد علاوه بر پنج درصد فوق ده درصد ديگر به قيمت تعيين شده افزوده خواهد شد و هرگاه محل اعاشه او منحصر به درآمد آن ملك باشد پانزده درصد‌قيمت تعيين شده نيز از اين بابت به او پرداخت خواهد گرديد.


‌ماده 5 - تصرف اراضي و ابنيه و تأسيسات قبل از پرداخت تمام قيمت و يا وجوهي كه در بندهاي فوق تعيين شده مجاز نيست مگر با رضايت ‌فروشنده يا صاحب حق.
‌تبصره - در مواردي كه به تشخيص وزارت فرهنگ و هنر اقدامات فوري استحفاظي براي حفظ اراضي و ابنيه و تأسيسات مورد معامله ضروري‌باشد وزارت فرهنگ و هنر مي‌تواند قبل از پايان تشريفات خريد و تصرف به نحو مقتضي و در صورت لزوم با همكاري مأموران انتظامي اقدامات‌استحفاظي به نحوي كه در آيين‌نامه اجرايي اين قانون پيش‌بيني خواهد شد به عمل آورد.

قانون راجع به حفظ آثار ملي
‌مصوب 12 آبان ماه 1319


‌ماده اول - كليه آثار صنعتي و ابنيه و اماكني كه تا اختتام دوره سلسله زنديه در مملكت ايران احداث شده اعم از منقول و غير منقول با رعايت ماده13 اين قانون مي‌توان جزء آثار ملي ايران محسوب داشت و در تحت حفاظت و نظارت دولت مي‌باشد.

ماده سوم - ثبت مال در فهرست آثار ملي پس از تشخيص و اجازه كتبي وزارت معارف خواهد بود وليكن ثبت مالي كه مالك خصوصي داشته باشد‌بايد قبلاً به مالك اخطار شود و قطعي نمي‌شود مگر پس از آنكه به مالك اخطار و به اعتراض او اگر داشته باشد رسيدگي شده باشد و وظايف مقرره در‌اين قانون راجع به آثار ملي فقط پس از قطعي شدن ثبت بر عهده مالك تعلق خواهد گرفت.
‌ماده ششم - عمليات مفصله ذيل ممنوع و مرتكبين آن به موجب حكم محكمه قضايي به اداء پنجاه تومان الي هزار تومان جزاي نقدي محكوم‌خواهند شد و به علاوه معادل خسارتي كه به واسطه عمل خود بر آثار ملي وارد ساخته‌اند مي‌توان از ايشان اخذ نمود:
‌الف - منهدم كردن يا خرابي وارد آوردن به آثار ملي و مستور ساختن روي آنها به اندود و يا رنگ و رسم كردن نقوش و خطوط بر آنها.
ب - اقدام به عملياتي در مجاورت آثار ملي كه سبب تزلزل بنيان يا تغيير صورت آنها شود.
ج - تملك و معامله بدون اجازه دولت نسبت به مصالح و مواد متعلقه به ابنيه مذكوره در فهرست آثار ملي.
‌اقدام به مرمت و تجديد بنايي از آثار ملي كه در تصرف اشخاص باشد بايد با اجازه و تحت نظر دولت واقع شود و الا مجازاتهاي سابق‌الذكر ممكن است‌به مرتكب‌تعلق گيرد.


جهت درخواست مشاوره حقوقی و طرح سوال حقوقی بر روی لینک زیر کلیک نمایید

 

برای مشاوره حقوقی کلیک نمایید

پرسش و پاسخ22

پرسش و پاسخ
خراسان جنوبي - مورخ سه‌شنبه 1389/05/26 شماره انتشار 17626



پس از اعتراض محکوم عليه به راي اعسار صادر شده، تجديد نظر خوانده پس از حضور در دادگاه بيان مي دارد که دارايي وي کافي است و قادر به پرداخت دين خود مي باشد و از اين رو دادخواست اوليه اش مبني بر اعسار را استرداد مي کند. در اين زمينه، دادگاه تجديد نظر چه تکليفي دارد؟

پاسخ: با توجه به اظهارات خواهان دعواي اعسار در دادگاه تجديدنظر، اين دادگاه راي دادگاه بدوي را نقض کرده و راي بر رد دعواي اعسار خواهان صادر مي کند.

ماده 98 قانون آيين دادرسي مدني شرايطي را براي تغيير نحوه طرح دعوا يا خواسته بيان کرده است، چنانچه دادگاه بدون در نظر گرفتن اين شرايط، خواسته را بپذيرد و براساس آن راي صادر کند، آيا دادگاه تجديدنظر مي تواند با ايراد اشکال به پذيرش تغيير خواسته، حکم بدوي را نقض کند؟ در اين صورت آيا رسيدگي به موضوع بايد به دادگاه بدوي ارجاع شود يا دادگاه تجديدنظر مي تواند راي ماهوي موافق با خواسته را صادر کند؟

پاسخ: تغيير نحوه خواسته منوط به تحقق 2 شرط است؛ اول اين که در اولين جلسه، دادرسي صورت پذيرفته باشد و دوم آن که به دعواي اوليه مربوط بوده و منشاء واحدي داشته باشد. در صورت نبود هر يک از اين شرايط، تغيير نحوه خواسته غيرقانوني و غيرقابل پذيرش است. از آن جا که در فرض پرسش، دادگاه بدوي بدون توجه به شرط دوم، يعني مربوط بودن خواسته تغيير يافته با دعواي اول و ناشي از يک منشاء بودن، به اين خواسته رسيدگي و حکم صادر کرده است، به علت رعايت نکردن مقررات قانوني، راي صادر شده قابل نقض است. به سبب آن که خواهان با تغيير خواسته از خواسته اول خود اعراض کرده و خواسته دعوا همان خواسته تغيير يافته است که قابليت استماع ندارد، بنابر اين دادگاه تجديدنظر پس از نقض راي، قرار رد دعوا را صادر خواهد کرد.

خواهان دادخواست اصلاح گواهي حصر وراثت را تقديم دادگاه کرده اما اصل پرونده به مرکز اسناد ملي ارسال شده است و در دسترس نيست، تکليف دادگاه در اين گونه موارد چيست؟

پاسخ:براي صدور گواهي حصر وراثت اصلاحي، مطالبه و ملاحظه اصل پرونده ضروري است و دادگاه مي تواند آن را از مرکز اسناد مطالبه و پس از ملاحظه پرونده و رسيدگي و رفع نياز، آن را اعاده کند.

درباره آيين نامه اجرايي مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره اي از قوانين دادگستري، آيا الزامي شدن استفاده از وکيل ناظر به تمام دعاوي است؟ اگر اين موضوع به طور صرف ناظر به دعاوي مدني است، اختصاص به خواهان دارد يا دفاع خوانده را هم شامل مي شود؟ ضمانت اجرايي تعيين نکردن وکيل چيست؟ اگر وکيل تعيين شده، اعم از انتخابي يا معاضدتي، در اثناي رسيدگي عزل شود، وضعيت رسيدگي به پرونده چگونه خواهد بود؟ آيا الزامي شدن استفاده از وکيل شامل تمام مراحل دادخواهي در دادخواست، واخواهي، تجديدنظر خواهي و فرجام خواهي جلب ثالث است؟

پاسخ: با توجه به مفاد يک آيين نامه نحوه اجراي مواد 31 و 32 قانون اصلاح پاره اي از مقررات دادگستري، مسئله الزامي شدن استفاده از وکيل فقط ناظر به دعاوي حقوقي است که دعاوي کيفري و در عين حال، مربوط به خواهان دعوا و واخواه و تجديد نظر خواه مي باشد، نه خوانده و واخوانده و تجديدنظر خوانده. چنانچه موضوع در شمول الزامي بودن انتخاب وکيل باشد و خواهان با وجود اظهار دادگاه، وکيل انتخاب نکند دادگاه قرار رد دادخواست وي را صادر خواهد کرد. اگر خواهان وکيل معاضدتي را عزل کند مکلف است خودش اقدام به تعيين و معرفي وکيل کند.

حق استفاده از آب چاه عميق از نظر صلاحيت، جزو اموال منقول محسوب مي شود يا غيرمنقول؟

پاسخ: برابر مقررات مورد اشاره در ماده 18 قانون مدني و ماده 12 قانون آيين دادرسي مدني مي توان گفت دادگاهي که قنات يا چاه موضوع بحث در حوزه قضايي آن واقع است، صلاحيت رسيدگي به دعواي مربوطه را خواهد داشت.

شعبه ديوان عالي کشور درباره پرونده اي، دادگاه تجديد نظر را صالح به رسيدگي دانسته و از اين رو دادگاه تجديدنظر اقدام به صدور راي کرده است اما شعبه تشخيص به راي دادگاه تجديدنظر اعتراض کرده و ديوان عالي کشور را صالح به رسيدگي به موضوع پرونده دانسته است. تکليف دادگاه تجديد نظر چيست؟ به عبارت ديگر، راي ديوان عالي کشور براي دادگاه تجديد نظر ملاک است يا شعبه تشخيص؟

پاسخ: با توجه به ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکيل دادگاه هاي عمومي و انقلاب و تبصره هاي يک و 2 ماده مذکور، راي شعبه تشخيص ديوان عالي کشور براي دادگاه تجديدنظر ملاک براي اقدام است.

 

مشاوره حقوقی شماره ۲۸ (اعتقاد خلاف واقع بر عدم قدرت تسلیم مبیع)

مشاوره حقوقی شماره ۲۸ (اعتقاد خلاف واقع برعدم قدرت تسلیم مبیع)

 

با سلام خدمت استاد گرامی یک سوال مهم از خدمتتون دارم
(در صورتی که طرفین عقد بیع معتقد باشند که مبیع قابل تسلیم نیست ولی واقعا قابل تسلیم باشد وضعیت عقد بیع چگونه است؟)
لطفا به این سوالم پاسخ دهید


با سلام خدمت بازديد کننده محترم و تشکر از لطف شما


پاسخ شما :نظر دکتر کتوزیان بر این باور است که چون طرفین معامله اراده جدی بر معامله نداشته اند عقد بیع باطل است زیرا آنچه دو طرف می خواسته اند با آنچه در عالم خارج روی داده منطبق نیست و استنادی به ماده ۵۷ قانون مدنی لهستان نموده اند .لیکن به نظر حقیر باید میان اعتقاد اولیه طرفین بر عدم توانایی قبل از عقد و پس از آن تفاوت قائل بود چرا که اگر قبل از عقد بر عدم قدرت تسلیم آگاهی داشته باشند سخن جناب استاد معظم مقبول و صحیح است اما اگر هنگام تسلیم و موعد آن به چنین اعتقادی برسند قضیه به نظر متفاوت خواهد بود چراکه در این زمان قصد و رضای طرفین در تسلیم و نحوه آن موثر نبوده و نقشی ندارد تا آنان آنچه را  می خواسته اند با آنچه در عالم خارج روی داده منطبق نباشد چراکه تسلیم عمل حقوقی مستقل نیست تا قصد و اراده طرفین در آن دخالت داشته باشد بلکه صرفا طریقه و روشی است به عبارت دیگر تسلیم طریقیت دارد نه موضوعیت.و صرف اعتقاد نمی تواند قصد اولیه را مختل نماید چراکه سازنده عقد قصد و اراده طرفین است و اعتقاد باید داخل در اراده طرفین و قصد آنان گردد تا مقصود و قصد منطبق با یکدیگر نباشند.حال به ادامه استلال بنده توجه فرمایید.

 

تسليم فرع بر بيع است و به عبارتي ديگر تسليم عمل حقوقي مستقل نيست و نياز به قصد و رضاي طرفين عقد ندارد.ماده374:((در حصول قبض اذن بايع شرط نيست و مشتري مي تواند مبيع رابدون اذن قبض كند))

 

تسليم امري است نوعي و نه شخصي به عبارتي ديگر برابر ماده 369:(( تسليم به اختلاف مبيع به كيفيات مختلفه است و بايد به نحوي باشد كه عرفا آن راتسليم گويند )). پس تسليم امريست عرفي و نوعي و اگر طرفين عقد قادر به تسليم و تسلم مورد معامله نباشند بايد عرفا اين موضوع در وقوع تسليم احراز گردد نه صرف اعتقاد طرفین یا بیان نا توانی از عدم تسلیم.چرا که همان گونه که مي دانيم تسليم مبيع موضوعيت ندارد بلکه تسليم مبيع طريقيت داشته و در اين راستا شخص بايع و خريدار مي توانند خود وسيله اي براي حصول تسليم مبيع باشند يا شخص ثالثي به نيابت از آنها عمل قبض يا اقباض را به جا بياورد پس اگر واقعا و در عالم خارج مبيع قابل تسليم باشد برابر ماده 376 قانون مدني ممتنع اجبار مي گردد .

 

اما اين بحث در زماني بوجود خواهد آمد که ميان متباييعين اختلاف در قدرت تسليم باشد در غير اينصورت و در زماني که طرفين ميل به حصول نتيجه و اثر نهايي عقد ندارند و يا در واقع توانايي آن را ندارند و يا علم به عدم توانايي شخص خود دارند اما اقدامي در جهت قبض و اقباض آن اعم از دادن نيابت به شخص قادر و يا طرح دعوي نمي نمايند حسب مورد انحلا ل عقد به اراده طرفين (اقاله) و يا فسخ و بطلان ارجحيت دارد .البته اقاله و فسخ ناظر به زماني است که عقد ما عقد صحيحي بوده و تسليم واقعا ميسر باشد در غير اينصورت فرض بطلان عقد بر دو مورد اقاله و فسخ مقدم است چراکه بيع چيزي که بايع و خريدار قادر به تسليم و تسلم آن نيستند بنابر ماده 348 قانون مدني باطل است و خريدار بايد جهت در يافت ثمن معامله به بايع مراجعه نمايد .

 

و در صورت تنازع و اختلاف ميان متباييعين و طرح دعوي بدون شک بايع برابر ماده 376 به تسلیم مبیع اجبار می گردد و چنانچه در متن سوال پيداست تسليم واقعا ممکن و مقدور است و النهايه خريدار موفق به قبض و تسليم مبيع از طریق اجرای احکام خواهد گردید.در غیر اینصورت آخرین حربه حق فسخ برای خریدار خواهد بود.(نظر دیوانعالی کشور حکم شماره ۱۱۰۸-۱۴/۷/۲۷) 

 

نتیجه :به نظر صرف اعتقاد متعاملین به عدم توانایی در قبض و اقباض اثری در صحت عقد نداشته و عقد ما مشمول ماده 348 قانون مدنی و بطلان نخواهد بود چراکه منظور از تسلیم و قدرت بر آن امریست عرفی و نحوه و کیفیت آن را عرف تعیین می کند نه اعتقاد و علم طرفین قرار داد.


اميد وارم با توضيحات مختصر بنده پاسخ سوال خودتان را دريافت کرده باشيد.

با تشکر :مسعود عرفانيان  


جهت درخواست مشاوره حقوقی و طرح سوال حقوقی بر روی لینک زیر کلیک نمایید

 

برای مشاوره حقوقی کلیک نمایید

مشاوره حقوقی شماره 27 (حريم دکل فشار قوی برق و سلب مالکیت )

مشاوره حقوقی شماره 27 (حريم دکل فشار قوی برق و سلب مالکیت )

 

سلام و احترام به استحضار مير ساند بنده يک قطعه زمين در يک روستا واقع در استان گيلان در سال 1376 خريداري نمودم در سال 1387 اقدام به ساخت نمودم با اخذ جواز ساخت از دهياري و بخشداري شهرستان مربوطه کار ساخت شروع ودر حدود 70 درصد کار به پايان رسيده به مراجع به اداره برق شهرستان مربوطه به منظور اخذ کنتور برق با بازديد کارشناس اداره برق از ملک اينجانب به دليل نصب يک تير اداره برق که ظاهرا فشار قوي محسوب ميشود اذعان مي دارند که ديوار حياط به منظور رعايت حريم بايستي 5 متر از تير برق فاصله بگيرد لازم به ذکر ميباشد.
1- بنه چنانچه بخواهم حريم را رعايت بنمايم در حدود 200 الي 250 متر از اصل زمينم که در حدود 700 متر مربع ميباشد از بين خواهد رفت.
2- چرا در روز شروع ساخت مشکلات حريم را هنگام اخذ جواز ساخت به ايجانب اعلام ننموده تا بنده با آگاهي کامل نسبت به ساخت ويا تغيير نقشه اقدام بنمايم
3- تير نصب شده در زمان خريد نبوده بلکه بعدا بدون اطلاع اقدام به نصب نموده
من حيث المجموع با توجه به شرايط پيش آمده به منظور احقاق حق وضررو زياني که به اينجانب متحمل ميشود از حضرتعالي خواهش دارم در صورت امکان اين حقير را راهنمايي نماييد.
با تشکر فراوان


با سلام خدمت بازدید کننده محترم

در جواب می توان گفت که دولت  وقوای عمومی برای اعمال حاکمیت و تصدی امور نیازمند به قدرتی ما فوق مالکیت فردی است .چراکه نظم و انتظام اجتماعی و منافع عمومی اینگونه اقتضا می کند .یکی از بارز ترین اعمال قدرت از سوی دولت و نهاد های عمومی در جهت انجام امور اجرایی  منافع عامه سلب مالکیت فردی است.همان گونه که اگر منزل شما در یک خیابان واقع می گشت به جای ۲۰۰ متر تمام آن را از دست می دادید حتی اگر منزلتان را جدیدا احداث کرده بودید .قرار داد اجتماعی و زندگی در عصر حاضر قواعدی بس پیچیده دارد که گاها در برخی موارد ممکن است نا عادلانه به نظر برسد لیکن در اجتماع منافع عمومی بر منفعت فردی ارجحیت دارد .با این وجود شما می توانید با مراجعه به سازمان مربوطه توافقاتی را در خصوص مبلغ ریالی زمین از دست رفته خود بنمایید.جهت اطلاع بیشتر مواردی از قانون برق را در ذیل همین مبحث گرد آوری نمودم.

و نکته آخر به نظر امکان طرح دعوی علیه سازمان مربوط در دیوان عدالت اداری برای شما با توجه به اصل (۱۷۳ قانون اساسی) مقدور باشد .لیکن نتیجه گیری با توجه به نفع عمومی موضوع زیاد نیست.

جواب سوال ۲ و ۳ شما :ماده 11 : به منظور اطلاع صاحبان اراضي و املاك واقع در مسير خطوط نيروي برق و بالاخص جلب توجه آنان باجراي مفاد مواد 16 و 18 و 19 قانون برق ايران وزارت آب و برق يا موسسات و سركتهاي تابع از طريق نشر آگهي در جرايد محلي يا الصاق آگهي در تابلو شهرداري ها يا توزيع آن در مسير خط بطريق ممكن يا پخش آگهي از راديوهاي محلي و يا ساير وسايل مقتضي آغاز اجراي عمليات طرح خط نيروي برق را اعلام خواهند داشت .

تبصره 1ماده ۱۸- در صورتيكه اراضي واقع در خارج از محدوده شهرها كه در مسير خطوط انتقال و توزيع نيروي برق و نصب پايه‌ها قرار مي‌گيرد، مستحدثات و اعياني وجود داشته باشد كه بر اثر احداث خطوط انتقال و توزيع نيروي برق و نصب پايه‌ها از بين برود و يا خسارتي به آنها وارد شود، وزارت آب و برق و موسسات و شركتهاي تابعه آن بايد خسارت مالك اعياني را به ترتيب مذكور در ماده 16 اين قانون جبران نمايند، بدون اينكه وقفه‌اي در كارهاي احداث خطوط انتقال و توزيع برق ايجاد شود.»

راي شماره 204 مورخ 13/9/1369 هيئت عمومي ديوان عدالت اداري : «نظر به اينكه ماده 50 قانون برنامه بودجه مصوب اسفند 1351 مقرر نموده، هرگاه براي اجراي طرحهاي عمراني احتياج به خريد اراضي اعم از دائر و باير باشد و اعياني و تاسيسات متعلق به افراد خصوصي باشد به طريق زير عمل خواهد شد و اين عبارت صريح است در اينكه دولت موظف است زمينهاي مورد نياز براي طرحهاي عمراني را خريداري نمايد و لازمه خريد پرداخت بهاء مبيع است به مالك آن و بند 9 ماده مذكور كه دولت را از پرداخت بهاء معاف نموده مخصوص به حقوق ارتفاقي املاك مجاور است و شامل املاك متصرفي نمي‌شود.»

 حريم خطوط انتقال انرژي

طبق قانون سازمان برق ايران و تصويب نامه هيات وزيران در سال 1347 حريم خطوط انتقال عبارتست از :الف . حريم درجه يك، دو نوار موازي خط انتقال در طرفين آن و متصل به تصوير فاز كناري روي زمين است كه عرض هر يك از اين دو نوار در سطح افقي در جدول شماره (3-4) آمده است .ب. حريم درجه دو، دو نوار در طرفين حريم درجه يك و متصل به آن است .فواصل افقي حد خارجي حريم درجه دو از محور خط (محور خط، خط واصل بين مراكز دو پايه مجاور است) در هر طرف در جدول شماره (3-4) آمده است .

در زير خط و حريم درجه يك اقدام به هر گونه عمليات ساختماني و ايجاد تاسيسات مسكوني و تاسيسات دامداري يا باغ و درختكاري و انبارداري تا هر ارتفاع ممنوع است و فقط ايجاد زراعت فصلي و سطحي و حفر چاه و قنات و راهسازي و شبكه آبياري با رعايت اصول حفاظتي مشروط بر اين كه سبب ايجاد خسارت براي تاسيسات خطوط انتقال نگردد مجاز است  البته براي حفر چاه و قنات و راهسازي اجازه وزارت آب و برق لازم است .در حريم درجه دو فقط ايجاد تاسيسات ساختماني اعم از مسكوني و صنعتي و مخازن سوخت تا هر ارتفاع ممنوع مي باشد .

 

با تشکر :مسعود عرفانیان

كميسيون قضايي و حقوقي تصويب كرد :تعقيب و رسيدگي انتظامي قضات

 تعيين جهات قانوني براي تعقيب و رسيدگي انتظامي قضات

 


كميسيون قضايي و حقوقي تصويب كرد 
                                       
سخنگوي كميسيون قضايي و حقوقي مجلس شوراي اسلامي گفت: در جلسه روز گذشته (سه‌شنبه) اين كميسيون يك ماده از طرح نظارت بر رفتار قضات تصويب شد كه طي آن جهات قانوني براي تعقيب و رسيدگي انتظامي قضات تعيين گرديد.

امين‌حسين رحيمي در گفت‌وگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در توضيح جزئيات ماده ۱۹ طرح نظارت بر رفتار قضات گفت: به موجب اين ماده در مواردي شامل شكايت ذينفع يا نماينده قانوني، اعلام رييس قوه قضائيه، اعلام رييس ديوان عالي كشور يا دادستان كل كشور، اعلام شعبه ديوان عالي كشور در مقام رسيدگي به پرونده قضايي، ارجاع دادگاه عالي انتظامي قضات و اطلاع دادستان انتظامي قضات از هر طريق، تعقيب انتظامي يك قاضي شروع مي‌شود.

وي ادامه داد: در صورت مرتكب شدن چنين مواردي دادسراي انتظامي كه دادستان پرونده را به يكي از دادياران آن ارجاع مي‌دهد، بررسي مي‌كنند تا اگر به اين نتيجه رسيدند كه قاضي تخلفي را انجام داده است، با صدور كيفرخواست پرونده را به دادگاه عالي انتظامي قضات ارسال مي‌نمايند تا رسيدگي نهايي صورت گيرد و اگر با بررسي‌ها به اين نتيجه رسيدند كه قاضي تخلفي را مرتكب نشده است، پرونده بايگاني مي‌شود.

وجه التزام يا شرط كيفري در قراردادهاي حقوقي

نگاهي به مفهوم وجه التزام يا شرط كيفري در قراردادهاي حقوقي


شرط جزايي، يكي از پيش بيني هايي است كه طرفين قرارداد شخصا براي استحكام و استواري تعهدات طرفين و ضمانت اجراي آن توافق مي كنند.
تنها اشاره قانوني درباره آن ماده 230 قانون مدني است. گاهي از اين گونه شروط به شرط كيفري يعني ترجمه (Penalty) يا (clausepanal) تعبير مي شود.

در حقوق كشورهاي عربي، واژه هاي مترادفي مانند: بندالجزايي، جزاءالتعاقدي، جزاءالاتفاقي و تعويض النكوص به جاي اصطلاح شرط استعمال مي شود.وجه التزام، در حقوق ايران نظريه مشهور بر اين است كه شرط جزايي همان وجه التزام است كه بر دو نوع تقسيم مي شود، وجه التزام قراردادي و وجه التزام قضايي...

ادامه نوشته

استفتاء فقهی درباره حکم شوخي کارمندان زن و مرد

 استفتاء درباره شوخي کارمندان زن و مرد

 


قسمت اعظمي از کارکنان و کارمندان شرکت ها و دولت ها و همچنين سازمانها را زنان تشکيل مي دهند. همچنين ارتباط ميان زن و مرد نامحرم در محل کار يکي ديگر از شرايطي است که امروزه در محل کار به وجود آمده و گاه موجب شوخي بين آنان مي شود؛
برنا-فتواي مراجع عظام تقليد را درباره شوخي زن و مرد نامحرم در محل کار جويا شديم:

سوال: شوخى کردن بين زن و مرد نامحرم در محل کار بدون صداى خنده چه حکمى دارد؟

جواب دفتر رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي: بطور كلى ارتباط با نامحرم كه مستلزم مفسده و يا خوف ارتكاب گناه در آن مى‌باشد، جايز نيست.

جواب دفتر حضرت آيت الله مکارم شيرازي: صورتى كه جهات شرعيّه مراعات شود، و به جز آن دو نفر شخص ثالثى نيز وجود داشته باشد، يا امكان ورود ديگرى بدون اجازه آنها باشد، و سخنان عادى و معمولى باشد، اشكال ندارد.

جواب دفتر حضرت آيت الله سيستاني: جايز نيست .

داستانی دیگر از هزارو یک شب مهریه (این قصه :مهريه 100 لپ‌تاپي)

 مهريه 100 لپ‌تاپي به اجرا گذاشته شد ! 


                
زني براي مطالبه مهريه خود كه 100 لپ تاپ تعيين شده همسرش را به دادگاه فراخواند.

به گزارش فارس، زني 30 ساله با مراجعه به دادگاه خانواده شهيد محلاتي و ديدار با قاضي خواستار احضار همسر خود شد.اين زن در حضور قاضي شعبه 240 عنوان كرد كه مهريه‌اش 100 لپ‌تاپ است و آنرا از شوهر معتاد به ترياك خود طلب كرده است.

وي ادامه داد: من مهندس كامپيوتر هستم و همان ابتدا اين وسيله را به عنوان مهريه و به خاطر علاقه‌ام به كامپيوتر تعيين كردم.زن بيان كرد: من قصد جدايي از شوهرم با اينكه او معتاد است، ندارم 10 سال او را تحمل كرده‌ام و به زندگي با او ادامه مي‌دهم.مرد 38 ساله در دادگاه حضور داشت و گفت: من اصلاً همسرم را دشمن خود مي‌دانم كه حالا به دادگاه آمده است.وي تصريح كرد: خرج مصرف مواد من زياد است و نمي‌توانم مهريه همسرم كه 100 لپ تاب است را پرداخت كنم.مرد بيان كرد: اگر همسرم مهريه‌اش را به من ببخشد من نيز اعتيادم را ترك مي‌كنم و به او نفقه مي‌دهم و در كنارش زندگي مي‌كنم.

زن افزود: من مهريه‌ام را مي‌خواهم و اصلاً به ترك اعتياد شوهرم كاري ندارم و اين موضوع برايم اهميت ندارد.وي ادامه داد: شوهرم وضع مالي نسبتاً خوبي دارد و مي‌توانم به مرور اين مهريه را بپردازد و من آن را مطالبه كنم.قاضي رسيدگي كننده به اين پرونده، مرد را محكوم به پرداخت مهريه زن كرد و همچنين پرونده را به كارشناسي ارجاع داد.

نمونه وکالتنامه

 نمونه وکالتنامه 

 
 
 

نمونه وکالتنامه مراجعه به دادگاهها

 

نمونه وکالتنامه فروش خودرو

 

نمونه وکالتنامه درخواست شناسنامه

 
 

نمونه وکالتنامه ازدواج صادره از سوی خانمها

 

نمونه وکالتنامه ازدواج صادره از سوی آقایان

 

نمونه وکالتنامه مهریه

 

نمونه کالتنامه طلاق صادره از سوی خانمها

 

نمونه وکالتنامه طلاق صادره از سوی آقایان

 

 

مشاوره یا همدردی ؟!

مشاوره یا همدردی ؟!

 

با سلام و خسته نباشيد،

ميخواستم ازتون راهنمايي بخوام.من مدرک کارشناسي حقوق دارم.به عنوان مشاوره ميتونيد بگيد آينده کاري رشته حقوق در زمينه وکالت چه طوري؟آيا ميشه اميد داشت به آينده کاري وکالت اون هم با اين همه وکيل؟+کدوم مرکز امتحان وکالت دادن آينده کاري بهتري داره؟2.به نظرتون توي رشته ي ما کارشناسي ارشد ارجحيت داره يا سربازي و کار؟چون امسال گرايش خصوصي رتبه ام شد501.نميدونم برم سربازي يا دوباره واسه ارشد بخونم؟واقعا گيج شدم اگه بتونيد کمکم کنيد ممنون ميشم.


با سلام خدمت شما بازدید کننده محترم .

 

به قولی آینده را تنها فال بین ها و رمال ها می دانند اما به نظر بنده اگر قیاسی ما بین رشته پزشکی و وکالت بگیریم متوجه این موضوع خواهید شد که با توجه به عده کثیری از دکترین و مطب های پزشکی هم چنان برخی از آنها مراجعه کنندگان زیادی دارند هرچند یکی از علل این مراجعات افزایش بیماریهاست اما این دسته از دکترین در طب مهارت و تجربه خاصی دارند و شخصیت و توانایی است که آینده شغلی را رغم می زند نه عنوان شغلی .گاها در میان اقوام و فامیل می بینید که یک بنا یا مغازه دار از نظر امکانات زندگی و

در آمد از یک وکیل نیز بالاتر هستند .متاسفانه اگر شما برای در آمد به وکالت گام نهادید باید بگویم که برای وکلای جوان آینده شغلی در وکالت مبدل به سرابی شده همانگونه که آقای بهمن کشاورز نیز در یکی از گفته هایشان به این که وکلا جوان تا ۱۰ سال توانایی مالی برای خرید دفتر وکالت را ندارند نیز تائیدی بر نظر حقیر است.اما از این نکته نباید غافل بود که مهارت و افزایش توانایی و نحوه عملکرد و به قول قدیمی ها عرضه هر فرد نقش مهمی در زندگی و آینده شغلی اش دارد .هر چند که این موارد نیزبا تغییرات اقتصادی و مالی جامعه در نوسان خواهند بود .مراجعه کنندگان به یک وکیل در درجه اول شخصیت و مهارت و در درجه دوم تسهیل و تسریع در کار را از وکیل می طلبند .یک وکیل باید اجتماعی و مردمی باشد نه اینکه تا عنوانی بدست آورد با غرور و تکبر گردد. برای آینده شغلی در وکالت تنها قانون و کتب حقوقی کافی نیست مردم شناسی .روانشناسی و مدیریت نیز از دیگر موارد می باشد که شما را در میان دیگر رغبا برجسته تر خواهد نمود . 

 

و در آخر اگر هدف شما کسب در آمد است هر چه زود تر به سر بازی بروید و برای وکالت آماده شوید و اگر  تحصیلات تکمیلی خب ارشد بخوانید این بسته به اهداف شخص شماست اما قبولی در ارشد پلی برای موفقیت شما در آینده کارییتان خواهد بود و دیگر اینکه می توانید از معافیت تحصیلی استفاده کرده و در  آزمون کانون وکلا یا مشاورین حقوقی شرکت و ان شالله قبول شوید .

با تشکر :مسعود عرفانیان

 


این هم نظری جالب یکی از بازدید کنندگان (با نام مستعار آشنا):

 

 سلام من خودم هم وکالت را و هم سردفتر ی را تجربه کرده ام ان هم در سالهایی که اوضاع خیلی بهتر از این بود توی وکالت باید رو داشته باشی زبل باشی بدونی چیرو کجا بگی یکخورده شیشه خورده داشته باشی حرف سردفتری رو که پیشش کار اموزی میکردم را هرگز فراموش نمیکنم میگفت باید گرگ باشی نه اینکه دیگران را بدری بلکه دیگران تورا ندرند اری دوست و همکار اینده توی وکالت یا سردفتری باید گرگ باشی.

 

جوابیه مدیریت وبلاگ: البته منظور دریدن یا دریده شدن نیست چرا که این معانی  بیشتر در جنگل معنای واقعی دارند تا در عرصه ای مانند وکالت .در میدان نبرد سپر و شمشیر وکیل علم و عمل اوست چراکه گرگ را هم شغال یا شیر می درد .اما علم و عمل وعقل و هوشیاری شاید بیشتر از روش گرگ شدن به شما کمک کند دوست عزیز.و اینکه منظورتان را از خرده شیشه در نیافتیم ؟؟! آیا نهادی مقدس که درتمییز میان حق و باطل نقش اساسی دارد می تواند و باید خرده شیشه داشته باشد ؟؟! مسلما وکیل قبل از گرگ بودن از منظر شما انسان است و وجدان دارد وکالت باید خود نمود و نمونه ای از قانون باشد معمولا  آنان که خرده شیشه دارند بزهکاران و مجرمین هستند نه آنان که شانی همچون قداست قضا و قضاوت دارند .امید وارم نگرش مثبت تری در آتیه نسبت به این مقوله اتخاذ نمایید. در پایان از شرکت شما در این مبحث متشکرم.دوستان هم اگر نظری دارند در همین پست قرار خواهیم داد .

با تشکر :مسعود عرفانیان

 

و نظر بازدید کننده ای دیگر (آقای امین ) :

 

من هم با این جواب شما موافقم به قول دکتر شریعتی که میگه : اگه مثل خر قوی باشی بارت میکنند اگه مثل گاو گنده باشی میدوشنت و فقط از علم و آگاهی تو می ترسند.

نظر بازدید کننده ای دیگر (خانم مهرسا):

اینقدر روی کلمات نباید تمرکز کرد.اینها مثل و تشبیهاتست برای وصف بهتر صفات.یقینا منظور از گرگ هم زرنگی و هوش و ذکاوت مد نظر ایشون بوده.ما ایرانیها که این همه امثال و مثال و مثل داریم در ادبیاتمون.وصف صفات آدمیان با بیان نام این مخلوقات خدا.این مخلوقات بنده خدا رو بدنام کردند..بعضی وقتها واقعا خیلی بهتر و مظلومتر از این آدمیزادگانند..لااقل فقط برای رفع گرسنگی و غریزه می درند...!به هر حال از بیان جناب آشنا چنین تصور میشود که ایشون تحت تاثیر شرایط و مشکلات و خاطرات تلخی که داشتند این توصیه رو با این مثالها گفتند و تجربه شخصی شون بوده.البته باید این را هم بگویم که خرده شیشه داشتن و..منحصر به عده خاصی نیست.در هر لباس و پست و مقامی ممکن است چنین ناخالصیهایی دیده شود...این درست نیست که خطا و گناه و اشتباه رو منحصر به قشر خاصی دانست و دیگران را بری از خطا.اینهم ایده درستی نیست که برای بقا با جماعتی که دچار لغزش در برابر تعهداتشون هستند بنای سازگاری گذاشت.بی شک منظور ایشون هم زرنگی و خبرگی بوده.این دوست عزیز هم جمله زیبایی از شریعتی رو انتخاب کردند:( اگر مثل گاو گنده باشی،میدوشنت، اگر مثل خر قوی باشی،بارت می کنند، …. فقط از فهمیدن تو می ترسند.راهنمایی و مشاوره شما هم خوب بود.بهتره ایشون بیشتر فکر آزمون کانون باشند تا مشاوره حقوقی.

مشاوره حقوقی شماره 26(انتقال امتیاز تعلق گرفته به کارمند دولت و الزام انتقال دهنده)

مشاوره حقوقی شماره 26(انتقال امتیاز تعلق گرفته به کارمند دولت و الزام انتقال دهنده)

 

با سلام .

شخصي که کارمند دولت بود ودر تعاوني مسکن امتيازي زمين به اوتعلق مي گيردوايشان با شروطي امتياز فوق را طي قولنامه دست نويسي به شخص ميفروشد در شروط قيد شد زمان الزام به تعهدبراي فروشند زماني است که زمين طي مراحل قانوني واگذار گردد.ولي اين امر تا کنون از طرف تعاوني صورت نيافته حال اين سوال است آيا خريدار ميتواند الزام به تعهد نمايد آيا ميتوانند در خواست ضرر نماييد آيا درصورتي که وکا لت بلاعزل به خريدار داد شود بعدها براي فروشنده مشکل حقوقي وجود دارد
باتشکر


با سلام  خدمت بازدید کننده محترم

پاسخ هر۳ سوال شما منفی است .بدین شرح که همان گونه که از شروط قرار داد  مفهوم می گردد زمان الزام زماني است که زمين طي مراحل قانوني به کارمند (متعهد) واگذار گردد .در خواست خسارت نیز زمانی مورد نظر است که تعهد ما حال است یا اختیار زمان انجام آن با متعهد له می باشد واو انجام تعهد را در خواست نموده و متعهد نیز بدون علت موجه و قانونی از انجام آن سر باز زند .با این حال ادعای خسارت از تعهد موجل معتبر نخواهد بود .

انعقاد عقد وکالت نیز میان طرفین قطعا بلا اشکال است چراکه در واقع عقد وکالت بر خلاف استنباط عامه که از آن برداشت بیع یا معامله می کنند تنها در مقام وکالت موثر بوده و وکیل به نیابت از موکل اموری را در حق وی انجام می دهد .و این امر نافی حقوق موکل نخواهد بود .


ماده ۲۲۶ - در مورد عدم ايفاي تعهد از طرف يكي از متعاملين طرف ديگر نمي تواند ادعاي خسارت نمايد مگر اينكه براي ايفاي تعهد مدت معيني مقرر شده و مدت مزبور منقضي شده باشدو اگر براي ايفاي تعهد مدتي مقرر نبوده طرف وقتي مي تواند ادعاي خسارت نمايد كه اختيار موقع انجام با او بوده و ثابت نمايد كه انجام تعهد را مطالبه كرده است .

ماده ۲۲۷ - متخلف از انجام تعهد وقتي محكوم به تاديه خسارت مي شود كه نتواند ثابت نمايد كه عدم انجام به واسطه علت خارجي بوده است كه نمي توان مربوط به او نمود.(مرتبط با قوه قهریه یا فورس ماژور)

با تشکر :مسعود عرفانیان

انتشار کتاب تجارت بین الملل و محیط زیست

ادامه نوشته

شهادت کذب یا همان شهادت دروغ

 شهادت کذب یا همان شهادت دروغ  

 

 شهادت در لغت به معنی حضور و معاینه و اطلاع است و در اصطلاح، اخبار از وقوع امر محسوس به یکی از حواس در غیر مورد اخبار به حقی به ضرر خود و به نفع غیر.[1]
شهادت کذب عبارتست از اداء گواهی دروغ توسط گواه نزد مقامات رسمی در دادگاه[2]
هر کس در دادگاه نزد مقامات رسمی شهادت دروغ بدهد به سه ماه و یک روز تا دو سال حبس و یا به یک میلیون و پانصد هزار تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد شد.م 650 قانون مجازات
اسلامی

ادامه نوشته

به روز رساني اطلاعات وكلا و كارآموزان

ادامه نوشته

محققان:طلاق پديده اي ويروسي و مسري

 طلاق يک بيماري مسري است!!؟



اين محققان در توضيح اين پديده غيرمنتظره اظهار داشتند: "طلاق پديده اي ويروسي است که مي تواند به مرزهاي فراتر از کساني که مستقيما درگير آن شده اند نفوذ کند."

محققان آمريکايي پس از 32 سال تحقيقات نشان دادند که طلاق مي تواند همانند يک بيماري ويروسي از خانواده اي به خانواده ديگر سرايت کند.

به گزارش مهر، روانشناسان و جامعه شناسان دانشگاههاي هاروارد، براون و کاليفرنيا در تحقيقاتي که 32 سال به طول انجاميد نشان دادند که طلاق يک دوست صميمي يا...

ادامه نوشته

مواردی مهم در خصوص جلسه دادرسی

ادامه نوشته

دانلود نکاتی در مورد وصيت به نفع جنين pdf (آموزش حقوق شهروندی)

 

دانلود نکاتی در مورد وصيت به نفع جنين

منبع :معاونت حقوقی امور مجلس

آيين دادرسي دفاتر مراجع قضايي (آموزش حقوق شهروندی pdf)

  آيين دادرسي دفاتر مراجع قضايي (آموزش حقوق شهروندی pdf )

 

آيين دادرسي دفاتر مراجع قضايي

 

منبع :معاونت حقوقی امور مجلس

بازداشت موقت و حقوق شهروندي در اروپا

 بازداشت موقت و حقوق شهروندي در اروپا

 

مدت زمان قانوني و بررسي صحت بازداشت نبايد از حدود مشخص تجاوز کند:‏
به طور کلي بازداشت موقت براي يک مدت مشخص که توسط قانون تعيين شده است صورت مي پذيرد (پنج روز در ‏بلژيک، يک ماه در دانمارک، شش ماه در آلمان،...). اين مدت قابل تمديد است و تابع همان مقررات و شرايط مضيقي ‏است که براي صدور بار اول لازم است.‏


جبران خسارت ناشي بازداشت غير قانوني


جبران خسارات ناشي از بازداشت غير موجه، به عنوان يک حق، پذيرفته نشده است. با اين وجود، در صورتي که متهم از اتهام تبرئه گردد و يا محکوم به جرمي گردد که امکان بازداشت قانوني آن وجود نداشته است[54]، دادگاه مي تواند خسارات ناشي از اين بازداشت را جبران نمايد. اين دادگاه ويژه، توسط قاضي نشسته و به صورت علني به مساله رسيدگي مي کند. دادگاه رسيدگي کننده به اين درخواست، حتي الامکان با همان ترکيب دادگاه صادر کننده قرار تمديد برگزار مي شود. راي دادگاه مستدل و قابل تجديدنظر خواهي است. 
امکان مطالبه کليه خسارات مادي و معنوي ناشي از بازداشت وجود دارد. هيچ محدوديتي براي مبلغ غرامت وجود ندارد و دادگاه طبق اصل انصاف راي صادر مي نمايد. با اين حال، انجمن ملي قضات هلند، پيشنهاد کرده است تا بازاي هر روز بازداشت غير قانوني، 50 تا 100 يورو، قابل پرداخت به متضرر باشد...

ادامه نوشته

ولايت مادر در فقه اماميه و حقوق مدنی

 ولايت مادر در فقه اماميه و حقوق مدنی  

 

 بعضي از حقوقدانان مادر را ولي قهري نشناخته اند ، بدين استدلال كه ولايت او منوط به تقاضاي دادستان و تصويب دادگاه است . شعبه ده دادگاه استان در يك رأي مورخ 10/8/2525 همين نظر را پذيرفته و اعلام كرده است كه « ولايت مادر به فرزندش قهري نمي باشد » .

بنابراين، تصميم دادگاه در مورد ولايت مادر ، همانند ولايت جد پدري ، جنبه اعلامي خواهد داشت نه تأسيسي ، يعني درواقع دادگاه احراز مي كند كه بعد از پدر ، ولايت قهري به مادر تعلق گرفته است و در صورتي كه مادر قبل از صدور حكم دادگاه اعمالي به نمايندگي از صغير انجام داده باشد ، اين اعمال نافذ خواهد بود .

ادامه نوشته

ماهیت تناسخ و دلايل بطلان آن

ماهیت تناسخ  و دلايل بطلان آن  



پاسخ: تناسخ از ريشه  «نَسْخ» گرفته شده و از كلمات اهل لغت درباره اين واژه، چنين بر مى آيد كه از آن، دو خصوصيت استفاده مى شود:

1. تحول و انتقال.2. تعاقب دو پديده كه يكى جانشين ديگرى گردد.([1])

در آنجا كه حكمى در شريعت به وسيله حكم ديگر برطرف شود، لفظ «نسخ» به كار مى برند،و هر دو ويژگى به روشنى در آن موجود است، ولى آنجا كه اين لفظ در مسايل كلامى مانند «تناسخ» به كار مى رود تنها به ويژگى اول اكتفا مى شود، ويژگى دوم مورد نظر قرار نمى گيرد. مثلاً خواهيم گفت: «تناسخ» اين است كه روحى از بدنى به بدن ديگر منتقل شود، در اين جا تحول و انتقال هست ولى حالت تعاقب، كه يكى پشت سر ديگرى درآيد،وجود ندارد.

اصولاً از طرف قائلان به تناسخ سه نظريه مطرح مى باشد كه عبارتند از:

الف. تناسخ نامحدود.ب. تناسخ محدود به صورت نزولى.ج. تناسخ محدود به صورت صعودى.

ادامه نوشته

تست های حقوق مدنی 1 تا 8

ادامه نوشته

راه‌اندازي سامانه ملي رسيدگي به شکايات

 راه‌اندازي سامانه ملي رسيدگي به شکايات  



حجت‌الاسلام پورمحمدي در هفتمين گردهمايي مسئولان ارزيابي عملکرد و پاسخگويي به شکايات دستگاه‌هاي اجرايي که امروز سه شنبه در سازمان بازرسي کل کشور برگزار شد، گفت: سازمان بازرسي کل کشور مرکز پشتيباني از واحدهاي بازرسي ارزيابي عملکرد و پاسخگويي به شکايات است.

ادامه نوشته

تعهدات اصلي وکيل در برابر موکل(درحقوق ايران، مصر و انگليس)

 تعهدات اصلي وکيل در برابر موکل
 


(درحقوق ايران، مصر و انگليس)

 

تعهدات وکيل در برابر موکل يا بطور مستقيم ناشي از عقد وکالت است، يا بطور غير مستقيم؛ نيز ممکن است منشأ آن، توافق وکيل و موکل در قالب شروط و تعهدات ضمن عقد يا مستقل باشد که در هر حال، ايفاء تعهدات مزبور لازم است. تعهداتي که بطور مستقيم منبعث از عقد وکالت اند، ناشي از ذات عقد مزبور بوده، صرف تحقق يافتن عقد، بدون نياز به تصريح، موجب مسؤوليت وکيل مي شوند. اين دسته از تعهدات، در مقاله حاضر با عنوان «تعهدات اصلي وکيل در برابر موکل» مطرح خواهند شد، در مقابل تعهدات «ثانوي» يا «تبعي» وکيل. اطلاق واژه «ثانوي» يا «تبعي» بر اين تعهدات بدين جهت است که به واسطه عدم انجام تعهدات اوليه (اصلي) پديد آمده اند؛ مانند تعهد وکيل به جبران خسارت وارده به موکل در فرض عدم رعايت مصلحت وي که يکي از تعهدات اصلي وکيل مي باشد. ( مسؤوليت وکيل در صورت عدم انجام تعهدات مذکور در مقاله اي مستقل بحث خواهد شد).

ادامه نوشته

اشهد ان محمداً رسول الله (گواهی می‌دهم که محمّد فرستادهٔ خداست)

 اشهد ان محمداً رسول الله.

 

  (گواهی می‌دهم که محمّد فرستادهٔ خداست).

 عید مبعث بر رهبر معظم انقلاب و ملت مسلمان ایران مبارک باد.